تبليغاتX
علمی تحقیقاتی

دانشگاه كارآفرين

امروز شاهد تغيير و تحولات جدي در عرصه فناوري هستيم و دانشگاه به سبب رسالت‌ها و تعهداتي كه نسبت به جامعه دارد بايد از يكسو براي بقا و اثر بخشي خود تلاش كند و از سوي ديگر با توجه به نقشي كه در جوامع به عنوان الگو و قالب ساير سازمان‌ها دارد، بايد در جهت ايجاد بستري مناسب براي اثربخش كردن سازمان‌هاي ديگر برنامه‌ريزي كند، تا با شيوه‌هاي جديد و كارآمد بتواند با ارائه محصول و خدمات خود به جامعه نتيجه ارزشمندي را به بار آورد.

عدم تطابق و سازگاري به موقع دانشگاه‌ با محيط پيرامون سبب اختلال و تنش در ايفاي كاركردهاي دانشگاه خواهد شد. لذا يكي از الگوهاي جديد، رويكرد سيستمي به نظام آموزش عالي مي‌باشد كه در اين رويكرد دو مولفه‌ي مشتري گرايي و نتيجه گرايي نقش كليدي و اساسي در كيفيت خروجي سيستم دارند.

دانشگاه بايد باور داشته باشد كه يك سيستم و مجموعه‌اي اجتماعي است؛ هر سيستم زماني كه رابطه بهينه‌ي خود را با محيط از دست بدهد و به داد و ستد مادي و اطلاعاتي با محيط نپردازد با اين روند حالت ايستا به خود بگيرد،‌ هويت مستقل و جامعيت خود را از دست خواهد داد.

«بارتون كلارك» معتقد است كه دانشگاه‌هاي پويا در قرن بيست و يكم دانشگاه‌هايي هستند كه كارآفرين بوده و بتوانند ارزش‌هاي تخصصي و مديريتي را تلفيق نمايند. در زمان ما، آموزش معطوف به كارآفريني در دانشگاه‌هاي كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه رو به افزايش است. اين برنامه‌ها با هدف ايجاد تجربيات علمي و فرآيند مناسب توليد كالاهاي جديد طراحي شده‌اند. معمولاً اين نوع برنامه‌ها، به دانشجويان در توليد ايده‌هاي نوين و برنامه‌ريزي جهت عملي ساختن ايده‌هاي نوين و برنامه‌ريزي جهت عملي ساختن اين ايده‌ها كمك مي‌كنند. در اين برنامه‌ها از روش‌هاي مختلف آموزشي به منظور ارتقاي مهارت‌هاي دانشجويان براي ورود به بازار كار و تأسيس شركت‌هاي تجاري استفاده مي‌شود.

در حال حاضر، دانشگاه‌ها با تأسيس پارك‌هاي فناوري، شهرك‌هاي تحقيقاتي و انكوباتورها برآنند كه از كارآفرين و كاربردي كردن ايده‌هاي جديد حمايت كنند. اما دانشگاه كارآفرين موضوع جديدي است كه از يك سو توجه آن به دانش آموختگان است كه بتوانند فعاليت‌هاي كارآفرينانه از خود بروز دهند و از سوي ديگر به تنوع بخشي، نوآوري در ارايه محصولات و خدمت آموزشي و پژوهشي تأكيد دارد.

دانشگاه كارآفرين، دانشگاه سيستمي است كه مهم‌ترين واژه در ادبيات آن نتيجه‌گرايي و مشتري‌گرايي است؛ زيرا اين دانشگاه شامل گروهي از وظايف، به هم پيوسته است كه با هم نتيجه‌ي ارزشمندي از ديد مشتري به بار مي‌آورند. در اين دانشگاه با بهره‌گيري از ابزارهاي مديريت كارآفرين و رويكرد سيستمي، فعاليت‌هاي آموزشي را با نيازهاي جهان امروز و جهان آينده منطبق مي‌شود.

در اين دانشگاه تمام سياست‌ها، فعاليت‌ها و برنامه‌ها متوجه خروجي است كه آيا نتيجه‌ي ارزشمندي براي مشتري داشته است يا خير؟ در اين دانشگاه همواره اين سوال مطرح است كه چگونه مي‌توان امروز با توجه به نيازهاي مشتري، تكنولوژي و دانش كنوني دانشگاه را دوباره ساخت؟ و چگونه به گونه‌اي دانشجويان را تربيت كرد كه منجر به نتايج ارزشمندي براي جامعه همچون رفاه، ثروت، فرهنگ متعالي و اقتصاد پويا شوند؟‌

شايد بتوان اينگونه بيان كرد كه دانشگاهي كه قصد دارد كارآفرين تربيت نمايد بايد خود سازماني كارآفرين باشد. سازماني كه سعي كند خود نيز انعطاف‌پذير، كارآمد، خلاق، نوآور و كارآفرين باشد تا بتواند نسبت به تغير و تحولات انعطاف داشته و فرصت‌هاي موجود در بازار را از دست ندهد.

اين سازمان متعهد مي‌شود كه محصولات جديد، فرآيندهاي جديد و نظام‌هاي سازماني نوين ايجاد نمايد و براي اين منظور انقلاب جديدي به سوي گسترش كارآفريني درون سازماني، جريان مي‌يابد. در اين سازمان استعداد وايده‌هاي افراد سازمان، اصلي‌ترين سرمايه‌ي آن محسوب مي‌شود.

«فراي»‌ معتقد است سازمان كارآفرين زماني ايجاد مي‌شود كه بالاترين مقام اجرايي نسبت به مفهوم كارآفريني متعهد شود و بعد از آن كل سازمان كارآفريني را بپذيرد و يك ساختار زنده و پويا در سازمان ايجاد شود. همچنين توسعه‌ي فرهنگ كارآفريني و شناسايي استعدادهاي كارآفرينانه و پاداش به كارآفرينان از عمده‌ترين كارهايي است كه هر سازمان براي كارآفرين شدن بايد انجام دهد.

نظام علمي ـ كاربردي كه با هدف تربيت افراد متخصص مورد نياز سازمان‌ها و دستگاه‌هاي اجرايي پا به عرصه آموزش عالي نهاد است، مأموريت يافت تا با تربيت افراد كارآفرين سطح فناوري موجود در دستگاه‌ها و سازمان‌ها را ارتقاء دهد.

از دانش آموختگان اين نظام انتظار مي‌رود كه بتوانند با به كارگيري سطوحي از دانش خود در مهارت‌هاي شغلي، دانش فن را با نيازهاي بازار پيوند زنند و محصول و يا خدمت جديدي را به جامعه ارايه دهند و يا فرآيند توليد را با رفتار و بينش علم خود بهبود بخشند.

از اين رو دانشگاه جامع علمي ـ كاربردي به عنوان پلي بين قطب‌هاي علم كشور و سازمان‌ها و دستگاه‌هاي اجرايي وظيفه كاربردي ساختن دستاوردهاي علمي كشور را بر عهده دارد و يا به عبارتي نظام علمي ـ‌كاربردي بوسيله آموزش افراد شاغل در دستگاه‌هاي اجرايي و يا افرادي كه در حوزه‌ي عملكرد آن دستگاه‌ اجرايي مبادرت مي‌ورزند تا از اين طريق بتوانند راهكارها و شيوه‌هاي علمي را جايگزين شيوه‌هاي سنتي و ناكارآمد قبلي نمايند و همچنين با توجه به برنامه پنج ساله چهارم توسعه كه مبتني بر دانايي محوري است، نظام علمي ـ كاربردي مي‌تواند با آموزش علمي ـ كاربردي منجر به گسترش مشاغل مبتني بر دانش شده و بستر مناسبي را براي اقتصاددانايي محور فراهم آورد.

رشد و توسعه در يك نظام زماني ميسر خواهد بود كه افرادي در بين ساير آحاد جامعه با خطر‌پذيري، اقدام به نوآوري كرده و با نوآوري آنها روش‌ها و راه حل‌هاي جديد جايگزين راهكارهاي ناكارآمد و كهن قبلي شود.

با توجه به مطالب فوق، نظام علمي ـ كاربردي بايد در صف اول دانشگاه‌هاي كشور به گسترش كار آفريني مبادرت ورزد و اين امر را يكي از اساسي‌ترين رسالت‌هاي خود تلقي نمايد و در جهت توسعه آن تلاش نمايد. براي روشن شدن رابطه بين نظام علمي ـ كاربردي با كارآفريني بهتر است وجه تمايز آن با ساير نظام‌هاي آموزش عالي و فني و حرفه‌اي مشخص شود.

تفاوت‌هاي نظام مهارت محور (فني و حرفه‌اي) با علمي ـ‌كاربردي

از يك فرد تربيت شده در نظام فني و حرفه‌اي انتظار مي‌رود كه كاري كه به او محول شده است به نحوي شايسته و در حد استاندارد تعيين شده قبلي انجام دهد او با يادگيري استانداردها سعي مي‌كند شيوه‌ي انجام كارها را به درستي آموخته و آنها را به كار بندد. اما به دليل اينكه دوره‌هاي علمي ـ كاربردي سبب بكارگيري سطوحي از دانش فني و تكنولوژي‌هاي جديد در حوزه‌ي فعاليت‌هاي حرفه‌اي و مهارتي مي‌شود، انتظار مي‌رود دانشجوي علمي ـ كاربردي بتواند آن كار را به شيوه‌اي علمي و كارآمدتر از قبل انجام دهد. اما فرآيند تبديل يك ايده برگرفته از تئوري‌هاي علمي به يك محصول و يا خدمت جديد به جامعه و يا به كارگيري آن براي بهبود فرآيندهاي فعلي كار آساني نيست، با بررسي بر روي هزاران نوآوري و طبقه‌بندي آنها به اين نتيجه رسيده‌اند كه 32 درصد از كل نوآوري‌هاي جهان ناشي از ارايه‌ي راه حل‌هاي علمي در حوزه‌ي فعاليت‌هاي حرفه‌اي مي‌باشد.

بنابراين به كارگيري سطوحي از دانش در فعاليت‌هاي شغلي، خود يك نوآوري بوده و بيانگر خلاقت افراد مي‌باشد. تفاوت عمده‌ي فني و حرفه‌اي و علمي ـ كاربردي در بكارگيري لايه‌‌هاي علم در مسايل شغلي مي‌باشد،‌كه اين كار مستلزم انجام كارها به شيوه‌اي علمي، جديد و نوآورانه است. بنابراين از دانشگاه جامع علمي ـ كاربردي انتظار مي‌رود كه مشاغل مبتني بر دانش را گسترش داده تا دا نشجويان آن بتوانند تنش‌هاي بين رويكرد علمي و مساله گشايي حرفه‌اي را در تمام مشاغل مطرح سازند.

تفاوت‌ نظام‌هاي دانش محور و نظام علمي ـ كاربردي

از دانشجويان ساير دانشگاه‌هاي نظري و دانش محور انتظار مي‌رود كه با مطالعه و بررسي مقالات علمي و تئوري‌هاي موجود بتوانند مقاله‌اي را ارايه نمايند و تئوري جديدي به تئوري‌هاي موجود اضافه كنند و از اين طريق به توليد علم بپردازند. اين كار اگر چه منجر به گسترش مرزهاي دانش مي‌شود، اما بايد دانست كه دانش و علوم مختلف به رفاه و ثروت عمومي براي جامعه تبديل نمي‌شود مگر با افرادي كارآفرين كه بتوانند با ارايه‌ي راه‌حل‌هاي جديد شيوه‌ها و راهكارهاي ناكارآمد قبلي را كنار بگذارند و با خلاقيت و نوآوري، محصول و يا خدمت جديدي را به جامعه ارايه نمايند. از اين حيث دانشجوي علمي ـ كاربردي سعي مي‌كند با آگاهي يافتن از تئوري‌هاي علمي موجود و آشنايي با دانش جديد، آنها را در حرفه‌ي خود به كار بندد و راه‌حل و راه‌كار جديد و نوآورانه‌اي را براي مسائل كاربردي ارايه دهد. بدين سبب دانشجوي علمي ـ كاربردي پر كننده خلاء‌بين علم و بازار مي‌باشد؛ آنها با ايده گرفتن از افراد نخبه و علمي كشور و به كارگيري آن ايده در كسب و كار خود، محصول و يا خدمت جديدي را به جامعه ارايه مي‌دهند و سبب مي‌شوند كه همگان بتوانند از علم توليد شده توسط افراد محقق و نخبه، بهره‌مند شوند. بنابراين دانشجوي علمي ـ كاربردي با بهره‌گيري از مقالات علمي و تئوري‌هاي موجود ايده‌سازي، ايده‌يابي كرده و آن ايده را با توجه به دروس علمي ـ كاربردي به يك محصول و خدمت جديد تبديل كرده و به بازار ارايه مي‌نمايد و يا اينكه فردي است شاغل كه با ارايه‌ي يك ايده و پي‌گيري مستمر آن ايده تا رسيدن به نتيجه مطلوب، تحولي در سازمان ايجاد مي‌كند كه به آن كارآفرين سازماني اطلاق مي‌گردد.

تعاريف كارآفريني

كارآفريني: موضوعي است كه در اواخر قرن بيستم مورد توجه محافل آموزشي كشورهاي جهان قرار گرفته و در كشور عزيزمان براي اولين بار از طريق درس كارآفريني در نظام جديد آموزش متوسطه كشور مطرح شد.

يكي از اهداف درس كار آفريني؛ ايجاد انگيزة اعتقادي كافي در دانشجويان دانشگاه جامع علمي كاربردي است براي كار و تلاش و مشاركت جدي در فعاليت‌هاي سالم اقتصادي است. كه لازمة آن چگونگي بكار بستن تخصص از يك طرف و از طرف ديگر بكارگيري مهارت‌هاي لازم براي راه‌اندازي يك واحد كاري و يا انجام كار مفيد در محيط‌هاي كاري است. از اين نظر بعضي از صاحب‌نظران توسعه كار آفريني را انرژي محركه موتور توسعه اقتصادي هر كشور دانسته‌اند.

براي ايجاد زمينة مناسب براي تربيت و پرورش تفكر كار آفريني كه فرد بتواند به صورت يك عنصر با نشاط، سالم، خلاق، نوآور، تلاشگر، مقاوم، شجاع و متعهد به اصول اخلاقي در عرصة زندگي ظهور و بروز پيدا كند.

به هم رساندن سه جريان اصلي تعليم ـ تربيت در حيطه شناختي عاطفي و روان حركتي با عنايت به اثرات تعاملي آنها در يكديگر از طريق درس كارآفريني امكان پذير مي‌باشد.

بنابه گفته جان فلاول Flavell ـ john فراشناخت دانش فرد دربارة جريانها با فرآيندهاي شناختي خود است. و در برگيرندة به عمل آوردن منظم كردن و هماهنگ كردن مجموعه اين فرايند‌هاست. به اين سبب مي‌توان فراشناخت را به معناي شناسايي خود به عنوان يك متفكر دانست.

آگاهي فراشناختي نقش بارزي در برقراري يك توجه گزينشي، حل مسأله، كنترل خود، خودآموزي و تغيير رفتار دارد.

در درس كارآفريني مهارت‌هاي خود بازنگري (توبه) ـ و توجه دادن به آينده نگري و گذشته نگري است.

دوران طلايي كارآفريني‌

با نگاهي به روند رشد و توسعه جهاني در مي‌يابيم كه با افزايش و گسترش فناوري‌هاي پيشرفته نقش و جايگاه كارآفرينان به طور فزاينده‌اي بيشتر مي‌شود هر چند در گذشته اختراعات جايگاه ويژه‌اي در توسعة كشورها داشت اما امروزه كارآفريني از عوامل رشد و توسعة اقتصادي به شمار مي‌رود بگونه‌اي كه در غرب و برخي كشورهاي ديگر دو دهة اخير دوران طلايي كارآفريني نام گرفته است.

كارآفرينان از منابع مهم و پايان ناپذير ثروت آفريني در همة جوامع بشري است منبعي كه به توان خلاقيت انسان‌ها بر مي‌گردد كه از يك سو ارزان و از سوي ديگر بسيار ارزشمند و پايان ناپذير است.

تعاريف

يك كارآفرين كسي است به منظور توليد يك محصول يا ارائه خدمت با هدف بدست آوردن سود يك سيستم را سازماندهي مي‌كند.

يك ديدگاه عمومي وجود دارد كه كار‌آفرين را شامل تأسيس يك كسب و كار مخاطره آميز مي‌داند كه قادر است خود را با ريسك‌هاي متفاوت تطبيق دهد.

در واژه‌نامة وبستر اينگونه تعريف شده است:

كارآفرين كسي است كه متعهد مي‌شود مخاطره‌هاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي، اداره و تقبل نمايد.

اقتصاد دانان معتقدند!

كارآفرين كسي است كه منابع نيروي كار، مواد و ساير دارايي‌‌ها را با هم تركيب مي‌كند تا ارزش آنها را نسبت به قبل بيشتر نمايد. بعبارتي اين گروه از صاحب‌نظران بيشتر به نقش اقتصادي كارآفرينان در جامعه توجه مي‌كنند و اثراتي كه اين افراد از نظر اقتصادي بر جامعه مي‌گذارند مورد بررسي قرار مي‌دهند.

روانشناسان نيز اعتقاد دارند!

كارآفرين كسي است كه به وسيلة ويژگي‌هاي شخصي خود به پيش مي‌روند ويژگي‌هايي از قبيل نياز به كسب كردن يا رسيدن به چيزي، تجربه نمودن انجام دادن يا شايد فرار از حوزة اختيار ديگران.

در حقيقت اين گروه بيشتر به بررسي الگوي رفتاري و ويژگي‌هاي خاص دروني و روان شناختي كارآفرينان مي‌پردازند.

اما تعريفي كه اكثر صاحب‌نظران در مورد آن اتفاق نظر دارند به شرح زير است:‌

كارآفريني عبارتست از:‌

فرآيند خلق چيزي با ارزش و متفاوت از طريق اختصاص زمان و تلاش كافي همراه با خطر مالي و رواني و اجتماعي به منظور پاداش‌هاي مالي و رضايت شخص از نتايج حاصله.

در تعريف فوق چند نكته اساسي وجود دارد:‌

1ـ به طور كلي كار آفريني فرايند خلق چيزي است. خلق هر چيز ارزشمند و جديد.

2ـ كارآفريني فرايندي است كه مستلزم صرف زمان و تلاش كافي است.

3ـ كارآفريني داراي خطرهاي اجتناب ناپذير است.

4ـ آنچه بعنوان پاداش در فعاليت‌هاي كارآفرينانه وجود دارد رسيدن به استقلال مالي و كسب درآمد و همچنين رضايت خاطري است كه فرد كارآفرين بعد از انجام كار كسب خواهد كرد.

لازم به ذكر است چنانچه فردي صرفاً كسب و كاري را آغاز كند و خطرهاي آن را پذيرا باشد كارآفرين نيست بلكه لازم است تا نوآوري هم وجود داشته باشد. به بيان واضح‌تر كارآفرين كسي است كه محصول خدمت و يا فرآيند جديدي را توليد و ارائه نمايد.

كارآفرين كيست؟

كارآفرين فردي است كه عامل سازماندهي در سلسله مراحل توليد است. و در مورد نوع، ميزان توليد و روش توليد و توزيع كالا تصميم‌گيري مي‌نمايد. و همچنين عهده‌دار مسؤليت پذيرش خطر (ريسك) و پيش‌بيني‌ةاي مربوط به عرضه و تقاضا مي‌باشد.

در اسلام و نظام ارزشي‌ ما كارآفرين فرد تلاشگري است كه با اتكا به نفس و توكل به خداوند و انضباط، اطلاعات شغلي خود را همواره تعميق و توسعه دهد و محيط كاري خود را به محيط كاري بهره‌ور، پويا و شاداب و خداپسندانه تبديل نمايد.

يك كارآفرين كسي است كه دايماً در حال رشد و تغييرات و با تلاش مستمر مي‌كوشد با اتكا به نفس فراوان از حداكثر توانايي‌ها براي منافع مادي و معنوي خود و جامعه‌اي كه در آن زندگي مي‌كند بهره‌برداي نمايد.

لازمه اين امر آن است كه در ابتدا فرد نسبت به قابليت‌هاي خود ذهنيت مثبت و سالمي داشته باشد و خود را بخوبي بشناسد و يا به عبارت ديگر تلاش براي خودشناسي و قابليت‌هاي خود اولين قدم براي كارآفرين شدن مي‌باشد.

اتكاء به نفس و ذهنيت مثبت از عوامل بسيار مفيدي و مهمي است كه در نيل به موفقيت تأثير زيادي دارند. يك كارآفرين براي توسعه روحية كارآفريني خود همواره از طريق آموزش و با توجه به تجارب خود و ديگران سعي دارد قدرت خلاقيت، ابتكار و ... و تصميم‌گيري خود را تقويت نمايد تا بتواند همواره در حل مشكلات موفق شود.

 

تجزيه و تحليل حروف كارآفريني‌

استاد علي اسلامي از كارشناسان ارشد مديريت استراتژيك در كتاب خود حروف كار آفريني را بگونه‌اي جالب و علمي تجزيه و تحليل نموده‌اند كه بشرح زير مي‌باشد:

 

ك = كشف توانمندي و كارآيي

 

ا = آگاهي و اثربخشي

 

ر = رغبت و ريسك پذيري

 

آ = آفرينش گري و ابتكار زايي

 

ف = فرصت شناسي و فرصت سازي

 

ر = رشادت و رضايت

 

ي = يادگيري و يكپارچگي

 

ن = نوآوري و نقش آفريني

 

ي = يكرنگي و يقين

ك = كشف توانمندي (هوشمندي مهارت و آگاهي) و كارآيي (انجام صحيح كارها)

ا = آگاهي (هوشياري و آگاه بودن) و اثربخشي (انجام كارهاي مورد نياز جامعه)

ر = رغبت (راغب بودن ـ علاقمند بودن) و ريسك پذيري (خطرپذيري حساب شده)

آ = آفرينش‌گري (خلق پديده‌ها) و ابتكار زايي (متولد نمودن موارد تازه و بي‌سابقه در انديشه و عمل)

ف = فرصت شناسي (موقعيت شناسي براي اقدام به كاري) و فرصت سازي (ايجاد موقعيت‌هاي انجام كاري)

ر = رشادت (دليري ـ‌ دلاوري ـ شجاعت) و رضايت (راضي به رضاي خدا بودن)

ي = يادگيري (آموختن ـ فراگرفتن) و يكپارچگي (درست،‌كامل و تمام)

ن = نوآوري (عملي ساختن ايدة نو) و نقش آفريني (توليد فكر)

ي = يكرنگي (صداقت و اخلاص) و يقين (بي‌گمان ـ بي شك)

مفهوم كارآفريني

كارآفريني يعني خود باوري و خود شكوفايي، خود ساختگي، مسؤليت پذيري، متعهد شدن به معناي واقعي و آفرينندگي كار است از آنجا كه انسان حاصل روح رحماني و الهي است و مصداق بارز نفخت من روحي است و بخشي كوچك از وجود حق را در درون خود نهفته دارد. لذا خود خالق است آفريننده اشيا و پديده‌هاست.

اشرف مخلوقات است و جانشين خدا در روي زمين پس انسان محور است محور حركت ـ محور توسعه و پيشرفت و همين انسان است كه با تفكر خلاقانه و درك عظمت واقعي خود استعدادهاي بالقوه را فعليت مي‌بخشد و عملي مي‌سازد و كارآفريني را به معناي حقيقي آن محقق مي‌سازد.

فرآيند كارآفريني

كارآفريني فرايندي است كه از عناصر مختلفي تشكيل شده است. مهمترين اجزاي فرايند كارآفريني عبارتند از:

1ـ كارآفرين

فردي است كه بصورت آگاهانه تصميم مي‌گيرد كسب و كار مخاطره آميز جديدي را آغا زكند و كليدي‌ترين جزء فرآيند كارآفريني است.

2ـ‌ فرصت

فرصت‌هاي زيادي در جامعه براي كسب و كار وجود دارد ولي كارآفرين با تجزيه و تحليل و شناسايي موقعيت‌هاي بازار فرصت‌هايي را كه از ظرفيت بالايي برخوردارند براي شروع كسب و كار خود بر مي‌گزينند.

3ـ ساختار

كارآفرين براي انجام كسب و كار خود بايد مشخص سازد كه در قالب چه نوع ساختاري (به صورت فردي ـ شراكتي ـ يا شركتي) مي‌خواهد فعاليت خود را آغاز كند.

4ـ منابع

منابع مالي و انساني شناسايي و حمايت سرمايه‌گذاران جلب مي‌شود.

5ـ استراتژي و برنامة كسب و كار

اهداف كلي استراتژي‌ها و برنامه‌هاي تفضيلي كسب و كار تعيين مي‌شوند.

كارآفرين

   

فرصت

   

ساختار

   

منابع

   

استراتژي و برنامه‌هاي كسب و كار

نمودار فرآيند كارآفريني

انواع كارآفريني

كارآفريني فرايندي است كه در آن ايده و فكر جديد با بسيج منابع از طريق فرآيند ايجاد يك كسب و كار اعم از كسب و كار الكترونيكي.

كسب و كار خانگي، كسب و كار خانوادگي، كسب و كار كوچك و متوسط توأم با مخاطرة مالي و اجتماعي و حيثيتي، محصول و خدمت جديد به بازار عرضه نمايد.

كارآفريني عامل تحريك و تشويق و حس رقابت، عامل مهيا كردن عوامل توليد، عامل سازماندهي منابع و استفاده‌هاي اثربخش از آن و كاهش بوركراسي اداري است و عامل نوآوري و تعادل اقتصاد پويا است در تقسيم‌بندي و انواع كارآفريني مي‌بايست متذكر شوم كه ابتدا اعتقاد بر اين بود كه فقط با راه‌اندازي يك فعاليت و يا كسب و كار مستقل مي‌توان كارآفرين شد در اين باره دانشمندان انواع گوناگوني را براي كارآفريني ذكر كرده‌اند كه نظر مؤلف كتاب در اين بخش تقديم علاقمندان مي‌شود.

كارآفريني در يك تقسيم‌بندي علمي و پذيرفته شده موارد زير مي‌باشد:

الف: كارآفريني فردي

در اين نوع فردي كه مسوليت اوليه وي جمع‌آوري منابع لازم براي شروع كسب و كار است و يا كسي كه منابع لازم براي شروع و يا رشد كسب و كاري را بسيج مي‌نمايد و تمركز او بر نوآوري و توسعه فرآيند محصول يا خدمت جديد مي‌باشد. به عبارت ديگر كارآفريني فردي كه يك شركت را ايجاد و راه‌اندازي مي‌كند و هدف اصلي‌آش سودآوري و رشد است مشخصه اصلي يك كارآفرين فردي نوآوري مي‌باشد.

1ـ كار آفريني مستقل

اين نوع حالتي است كه فردي كسب و كار مستقلي را ايجاد مي‌كند يا نمايندگي آن را از طريق شناسايي فرصت و بسيج منابع و امكانات لازم بدست مي‌آورد و تمركز او بر نوآوري توسعة فرايند ايجاد محصولات يا خدمات جديد مي‌باشد.

در يك تعريف ديگر كارآفريني مستقل

فرايندي است كه كارآفرين از ايده اوليه تا ارائه محصول خود به جامعه كليه فعاليت كارآفرينانه را با ايجاد يك بنگاه اقتصادي جديد به طور مستقل طي مي‌كند.

بعبارتي كار آفرينان مستقل افرادي هستند كه يا به صورت شخصي و يا با مشاركت مالي سرمايه‌گذاران ديگر اقدام به فعاليت كارآفرينانه مي‌كنند و مسؤليت خطرات آنرا مي‌پذيرند.

2ـ كارآفرين سازماني

فرآيندي است كه در آن محصولات نوآوري شده از طريق القاء و ايجاد فرهنگ كارآفرينانه در يك سازمان از قبل تأسيس شده به ظهور مي‌رسند به تعريفي ديگر فعاليت‌هاي كارآفرينانه در اين نوع فعاليت‌هايي است كه از منابع و حمايت سازماني به منظور دستيابي به نتايج نوآورانه برخوردار مي‌باشد.

كارآفرين سازماني كسي است كه در تحت حمايت يك شركت محصولات فعاليت‌ها و تكنولوژي جديد را كشف و به بهره‌برداري مي‌رساند. و باز به بياني ديگر كارآفريني سازماني شامل پرورش رفتار كارآفرينانه در سازماني است كه قبلاً تأسيس شده و فرايندي است كه محصولات (خدمات) يا فرآيند نوآورانه با خلق فرهنگ كارآفريني در يك سازمان ايجاد شود در اين نوع كارآفريني يك شركت يا سازمان شرايط و محيطي را فراهم مي‌سازد تا اعضاء بتوانند در امور كارآفريني شركت كنند و طي آن محصولات، خدمات يا فرآيند نوآورانه از طريق ايجاد فرهنگ كارآفريني به منصة ظهور برسد.

يكي از تفاوت‌هاي اساسي كارآفرينان درون سازماني در اين است كه كارآفرين درون سازماني در مقايسه با كارآفرين مستقل كمتر مي‌تواند از ابتداي فرآيند نوآوري (خلق ايده) تا انتهاي آن (بخش تجاري) بر امور نظارت داشته باشد يا مجري آن باشد.

3ـ كارآفرين شركتي

كارآفريني شركتي به مفهوم تعهد شركت به ايجاد و مصرفي محصولات جديد و نظام‌هاي سازماني نوين است.

به اعتقاد برخي محققان عمده فعاليت‌هاي كارآفرينان در سازمان شامل توسعه كالا و خدمات جديد معرفي روش‌هاي جديد توليد تشخيص بازارهاي جديد، پيدا كردن منابع جديد خريد و توسعه و بهبود سازمان مي‌شود زماني نيز خود سازمان‌ها سعي مي‌كنند شرايطي را فراهم كنند تا همه كاركنان بتوانند در نقش يك كارآفرين انجام وظيفه كنند و تمام فعاليت‌هاي كارآفرينانه فردي و گروهي را بطور مستمر سريع و راحت به ثمر برسانند به اين نوع كارآفريني كار آفريني شركتي مي‌گويند.

لازم به ذكر است كه كارآفرينان سازماني با مبتكران و مديران موفق يكي نيستند آنان داراي ويژگي‌هاي برجسته‌اي همچون خطرپذيري هستند و بيشتر توجه آنان به بخش تجاري و بازار و مشتري‌هاست در حاليكه مبتكران و مديران به مسائل فني توجه دارند.

ويژگي‌هاي بارز كارآفرينان سازماني از اين قرار است:‌

1ـ كارآفرينان سازماني تحقيقات بازار را خودشان انجام مي‌دهند.

2ـ آنها تصميم گيرندگان خوبي هستند حتي در شرايطي كه اطلاعات كافي ندارند.

3ـ ارتباط آنان بيشتر از نوع غير رسمي و مخالف سلسله مراتب سازماني است.

4ـ آنان براحتي از كنار مسائل و مشكلاتي كه مي‌بينند نمي‌گذرند و بيشتر حلال مشكلات هستند.

5ـ ارتباطشان با افرادي كه خوب كار مي‌كنند بسيار خوب و نزديك است.

6ـ و بالاخره كارآفرين سازماني به منابع فناوري ـ افراد دانش سازمانها به منظور توسعه محصول احتياج دارند همينطور به اعتماد و حمايت آنها براي ادامه و سعي بيشتر نيازمندند.

ب ـ كارآفريني گروهي

در يك تقسيم‌بندي ديگر مؤلف معتقد است:

كارآفريني دو نوع است بالقوه و بالفعل.

الف: كارآفريني بالقوه

در اين نوع كارآفريني فرد قدرت و توان لازم را از نظر جسمي و مالي براي انجام كار امور كار آفريني را دارد و همه ذهني و قلبي است و نوعاً بصورت ايده و برنامة كاملاً انتزاعي ذهني است و بالقوه در وجود فرد هست ولي عينيت نداشته و به منصة ظهور عمل نرسيده است.

ب: كارآفريني بالفعل

در اين نوع كارآفريني فرد قدرت و توانايي كامل به فعليت در آوردن همة آنچه كه بصورت ايده در ذهن خود پرورانده است صورت تحقق بخود مي‌گيرد و عينيت يافته و عملي مي‌شود.

ويژگي‌هاي كارآفرينان‌

غالب تعاريفي كه از كارآفرينان ارائه شده تعاريفي است كه بيشتر ويژگي‌هاي فردي كارآفرينان را بيان مي‌كند سعي و تلاش روان‌شناسان بيشتر در جهت يافتن ويژگي‌هاي شخصيتي مشترك كارآفرينان و سعي جامعه‌شناسان در جهت يافتن ويژگي‌هاي جمعيت شناختي اين افراد مي‌باشد.

لذا روانشناسان ويژگي‌هاي خاص و مختلفي را براي افراد كارآفرين تعريف كرده‌اند در اكثر تعاريف آنان مشترك است به شرح زير مي‌باشد.

الف: ويژگي‌هاي روان‌شناختي

1ـ استقلال طلبي

كارآفرينان افراد مستقل و استوار هستند كه علاقه وافري به كنترل امور دارند آنان نياز شديد به استقلال دارند تا از اين رهگذر بتوانند تصميم خود را بگيرند شايد يكي از مهمترين دلائلي كه آنان فعاليت اقتصادي‌شان را شروع كردند اجتناب از كار كردن براي ديگران است چرا كه آنان تمايل دارند رهبر باشند تا پيرو و تابع.

2ـ مخاطره پذيري‌

آنگونه كه در تعريف كارآفريني ذكر شد فرآيند كارآفريني همراه با خطرپذيري است كارآفرينان غالباً پذيرندگان خطرهاي مطالعه شده و مديريت پذير يا حساب شده مي‌باشند.

هر چند آنان غالباً به طرفكارهاي پرخطر نمي‌روند ولي علاقه دارند تا براي شروع يك فعاليت اقتصادي به قدر متعادلي خطر پذيري كنند.

اينان مهارت‌هاي خود را امتحان مي‌كنند و چون به توانايي‌ها و امكان موفقيت‌ خود اطمينان و ايمان و اعتقاد دارند دست به كاري مي‌زنند كه احتمال شكست هم وجود داشته باشد.

3ـ كنترل دروني

كانون كنترل دروني احساسي است كه افراد برخوردار از آن معتقدند كه شخصاً هدايت وكنترل سرنوشت‌شان را بدست دارند و آنها معتقدند كه موفقيت يا شكست‌شان نتيجه اقدامات خودشان است تا حكم سرنوشت‌ و يا تأثير مطلق عوامل بيروني و حوادث احتمالي نظير شانس و بخت و اقبال.

شما چطور، آيا مي‌توانيد مسؤليت كارها و روند ادامة امور و نتيجة آن را برعهده بگيريد يا خير؟ چه بازي‌هايي را بيشتر دوست داريد؟ بازي‌هايي كه در آنها شانس و اقبال عامل اصلي برد و باخت است يا مهارت؟

4ـ نياز به موفقيت، پيشرفت

اين ويژگي نيز يكي ديگر از ابعاد اساسي شخصيت كارآفرينان است آيا علت ترك شغل افرادي كه در كار خود ماهر بوده و حقوق و دستمزد خوبي نيز دريافت مي‌كرده‌اند نياز به توفيق به همراه نياز به استقلال نبوده است؟ فرد كارآفرين هدف‌گراست حال اين هدف ممكن است كسب سود يا ثروت باشد يا هدف سازماني مانند بازاريابي محصول جديد يا ارائه خدمتي موفقيت‌آميز.

پژوهش‌ها نشان مي‌دهد كه كار آفرينان كساني هستند كه نياز زيادي به پيشرفت و نياز كمي به قدرت دارند. همچنين اين افراد به وابستگي‌هاي اجتماعي نياز بسيار كمي از خود نشان مي‌دهند.

5ـ ايده‌پردازي و خلاقيت و نوآوري

خلاقيت همان خلق ايده‌ةاي جديد است كه اين ايده‌ها ممكن است به محصولات يا خدمات جديدي نيز منجر شود. نوآوري نيز همانا ارائه محصول فرآيند و خدمات جديد به بازار است.

خلاقيت فرآيند ايجاد هر چيز با ارزش است و در حقيقت پيدايي و تجلي يك انديشه و فكر است در حاليكه نوآوري عملي ساختن آن انديشه و فكر است. فرصت‌ها نيز موقعيت‌هايي هستند كه از بررسي نيازهاي جامعه فراهم مي‌شوند كه كارآفرينان اين نيازها را درك كرده اما افراد عادي قادر به درك آنها نيستند.

شما دانشجوي عزيز تا چه حد در انجام كارها سعي مي‌كنيد روش‌هاي جديد و نو را امتحان كنيد اگر هميشه در پي يافتن راه‌هايي به غير از راه‌هاي ثابت شدة خود و ديگران هستيد گرايش به خلق ايده‌هاي نو و نوآورانه در شما وجود دارد شما در فصلهاي بعدي خواهيد يافت كه چگونه با بهره‌گيري از روش‌ها و فنون خلاقيت مي‌توانيد توانايي خلاقيت و نوآوري خود را افزايش دهيد.

6ـ اعتماد به نفس

كارآفرينان معمولاً اعتماد به نفس بالايي دارند آنها توانايي‌ها و راهبردهاي خود را قبول دارند. خود را باور دارند و مي‌دانند كه مي‌توانند.

7ـ پشتكار بالا

كارآفرينان افرادي هستند كه در انجام كارهايشان مصمم و داراي پشتكار هستند اين افراد با مواجه شدن با شكست نااميد نمي‌شوند و بدنبال راهي مي‌گردند كه بر آن غلبه كنند و راه خود را تا رسيدن به موفقيت ادامه مي‌دهند.

8- آرمان گرايي و داشتن دورنما

كارآفرينان براي خود يك هدف نهايي در نظر مي‌گيرند و ابتدا تصميم مي‌گيرند چه مي‌خواهند سپس براي رسيدن به آن برنامه‌ريزي مي‌كنند و تلاش مي‌كنند تا به آن هدف برسند.

9ـ نتيجه‌گرا

كارآفرينان افرادي هستند كه مخاطرات و سختي‌ها را متقبل مي‌شوند براي اينكه در نهايت به نتيجه برسند اين نتيجه كسب در آمد رسيدن به سود و يا رضايت شخصي است.

10ـ كارآمد بودن

يعني توانايي بهره‌برداري بدون اتلاف منابع. آنان سعي مي‌كنند از كمترين منابع و زمان حداكثر استفاده را ببرند.

و بسياري از ويژگي‌هاي ديگر از جمله :‌

چاره جويي ـ بي‌صبري ـ علاقمندي به يادگيري ـ رهبري

بخاطر داشته باشيم كه كارآفرينان با اين صفات متولد نشدند بلكه اين ويژگي‌ها را از طريق تجربه كسب كرده‌اند. بنابراين شما مي‌توانيد با استفاده از تجربياتي كه در طول زندگي كسب مي‌كنيد چنين خصوصياتي را در خود ايجاد نمائيد.

ب ـ ويژگي‌هاي جمعيت شناختي

1ـ تجربه كاري

كارآفرينان در صنعتي كار خود را در آن آغاز مي‌كنند داراي تجربة قبلي هستند. بهره‌گيري از تجارب كاري قبلي در فعاليت‌هاي اقتصادي خاص همواره همبستگي مثبتي با ميزان دسترسي به موفقيت كاري دارد.

2ـ الگوي نقش

خانواده و دوستان نقش قابل توجهي را در كارآفرين شدن فرد ايفا مي‌كنند تحقيقات نشان مي‌دهد غالب پدران كارآفرينان موفق در زمينه‌هايي با فناوري بالا مالك و مدير بوده‌اند آنان با فرهنگ كارآفريني در محيط خانه آشنا شده‌اند و تجربيات كارآفرين شدن را كسب مي‌كنند.

3ـ شرايط كودكي

پژوهش‌ها نشان داده كه تجربيات كودكي تأثير بسزايي در زندگي آيندة فرد دارد به همين علت است كه مطالعات در خصوص شرايط كودكي افراد در ابعاد مختلف صورت گرفته است اعضاي خانواده و بخصوص والدين در ايجاد شرايط و پرورش حس استقلال طلبي. علاقه به موفقيت. مسوليت پذيري و ديگر ويژگي‌هاي كارآفريني در فرزندان خود بسيار مؤثرند.

4ـ سن

به طور كلي جهت كارآفرين شدن سن مشخصي ملاك و معيار نمي‌باشد اما نكته‌اي وجود دارد اين است كه هر چه سن افراد بالا مي‌رود و سالخوردگي فرا مي‌رسد از ريسك و خطرپذيري بيزار مي‌شوند و علاقه ندارد و نمي‌خواهند بر روي فعاليت‌هاي اقتصادي كه ممكن است شكست بخورند خطرپذيري كنند. بر اساس تحقيقات صورت گرفته مي‌بينيم كه اكثر كارآفرينان كسب و كار خود را در سنين بين 25 تا 45 شروع مي‌كنند و هر چه كارآفرين جوانتر باشد امكان موفقيت او بيشتر خواهد بود.

5ـ ميزان و سطح تحصيلات

شرايط و زمينه‌هاي تحصيلي كارآفرينان همانند سن آغاز به فعاليت‌هاي كارآفرينانه متفاوت مي‌باشد بعضي از آنان ترك تحصيل كنندگان دبيرستان هستند كه يا مجبور شده‌اند مدرسه را بخاطر كمك مالي به خانواده ترك نمايند و يا كساني كه دنياي واقعي را از مدرسه مهيج‌تر يافته و آن را ترك كرده‌اند.

با اين وجود به طور كلي كار آفرينان تحصيلات دانشگاهي داشته و تعداد زيادي از آنان داراي مدارج بالاي علمي هستند البته اين امر تا حد زيادي به جامعه بستگي دارد اگر جامعه از سطح بالاتري از دانش برخوردار شد كار آفرينان نيز تحصيلات بالاتري خواهند داشت.

6ـ انگيزش براي آغاز فعاليت اقتصادي

مطرح شدن اين پرسش كه چرا افراد كارآفرين مي‌شوند موضوعي است كه به شرايط انگيزش آنان مربوط مي‌شود كارآفرينان اغلب به دليل ضرورت شروع به فعاليت اقتصادي مستقل مي‌كنند.

گاهي نيز انگيزه ايجاد كسب و كاري مرتبط با فعاليت قبلي فرد همراه با مديريت مستقل خود دليل شروع يك فعاليت كارآفرينانه است در حقيقت يكي از مهمترين دلايل براي كارآفريني حس استقلال طلبي و عدم وابستگي به ديگران است. در بعضي مواقع نيز افراد در اثر روابط كاري و اجتماعي مخصوص مانند اخراج موقت از شغل ترغيب به ايجاد يك كسب و كار جديد شده‌اند.

امروزه نظام‌هاي آموزشي از عواملي هستند كه بر كارآفرين شدن افراد تأثير دارند و نهايتاً قرار نگرفتن اشخاص در جايگاه مورد انتظارش سبب مي‌شود كه وي به سوي فعاليت‌هاي كارآفرينانه سوق پيدا كند.

ويژگي‌هاي شخصيتي كارآفرينان‌

1ـ حالت ذهني مثبت

به اعتقاد مؤلف حالت‌هاي ذهني انسان را خوب و بد و شاد و مغموم، غني و فقير مي‌كند.

2ـ نياز به موفقيت

3ـ تمايل به ريسك و مخاطره

كارآفرينان اشخاص ميانه رو هستند و حساب شده ريسك مي‌كنند.

4ـ گرايش به خلاقيت و نوآوري

خلاقيت عبارتست از توانايي تلفيق ايده‌ها به شيوه‌اي منحصر بفرد و نوآوري فرآيند به كار گرفتن يك ايده خلاق و تبديل آن به يك محصول مفيد است.

5ـ روحية شكست ناپذيري

كارآفرينان بر اين باورند كه چيزي بنام شكست وجود ندارد و آنچه كه بدست مي‌آيد تنها نتيجه است و بس.

يكي از محدوديت‌هاي انسان ترس از شكست است باور به شكست يكي از راه‌هاي مسموم كننده ذهن مي‌باشد.

6ـ مركز كنترل دروني

برخي افراد باور دارند كه بر زندگي خود كنترل دارند و بعضي ديگر بر اين باورند كه نيروهاي بيروني زندگي آنان را كنترل مي‌كنند و اين نيروها خارج از كنترل افرادي كه داراي مركز كنترل دروني‌اند حوادث مرتبط با زندگي خود را كنترل مي‌كنند و صفات مشخص دروني آنان تعيين مي‌كند كه در يك موقعيت چه اتفاقي خواهد افتاد.

7ـ نياز به استقلال

نياز به استقلال يعني براي خود انجام دادن و عاملي است كه سبب مي‌شود تا كارآفرينان به اهداف و روياهاي خود دست يابند.

مهارت‌هاي كارآفريني‌

مسلماً كارآفرينان جهت راه‌اندازي، اداره كسب كار مبتني بر كارآفريني آن هم بگونه‌اي موفق به مهارت‌هاي مختلفي نياز دارند توانايي در بكارگيري اصولي و صحيح دانش و علوم و تجربيات كسب شده و بهره‌گيري درست از آن در ادارة كسب و كار. نشان دهندة سطح مهارت‌هاي يك كار آفرين است.

اين مهارت‌ها در كسب وكارهاي گوناگون متفاوت مي‌باشد و مسلماً هر كسب و كاري به مهارت و دانش و تخصص خاصي نياز دارد. لكن دانش و مهارت‌هايي نيز وجود دارد كه در تمامي كسب و كارهاي مورد نياز و مشترك است كه عبارتند از:‌

الف: مهارت‌هاي عمومي كسب و كار

1ـ تبديل ايده و فرصت به يك كسب و كار

2ـ مهارت در نوشتن

3ـ مهارت در برقراري ارتباط و مذاكره (با سرمايه‌داران ـ رقبا ـ فروشندگان)

4ـ مهارت در انتخاب نوع كسب و كار

5ـ مهارت در انتخاب نام كسب و كار (نامي گويا و متناسب با فرهنگ و ماهيت شغل ...)

6ـ مهارت در انتخاب مكان كسب و كار

7ـ مهارت در كنترل و نظارت

ب ـ مهارت‌هاي تخصصي و مديريتي

1ـ مديريت فني اعم از توليد ـ انبارداري ـ خريد ـ فروش و توزيع

2ـ مديريت منابع انساني (مراعات اصل دل افزاري )

3ـ مديريت راهبردي (توانايي تدوين و اجرا و ارزيابي با اهداف مشخص)

4ـ مديريت زمان (استفاده بهينه از وقت براي اجراي برنامه‌ها)

5ـ مديريت خطرپذيري‌(توانايي مقابله با پيش آمدهاي احتمالي و بازگشت به حالت تعادل)

6ـ مديريت بازاريابي (مهارت در تبليغات ـ‌ قيمت‌گذاري ـ تعيين روش فروش ـ تعيين شيوه توزيع)

7ـ مديريت مالي و حسابداري (جذب سرمايه ـ تأمين مالي ـ تخصيص بودجه ـ انجام محاسبات)

8- مديريت توسعه (مهارت و توانايي دگرگون كردن و نوآوري در دنياي پر تحول و شتابندة عصر فناوري و اطلاعات)

صفات و خصوصيات عمومي كارآفرينان

1ـ هدف: يك كارآفرين در درجه اول اهميت بايد هدف و يا اهداف واحد كاري خود را مشخص نمايد، البته اين اهداف بايد روشن، واضح و دست‌ نيافتني باشد. همچنين در راستاي ارزشها و منافع كارآفرين باشند. اهداف بايد به طريقي تنظيم شوند كه كارآفرين قدرت و توانايي ارزيابي آن را داشته باشد و ديگر اينكه در تمام طول فعاليت بايد اهداف جديد كار را نيز مشخص نمايد.

2ـ پشتكار: پشتكار و فعاليت دو عامل مهم در موفقيت به شمار مي‌آيد. يك كارآفرين با داشتن اين خصوصيت و دنبال نمودن هدف، به طور مستمر و دايم مي‌تواند به موفقيت دست يابد. بديهي است فعاليت در يك واحد تجاري با مشكلاتي همراه است و آنچه براي دستيابي به هدف و حل مشكلات ضروريست، داشتن اراده و عزم راسخ مي‌باشد.

3ـ داشتن اطلاعات تجاري: كارآفرين بايد در درجه اول اهميت در امور تجاري اطلاعات كلي و در مورد بازار، حسابداري و امور مالي، ماليات و قوانين مالياتي، برنامه‌ريزي و مديريت اطلاعات و آگاهي لازم را داشته باشد.

بدين ترتيب كارآفرين مي‌تواند نسبت به مسايل كنترل داشته باشد و برنامه‌ريزيهاي لازم را با توجه به شرايط بازار و اوضاع تجاري طراحي نمايد.

4ـ آمادگي روبرويي با شكست:‌ بديهي است حضور در بازار و شروع يك فعاليت تجاري امكان دارد با شكست توأم باشد اما اين نكته را به خاطر بسپاريد كه هر شكست مي‌تواند به عنوان يك تجربه مطرح باشد و به هيچ وجه نبايد ماية دلسردي و يا عقب‌نشيني گردد.

5ـ متكي به خود بودن: يك كارآفرين عميقاً به اين موضوع اعتقاد دارد كه پيروزي و شكست بستگي به خود فرد دارد و عواملي چون شانس، موقعيت‌هاي غيرواقعي و ... در اين موارد بي‌معني هستند. بنابراين با توكل به خداوند و تواناييهاي فردي و همكاري گروهي مي‌توان بر مشكلات فائق آمد.

6ـ توانايي به حداقل رساندن خطرات:‌ وارد شدن در بازار رقابت و پرداختن به امور توليدي و تجاري با خطراتي توأم مي‌باشد. يك كارآفرين موفق توانايي تشخيص خطرات را دارد و راه‌حلهاي ممكن را براي كاهش خطرات ناشي از فعاليت‌هاي اقتصادي مورد بررسي قرار مي‌دهد. بنابراين كارآفرين در بازار قمار نمي‌كند، بلكه توانايي خطرپذيري بالايي را دارا مي‌باشد كه همواره سعي بر تعديل و كاهش اين خطرات را دارد.

7ـ حل مشكلات به طور مداوم: توانايي مشكلات يكي ديگر از خصوصيات كارآفرين مي‌باشد. او با اطلاعات كافي از حال و آينده به استقبال مشكلات مي‌رود و هرگز اجازه نمي‌دهد مشكلات بر سر او فرو ريزد.

مراحل برخورد با مشكل را بدين شرح مي‌توان ارائه نمود:

الف: شناسايي مشكل

ب: جستجو براي يافتن مشكلات مشابه با مشكل جديد در گذشته

ج: پيدا نمودن راه‌حلهاي موجود

د: مورد آزمايش قرار دادن هر يك از راه‌حلها

هـ : انتخاب بهترين راه حل

و: اجراي راه حل انتخابي

8- دارا بودن توانايي لازم: كارآفرين انرژي و توانايي لازم را براي كار، آن هم به مدت طولاني دارد. او در راه رسيدن به هدف از هيچگونه تلاشي خودداري نمي‌كند و فردي ايثارگر و فداكار مي‌باشد.

9ـ تمايل به مشورت با كارشناسان: صاحبان مشاغل آزاد معمولاً به طور مستقل عمل نموده، تصميم‌گيري مي‌نمايند. در حالي كه يك كارآفرين زماني موفق است كه در اين دام نيفتاده، با كارشناسان مختلف به مشورت بپردازد.

10ـ سلامت جسمي: بديهي است تحمل كار سنگين و فشارهاي ناشي از آن نياز به سلامت جسمي كامل دارد، كه كارآفرين از آن بهره‌مند باشد.

11ـ سلامت فكري و روحي: علاوه بر سلامت جسمي كه لازمة كار سنگين مي‌باشد، كارآفرين بايد احساس نمايد كاملاً سرحال و بانشاط است و از سلامت فكري و روحي برخوردار مي‌باشد. البته همسر، خانواده و دوستان مي‌توانند عوامل روحي مهمي در پيشرفت كارآفرين باشند.

12ـ شكيبايي در برابر ناملايمات: كارآفرين بايد قدرت مواجهه با بحران را داشته باشد و در برابر شكست‌هاي احتمالي تحمل از خود نشان بدهد.

13ـ استفاده از تجارب ديگران: در فعاليت‌هاي كارآفريني، كارآفرين بايد از تجارب ديگران به طريق اولي استفاده نمايد و قدرت تحليل اين تجارب را در ارتباط با كار خود داشته باشد.

14ـ مسؤليت پذيري: كارآفرين مسؤل عواقب هر اقدامي است و اين يك واقعيت است. متأسفانه اين عادت در جامعه وجود دارد كه افراد، مسوليت هر شكستي را به ديگران نسبت مي‌دهند و اين يك خطر جدي براي كارآفرين مي‌باشد.

15ـ اعتماد به نفس:‌ كارآفرين به دليل اعتقاد قوي به اهداف تعيين شده، داراي اعتماد به نفس است بنابراين مي‌تواند با شكستهاي جدي برخوردي واقع بينانه داشته باشد.

16ـ قابليت تغيير و انعطاف پذيري: كارآفرين توانايي انجام نقشهاي مختلف را دارد و در برابر مشكلات انعطاف‌پذير مي‌باشد. بنابراين تغييرات را قبول نموده، توانايي انطباق با اين تغييرات را دارا مي‌باشد.

17ـ تمايل به استقلال: كارآفرين مي‌خواهد مستقل و از كنترل خارجي مصون باشد. او توانايي برنامه‌ريزي فعاليت‌هاي خود را دارد.

18- تلاش براي اجراي پروژه‌هاي بلند مدت: كارآفرين توانايي و آمادگي اجراي پروژه‌ها و طرح‌هاي بلند مدت و تعهد لازم را براي اجراي آنها داراست.

19ـ شناخت شخصي:‌ فردي كه به عنوان كارآفرين فعاليت مي‌نمايد در درجه اول به خودشناسي رسيده است و از نقاط ضعف و قوت خود كاملاً آگاهي دارد و حتي چگونگي برخورد با نقاط ضعف خود را مرتباً مورد بررسي و كندوكاو قرار مي‌دهد و از نقاط قوت خود نيز به نحو احسن استفاده مي‌نمايد.

20 تعهد: كارآفرين شخصي متعهد نسبت به اهداف كاري همكاران و جامعه م‌باشد. هدف او نه تنها موفقيت در يك امر توليدي و تجاري، بلكه تحول در جامعه ملي، مذهبي و دستيابي به اهداف جامعه اسلامي است.

او هدفي كوچك و در حد يك كارگاه را دنبال نمي‌نمايد، بلكه او نسبت به جامعه انساني و تكامل و عروج انسانها تعهد دارد. بنابراين تمام تلاش، پشتكار و همت خود را در اين راه صرف مي‌كند.

21ـ ابتكار و خلاقيت: كارآفرين هميشه در فكر ارائه ايده‌ها، طرح‌ها و ابزار جديد مي‌باشد و در اين راه وقت، پول و انرژي لازم را صرف مي‌نمايد.

22ـ ديدگاه مثبت:‌ يكي از ضروري‌ترين مشخصه‌هاي كارآفرين، داشتن حس ظن و ديدگاه مثبت مي‌باشد. كارآفرين نه تنها بايد هدف‌گرا و واقعيت‌گرا باشد، بلكه بايد به اين مهم نيز اعتقاد داشته باشد كه اهداف پيش‌بيني شده قابل دسترس هستند.

23ـ اطلاعات فني و خدماتي: بدون آگاهي و تخصص فني در فعاليت مورد نظر و بدون داشتن اطلاعات جامع از وضعيت صنعت، خدمات و موقعيت محصولات در بازار، مسلماً هر فرد به استقبال شكست خواهد رفت.

24ـ روابط انساني و توانايي ايجاد ارتباط: كارآفرين قدرت ايجاد روابط انساني سلام و پويا را دارد و ارزشهاي انساني را پاس مي‌دارد. او توانايي ايجاد ارتباطي حسنه با كليه افراد اعم از كاركنان، سرمايه‌گذاران، شركا، مشتريان و مسؤلان بانكها را دارا مي‌باشد.

25ـ دسترسي به منابع مالي: بديهي است براي اجراي يك طرح موفق دسترسي به منابع مالي يكي از اولين قدمها محسوب مي‌شود. بنابراين كارآفرين بايد از كليه منابعي كه ممكن است به طريقي در دسترس باشد با خبر باشد و حتي چگونگي دستيابي به آن را نيز بداند.

26ـ عقل معاش: او بايد بداند به دست آوردن پول مشكل و هزينه نمودن آن مشكل‌تر است بنابراين بايد برخوردي عاقلانه با پول داشته باشد و شيوة صحيح خرج كردن آن را بداند.

27ـ توانايي ارائه عقايد به ديگران: كارآفرين فردي است كه توانايي متقاعد ساختن ديگران را در قبال ارزش محصول يا خدمات ارائه شده، دارد. او با روشي منطقي و فردگرايانه در افراد نفوذ كرده، جمع را با خود همراه و همگام مي‌نمايد. بديهي است بدين طريق افراد حقيقتاً همگام او خواهند بود و تحميل عقيده در اين طريق جايگاهي ندارد.

28ـ شجاعت: او به دليل داشتن اعتقاد به راهي كه مشخص شده، اهدافي كه تعيين شده و رسالتي كه بر دوش خود احساس مي‌نمايد، با شجاعت و بدون تزلزل ادامه مسير مي‌دهد و از آزمودن راه‌هاي جديد هراس ندارد و حتي در مواجهه با موارد ناشناخته نيز قدرت خطرپذيري را دارد.

29ـ سابقة تحصيلي: سطح تحصيلات خاصي براي يك كارآفرين نمي‌توان مشخص نمود. افرادي بدون تحصيلات بالا كارآفريناني موفق بوده‌اند، اما مسلماً تحصيلات و تخصصهاي بالاتر مي‌تواند افراد را در كليه موارد مطرح شده، كه براي موفقيت كارآفرين ضروري است، ياري دهد.

فرهنگ كارآفريني

به زبان ساده «كارآفرين» همان فرآيند تاسيس يك كسب و كار (شركت) بر مبناي يك فكر و ايده‌ نو است. يك يا گروهي از افراد كه به آنها «كارآفرين» مي‌گوييم، فرصتي نوين را كشف كرده و يا خلق مي‌كنند و بر پايه‌ آن شركت يا موسسه‌اي خصوصي را بنيان نهاده و دل را به دريا زده و وارد عرصه بازار و رقابت مي‌شوند. كارآفريني نيازمند وجود فرهنگ خاصي است. هر فردي نه توانايي و نه تمايل به كارآفريني دارد. به همين علت و با توجه به اهميت كليدي كارآفريني در اقتصادهاي نوين (ايجاد شركت‌هاي كوچك و متوسط)، كشورهاي مختلف مصممانه برنامه‌هاي مفصلي را براي بسط چنين فرهنگي در جامعه خود تدارك ديده‌اند تا بتوانند همچنان مسير رشد و پويايي‌شان را ادامه دهند. موفق‌ترين كشور در اين زمينه، آمريكا است. متاسفانه در كشور ما، افراد بيشتر روحيه كارمندي دارند تا كارآفريني و ريسك‌پذيري. اميدواريم ميديران كشور بكوشند بر مبناي يك برنامه‌ريزي جدي و به ارتقاي فرهنگ كارآفريني در كشور نايل آيند.

تعريف فرهنگ

فرهنگ را مي‌توان مجموعه‌اي از باورها، آيين‌ها، انديشه‌ها، آداب و رسوم، و ارزش‌هاي حاكم بر يك جامعه دانست. به ديگر سخن فرهنگ معقوله‌اي است كه در سطح جامعه و گروه و در تعامل ميان آنها معنا مي‌يابد و شيوه برقراري ارتباط و تعامل را ميان افراد آن جامعه بيان مي‌كند. بر مبناي فرهنگ است كه افراد تجارب، تصورات و عقايد خود را با يكديگر مبادله مي‌كنند. فرهنگ را مي‌توان نظامي فكري دانست كه در گفتار و رفتار جامعه متجلي مي‌شود. در يك نگرش كلي و جامع، «فرهنگ» شيوه و اسلوب زندگي است. از اين منظر، فرهنگ مقوله‌اي است در حال تحول، كه از بسياري از شرايط اجتماعي اقتصادي و سياسي حاكم بر جامعه تاثير مي‌پذيرد.

اگر از ديدگاه‌ «شيوه زندگي»‌ به فرهنگ بنگريم نمي‌توانيم آن را از مقوله كار و نحوه كسب درآمد جدا بدانيم. كار و فرهنگ همواره و در تمام جوامع بر يكديگر تاثير متقابل داشته‌اند. روش‌هاي رايج كسب درآمد تا حد زيادي بر نحوه رفتار افراد و تعامل آنها با يكديگر موثر است. گسترش كارآفريني نيز به عنوان عامل ايجاد اشتغال و توليد ثروت در جامعه، نتايج فرهنگي ويژه‌اي را در پي خواهد داشت كه قابل تامل و بررسي است.

فرهنگ كارآفريني

ارتباط ميان كارآفريني و فرهنگ، از دو سو قابل بحث است. از يك سو، نتايج كارآفريني است كه بر جامعه تاثير مي‌گذارد و از سوي ديگر، خود فرآيند كارآفريني و فرهنگ حاكم بر آن است كه هم متاثر از مباني فرهنگ جامعه است و هم مي‌تواند در آن تحولات اساسي ايجاد كند.

از يك سو، كارآفريني با ايجاد فرصت‌هاي شغلي و توليد ثروت و بهبود شرايط اقتصادي، پيش زمينه‌اي اساسي براي ارتقاي سطح فرهنگي جامعه است. با برآورده شدن نيازهاي اوليه معيشتي، زمينه براي بروز نيازهاي عالي‌تر انساني فراهم مي‌شود كه اگر در مسيري درست هدايت شود، به شكوفايي و تعالي انسان‌ها و جامعه مي‌انجامد.

علاوه بر اين نوآوري كه از مشخصه‌هاي اساسي كارآفريني است، منجر به توليد محصولات جديدتر و ارايه خدمات جديدتر و متنوع‌تر شده و به اين ترتيب قدرت انتخاب مردم افزايش يافته و زندگي ساده‌تر مي‌شود. با بالارفتن سطح رفاه و آسايش و افزايش اوقات فراغت، فرصت‌هاي بيشتري براي فعاليت‌هاي فرهنگي ايجاد مي‌شود. اين امر در دراز مدت موجب تشكيل و گسترش تشكل‌هاي مردمي مي‌شود كه با هدايت مناسب آنها مي‌توان گام‌هاي بلندي در جهت ارتقاي فرهنگي جامعه برداشت.

از سوي ديگر، نحوه شكل‌گيري و ثمربخشي كارآفريني، روش‌ها و شيوه‌هاي خاصي را مي‌طلبد كه بر پايه‌ باورها و ارزش‌هاي ويژه‌اي استوار شده است. مجموعه اين روش‌ها و باورها را مي‌توان يك فرهنگ تلقي نمود. در واقع فرآيند كارآفريني در بطن خود فرهنگ خاصي را نهفته دارد. اين فرهنگ را مي‌توان همان فرهنگ حاكم بر شركت‌هاي كارآفريني كوچك دانست، مفهوم مشتركي است كه اعضاي شركت پذيرفته‌‌اند و ارزش‌ها و باورها و روش‌هاي مشتركي است كه بر فعاليت شركت حاكم است. ويژگي‌هاي اين فرهنگ را به طور خلاصه مي‌توان در چند عنوان كلي بيان كرد:

كارآفريني؛ فرهنگ درك تغيير و كشف فرصت

كار‌آفرينان و شركت‌هاي كارآفرين همگام با تغييرات گام بر مي‌دارند و مي‌كوشند فرصت‌هاي ايجاد شده در جريان اين تغييرات را كشف و از آن بهره‌برداري كنند. همگامي با تغييرات مستلزم بستري فرهنگي است كه به تغييربها مي‌دهد و به استقبال آن مي‌رود. بستري كه مي‌تواند در صورت لزوم، رهيافت‌ها و عملكردهاي سنتي و قديمي را كنار گذاشته و رهيافت‌هاي نويني را برگزيند.

در عميق‌ترين لايه‌هاي فرهنگ كارآفريني يك باور اساسي نهفته است و آن، اين است كه نمي‌توان در امواج سهمگين تحولات، جزيره‌اي كوچك و با ثبات ساخت و با قراردادن حصارهاي به ظاهر مستحكم، جامعه را از تبعات مثبت و منفي تحولات مصون نگاه داشت.

اين باور اساسي در جوامعي كه به تعميق و گسترش مباني فرهنگي خود اهتمام ويژه‌اي دارند، باوري ارزشمند و سرنوشت‌ساز است. دنيا به سوي جهان شدن پيش مي‌رود. با گسترش سيستم‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي، مرزهاي فرهنگي ميان ملت‌ها روز به روز كمرنگ‌تر مي‌شود. فرهنگ‌ها در دنياي آينده تعاملي نزديك و گسترده دارند.

فرهنگ كشورهاي پيشرفته و ارزش‌هاي حاكم بر آنها، چه درست و چه نادرست، همچون سيل عظيمي موجوديت فرهنگي ساير ملت‌ها را به خطر خواهد افكند. بناي يك سد عظيم، راه رويارويي با اين سيل نيست. بلكه شناخت مسير و پي‌ريزي آب راه‌هاي مناسب بر سر راه آن است كه مي‌تواند آن را به سمت و سويي مناسب رهنمون شود. اگر مي‌خواهيم در مسير تحولات فرهنگي جهان آينده نقشي فعال و مثبت ايفا كنيم، بايد اين تحولات را بشناسيم، موجوديت را تشخيص دهيم و به موقع از اين فرصت‌ها بهره‌برداري كنيم.

كارآفريني، فرهنگ مشاركت

در مسير كارآفريني، افراد بايد بتوانند در سايه مشاركت و در قالب كار گروهي، فعاليت‌ها را انجام دهند تا شركت پا بگيرد. به علاوه در شركت‌هاي كوچك كارآفرين ساختار سازماني ساده‌تري وجود دارد و سلسله مراتب، بسيار مختصر و مفيد است. در حالي كه در ساختارهاي منسجم و گسترده سازمان‌هاي سنتي، سلسله مراتب گسترده‌اي حكمفرماست. در اين سازمان‌ها فرهنگ «تضمين امنيت شغلي» در مقابل «اطاعت» شكل مي‌گيرد. اما در كارآفريني‌ها بيشتر ساختار شبكه‌اي وجود دارد و به جاي فرآيندهاي عمودي، فرآيندهاي افقي در آنها جاري است. با كم شدن سلسله مراتب و برداشتن مرزها، روابط بيشتر بر مبناي مشاركت و درك متقابل شكل مي‌گيرد و اطاعت سهم كمتري در اين ساختار تشكيلاتي دارد. در شركت‌هاي كوچك كارآفرين، كاركنان به تدريج مي‌آموزند كه چگونه در مواضع برابر با يكديگر همكاري و مشاركت كنند و اين همكاري را به سوي يك موقعيت برد ـ برد سوق دهند. بناي فرهنگ بر مفاهمه و گفتگو استوار است.

كارآفريني؛ فرهنگ خلاقيت

فرهنگ كارآفريني بر بها دادن به خلاقيت و نوآوري استوار است. كارآفرينان افراد خلاقي هستند كه ايده‌هاي نو توليد كرده و آن را در قالب يك شركت به سرانجام مي‌رسانند. به علاوه در شركت‌هاي كارآفرين، كاركنان مي‌توانند به دنبال ناشناخته‌ها بروند و روش‌هاي جديد را به محك تجربه بگذارند. در اين شركت‌ها افراد به خلاقيت و ابتكار عمل تشويق مي‌شوند. بها دادن به خلاقيت نه تنها در دراز مدت باعث رشد و توسعه شركت‌ها مي‌شود، بلكه زمينه مناسبي را براي رشد و شكوفايي استعدادها و ظرفيت‌هاي انساني فراهم مي‌كند و اين شكوفايي خود بستر مناسبي براي رشد فضايل اخلاقي و معنوي در انسان‌هاست.

كارآفريني؛‌ فرهنگ استقلال طلبي و قبول مسؤليت

كارآفرينان افرادي هستند كه روحيه استقلا طلبي (روي پاي خود ايستادن) را دارند و حاضرند مسؤليت كار و اشتغال خود (و حتي ديگران) را بر عهده گيرند.

اين افراد معتقدند بايد بر پايه توانايي‌ها، شايستگي‌ها و فكرهاي خود، امرار معاش كنند و اساساً روحيه «كارمندي» ندارند در ساختار سازمان‌هاي گسترده و سنتي امنيت شغلي، بهايي بود كه در مقابل اطاعت به كاركنان پرداخت مي‌شد. اما در شركت‌هاي كوچك كارآفريني نه امنيت شغلي به معناي فراگيران وجود دارد و نه اطاعت. در چنين شركتي كاركنان، خودگردان، خطرپذير و مسؤليت‌پذيرند و همه خود را در برابر منافع خود و شركت و جلب رضايت مشتري مسؤل و پاسخگو مي‌دانند. افراد در حيطة كاري خود تصميم مي‌گيرند و مسؤليت تصميمات خود را بر دوش مديران خود نمي‌گذارند.

كارآفريني، فرهنگ مخاطره پذيري

كارآفرينان بايد مخاطره‌پذير (ريسك‌پذير) باشند، يعني بتوانند نسبت به موقعيت، شرايط، امكانات و در يك كلام آينده خود ريسك كرد و براي كسب «موفقيتي محتمل» مبارزه نمايند. اين يك بعد قضيه است. بعد ديگر آن، مخاطره پذيري پشتيبانان و حمايت كنندگان است. همواره كارآفرينان قادر به تأمين تمامي سرمايه و امكانات مورد نياز كسب و كار جديد خود نيستند. به اين علت، بايد دولت يا ديگر حاميان مستقل، حاضر به پذيرش ريسك مورد نياز كارآفرين بوده، سرمايه مخاطره‌پذير را برايش فراهم و او را در مراحل مختلف كارآفريني همراهي كنند. افرادي كه داراي روحيه محافظه‌كاري و يا كارمندي هستند، اساساً كارآفرينان موفقي نخواهند بود.

علاوه بر اين ويژگي‌ها، تعميق و گسترش فرهنگ كارآفريني، بستري مناسب براي بسط عدالت در جامعه است. در يك جامعه كارآفرين، همه انسان‌ها فرصت‌هاي يكساني پيش روي خود دارند. در اين جامعه، سرمايه يا زمين، منشاء توليد ثروت نيست و در چنين جامعه‌اي افراد هوشمند، خلاق و صاحب انديشه و نيز پرتلاش و مصمم، شانس بيشتري براي موفقيت دارند و صاحبان سرمايه‌هاي كلان نمي‌توانند ثروت را در انحصار خود نگه دارند.

تمامي اينها در كنار هم، يك زمينه مناسب براي بسط عدالت در سطح اجتماع است.

17 روش براي مديران كارآفرين

ساختار عمودي سازماني مشكل بزرگ بسياري از كساني است كه در حوزه اقتصاد فعال‌اند؛ مسئله‌اي كه بدون شك بيشترين مشكل را در براي مدير مجموعه فراهم مي‌آورد و او را به دردسر مي‌اندازد.

معمولاً در اين سازمانها خط فاصله مشخصي بين منافع مديريت و منافع كاركنان كشيده شده و سنگين شدن كفه منافع يك طرف به ضرر ديگري است. اما در مديريت پويا ماجرا از قرار ديگري است. در مديريت جديد منافع مدير و كاركنان يك سازمان در طول يكديگر قرار دارند و ايجاد انگيزه براي كار و توليد و نشاط جمعي به توانمندي‌هاي مديريت پويا بستگي دارد.

ايده‌هاي بنيائي كارآفريني به مدير يك مجموعه كمك مي‌كند كه با صرف هزينه كمتر به بهره‌وري بيشتر دست پيدا كند.

يك مدير موفق ويژگي‌هايي دارد كه ممكن است داشتن اين توانمندي‌ها به نظر ساده برسد اما فراموش نكنيم كه تعداد كمي از مديران توانسته‌اند به اين توانايي‌هاي ساده مجهز بشوند. براي شما كه مدير يك مجموعه هستيد چند پيشنهاد كوچك داريم:‌

1ـ در كاركنانتان ميل به كار كردن ايجاد كنيد.

بايد سعي كرد كه مردم با رضا و رغبت و خودكارانه به دنبال كارها بروند در حقيقت، ريي يك سازمان نبايد نقش راننده را به عده بگيرد. بلكه بايد به رهبري بپردازد و نه اينكه با استفاده از قدرت اداري، كارمندان را به كار وا دارد كه اين تلاشي زودگذر خواهد بود. اما اگر رهبري به وجهي صحيح اعمال شود و مجريان به طيب خاطر از او پيروي كنند، هدف مشترك و رضايت خاطر، موجب تحرك و خودكاري مي‌شود. البته راه‌هاي مختلفي براي اين كار وجود دارند كه در دنياي صنعتي به آن «فروش عقايد» مي‌گويند. يعني اينكه رهبر براي عقيده خود خريدار دست و پا كند.

2ـ شنونده خوبي باشيد.

گفته‌اند: «مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد«، رهبر با انگشت گذاشتن روي نقاط ضعف يا قوت اشخاص و با توجه به شخصيت آنان مي‌تواند آنها را تهييج كند كه آزادانه گفت و گو كنند و سپس با كمال علاقه شنونده با حوصله و علاقه‌مندي براي شنيدن سخنان ايشان باشند.

بايد كه مديران با سكوت و حوصله گفته‌ها را به گوش جان بپذيرند و از اعمال قدرت و سلطه‌جويي در بحث خودداري كنند. مثلاً اگر هو دو با هم شروع به سخن كردند، زيردستان را بر خود مقدم بدارند.

3ـ خصوصي انتقاد كنيد.

هرگز از كارمندان در حضور ديگران و به ويژه در نزد زيردستان او انتقاد نكنيد كه طبعاً ايجاد مقاومت و ناراحتي مي‌كند، به همين دليل است كه گفته‌اند:

نصيحت (انتقاد) در پيش روي ديگران حكم سرزنش را دارد.

4ـ هركسي كه كاري را به پايان رسانيد بايد شخصاً پاداش كارش را بگيرد.

اگر قرار شود كه مدير نتيجه‌ي كار و تلاش زيردستان را به حساب خود بگذارد همه نوآوريها از ميان مي‌رود و قبول مسؤليت به دشواري صورت مي‌گيرد. دادن اعتبار به اشخاص در ازاي زحمت‌هايي كه كشيده‌اند مالاً پاداشي است براي رهبري كه چنين محيط سازنده‌اي را به وجود آورده است.

5ـ نشان بدهيد به كار زيردستان علاقه داريد.

در حقيقت بايد دانست كه درك «بني‌آدم اعضاي يك پيكرند» و علاقمندي به كار زيردستان، يكي از اصل‌هاي اوليه انساني است. برخورد گرم، خواندن اشخاص با اسم كوچك و با تظاهرات دوستانه، مثل پيوستن به جمع همكاران فرو دست به هنگام صرف ناهار و پرس و جو كردن از طرز كار ايشان و حتي تكرار مطالبي از قبيل: «فلاني واقعاً كارت جالب است، مي‌بينم كه با تلاشي كه مي‌كني خسته شده‌اي، چطور است فردا كمي استراحت كني؟» موجب مي‌شود كه كارمند به خود ببالد كه كارش خيلي مهم است و راهبر سازان با ديده‌اي باز و ضميري روشن بر كارها نظارت دارد و فارغ از سلامت جسم و روح زيردستان نيست.

6ـ پيشنهاد كنيد دستور ندهيد.

به جاي تحكيم صريح و مستقيم، ميل باطني خود را به صورت غيرمستقيم ظاهر كنيد. مثلاً وقتي بگوييد به نظر شما بهتر نيست كه كار به اين صورت باشد؟ آن وقت مطمئن باشيد كه مخاطب نه تنها متوجه منظور شما نخواهد شد، سهل است كه با علاقمندي و رغبت، آن را خواهد پذيرفت و حتي از‌ آن حمايت خواهد كرد.

7ـ براي پيشنهادتان دليل داشته باشيد.

طبيعت آدمي اين است كه هميشه دوست دارد پيش از آن كاري را صورت بدهد، از «چرايي» آن آگاه باشد، بايد به صورت شفاهي يا كتبي علت را گوشزد كرد.

8- نظر ديگران را در طرح‌ها و نقشه‌هايتان دخالت بدهيد.

پيش از اينكه طرح‌هاي شما اجرا شود،‌ بهتر است كه با زيردستان مشورت كنيد و با جلب نظر آنان به آنها نشان بدهيد كه آنها هستند كه نقش عمده را در اجراي طرح‌ها به عهده دارند، وقتي كه چنين شد، طبيعاً خود را مسؤل دانسته و پيروزي و يا شكست طرح‌ها را مربوط به خود خواهند دانست، ضمن اينكه در اين گونه رايزني‌ها، چه بسا انديشه‌هاي نو و سودمندي ارائه مي‌شوند كه با تجلي خود، موجب قوام و دوام طرح‌ها مي‌گردند.

9ـ به همه احترام بگذاريد.

همه كس به ويژه جوانان كه تازه پاي به عرصه پر كشاكش زندگي اجتماعي گذارده‌اند، دوست دارند كه مورد احترام قرار بگيرند، تشكر از زيردستان و محترم شمردن غرور و شخصيت آنها، ساده‌ترين و كم هزينه‌ترين راه جلب مشاركت صميمانه آنها است.

10ـ در كردار و رفتارتان پايدار باشيد.

رهبري كه زيردستان را تخطئه مي‌كند و موجب مي‌شود كه در لاك خود فرو رفته و از هر نوع اظهار وجودي خودداري كنند، هرگز نمي‌تواند از پشتيباني زير دستان برخوردار شده و مورد اعتماد آنها باشد، كاركنان از رهبراي قلباً پيروي مي‌كنند كه رفتارشان قابل پيش‌بيني باشد و عكس العمل‌هايشان روشن، تا قادر باشند با هر وضعيتي رو به رو شوند. تنوع مزاج و چند چهرگي، خطر و آفت بزرگ رهبري است.

11ـ نشان بدهيد كه به زيردستان اعتماد كامل داريد.

وقتي كه زيردست حس مي‌كند كه به او اعتماد هست و بالا دست او را عنصري مفيد مي‌داند، از لحاظ رواني براي قبول مسؤليت آماده‌تر خواهد بود.

12ـ نشان بدهيد ديگران مي‌توانند براي مشورت خواهي و كمك به شما مراجعه كنند.

نتيجه چنين رفتاري تعلق خاطر زيردستان به شما خواهد بود كه با آزادي كامل نظرها و پيشنهادهاي خود را ابزار بدارند.

13ـ به اشتباهتان اقرار كنيد.

بديهي است كه چنين حرك/تي به زيردستان شوق و شهامت و تقوا مي‌آموزد و محبت آميخته با احترامي را در دلهايشان زنده مي‌دارد.

14ـ به ضعيف‌ترين پيشنهادها هم توجه كنيد.

ممكن است عقيده‌اي بسيار جالب و عالي به نظر برسد. پذيرش چنين عقيده‌اي دشوار نيست، اما رهبر شايسته كسي است كه به نظرهايي كه حتي خنده‌دار هم باشند، عطف توجه كند، چون ممكن است كه همين عقيده ساده و ضعيف، وقتي كه بيشتر مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گرفت، نتيجه‌هاي مفيدي در برداشته باشد.

15ـ از ناراحتي و چهره‌هاي درهم و اخم آلود زيردستان ناراحت نشده و درصدد مقابله به مثل نباشيد.

چون حتي در بهترين شرايط كار و بهترين نوع رهبري هم، گاهي انسان‌ها گرفته به نظر مي‌رسند. بايد رهبران بكوشند كه ريشه اين ناراحتي‌ها را كشف كرده و از ميانشان بردارند نه اينكه در مقام رويارويي و مقابله به مثل برآيند.

16ـ در فرصتهاي مناسب به زير دستان نشان دهيد در بقاء و كارايي سازمان، نقش عمده‌اي دارند.

طبيعت آدمي اين نيست كه هميشه گمان مي‌كند كه كارش مهم است و در نقش پروانگان زندگي نمي‌كند، لذا گاه و بي‌گاه بايد به زيردستان پرداخت و اهميت كارشان را به ياد آورد تا غرورشان پا بر جا بماند.

17ـ به زيردستان اجازه و فرصت مشاركت در تصميم‌گيري‌ها بدهيد.

چون احساس خواهند كرد كه در سازمان، نقش و اهميتي دارند كه بدون مشاركت ايشان هرگز چنين تصميم مهمي گرفته نمي‌شد. در نتيجه، انگيزه و پشتيباني از تصميم گرفته شده به وجود مي‌آيد.

كارآفريني در هفت گام

واژه «كارآفرين» (به معناي محصولات، ابداعات، كيفيت و خدمات نوين است) در درون يك شركت، اين واژه به معناي نوع خاصي از روحيه، سرزندگي و فضيلت است. «اي.ا.باتلر» مفسر روزنامه تجاري، آن را «شوق خلقت» مي‌نامد. در واقع كارآفرينان كساني‌اند كه با ايجاد محصولات و خدمات نوين مورد نياز مردم، درآمد خوبي كسب مي‌كنند. معمولاً گمان مي‌رود كه كارآفرينان در راه‌اندازي شركت‌ها تبحر دارند. در هر حال، آنها از هيچ، كسب و كاري جديد خلق مي‌كنند. آنها به رغم مخاطرات بسيار، پيشگام كارهاي جديد مي‌شوند. امروزه بيشتر مشاغل جديد را شركت‌هاي كارآفريني خلق مي‌كنند. كالاها و خدمات برتر، فن‌آوري نوين و پيشرفت‌ها عموماً از مراكز كارآفريني نشأت مي‌گيرند. ريشه رشد و شكوفايي ما در شركت‌هاي كوچك و كارآفرينان كوشايي است كه مشتاقانه نظريات نوين خود را عملي مي‌كنند. كارآفريني مزاياي خاص خود را دارد؛ از جمله دستمزد بالا، امنيت، ايجاد دارايي، استقلال كاري و رضايتمندي. با وجود مزاياي فراوان كارآفريني عده كمي از افراد جامعه به فكر راه انداختن كسب و كاري براي خود هستند. شايد مهمترين دليل اين امر، ترس باشد چرا كه بيشتر افراد جامعه مي‌ترسند با پرداختن به كارآفريني حقوق ماهيانه خود را از دست بدهند. همچنين آنها نمي‌توانند ريسك، عدم اطمينان و فكر بي‌پولي را تحمل كنند و فكر صورت حساب‌هاي پرداخت نشده و بي‌پولي، آنها را به وحشت مي‌اندازد. در اين نوشتار سعي داريم با بر شمردن هفت گام اساسي، دريچه‌اي نو بر روي كارآفرينان و ديگر افراد جامعه براي راه‌اندازي و مديريت كسب كاري جديد بريا خود و ديگر افراد جامعه بگشاييم و با پرداختن به نكات اساسي و سخنان كارآفرينان بزرگ دنيا، به باورهاي جديدي در عرصه كارآفريني برسيم.

گام اول: آغاز كار يك مبارزه است

آغاز يك كسب و كار جديد چالشي سخت، نوميد كننده و سرشار از نگراني است. اين كار به شجاعت و پايداري لجوجانه نياز دارد. كارآفرينان بايد براي برخورد با مشكلات عذاب‌آوري آماده باشند كه تنها با استقامت و پافشاري سخت و مداوم برطرف مي‌شوند. هر كسب و كار مجبور است راه خود را از ميان طيف بي‌پايان مشكلات باز كند. تمام اين مسايل و مشكلات قابل حل‌اند. كساني كه مقاومت مي‌كنند و از مشكلات نمي‌هراسند از سياهي بيرون مي‌آيند. نكته مهمي كه يك كارآفرين در آغاز كار بايد آن را در نظر داشته باشيد اين است كه گاه، پول پاداشي نيست كه فوراً بدست آيد. اما تجربه مي‌تواند از مثقال‌ها طلا ارزشمندتر باشد. چرا كه نرخ بهره بسيار بالايي دارد كه قطعاً جايي به كار شما خواهد آمد. هر چه ثروت خود را ديرتر به دست آوريد، آن ثروت بيشتر خواهد بود.

گام دوم: چگونه يك زمينه كاري مناسب بيابيد

كسب و كاري كه شروع مي‌كنيد حتي الامكان بايد مبتني بر يك فكر تازه باشد. راه رسيدن به چنين ايده يا مفهومي، تمركز بر حل يك مشكل يا برآورده ساختن نيازي در جامعه است كه اخيراً به آن توجه نشده است. براي آكه گام دوم كارآفريني را برداريم نكات زير را رعايت كنيم:

1ـ نيازهاي شما، نيازهاي ديگران نيز هست. مردم خيلي بيش از آنچه متفاوت به نظر مي‌رسند به هم شبيه‌اند. يأس‌ها و اميدهايي است كه همسايه شما دارد. موفقيت شما به تجزيه و تحليلي كه از خود داريد يا شناختتان از ديگران، بستگي دارد. اگر شما به طور جدي به دنبال موقعيت و موفقيت باشيد، شانس در خانه شما را هم خواهد زد. وقتي آماده مي‌شويد، آنچه را به دنبالش هستيد خواهيد يافت. اگر احتياجات، خواسته‌ها و نااميدي‌هاي كوچك خود را دقيق بررسي كنيد، فرصتي را كشف خواهيد كرد. در خانه، در محل كار، حتي در زمان تفريح بايد هر روز به واكنش‌هاي خود توجه كنيد، چرا ناراضي هستيد، چه چيز شما را عصبي مي‌كند، چه آرزويي داريد، دلتان چه مي‌خواهد؟

احتياجات شما نيازهاي همگاني است، از ديگران هم غافل نمانيد. اطرافيان در محل كار يا خانه چه مشكلاتي دارند؟ شما چگونه مي‌توانيد حل مشكلات آنها باشيد؟ چگونه مي‌توانيد نيازهاي و خواسته‌هاي آنان را برآوريد؟

2ـ براي پيشرفت، بايد يك شكاف بازار بيابيد، آنگاه كسب و كار شما هدفي خواهد داشت. تقليد از تلاش‌هاي رقبا كاري بيهوده است. شما مراد خود را بيابيد. به ديگران خدمت كنيد. زندگي را براي مشتريان خود بهتر، ساده‌تر، شادتر و سودمندتر كنيد. به اين ترتيب پول‌دار خواهيد شد. كارآفرين بايد در توليد كالا و ارايه خدمات بالاتر از حد وظيفه عمل كند. اين طرز برخورد شكاف‌هاي بازار را بهتر از هر روش ديگري پر مي‌كند. فرصت، چيزي بيش از يك روش بهتر براي ارائه خدمات و رفع نيازهاي جامعه بشري نيست. در واقع «از هر دستي بدهيد، از همان دست پس خواهيد گرفت». «هنري كايزر» كسي كه تاكنون يكصد شركت تأسيس كرده است در اين خصوص توصيه مي‌كند: «هر چه خدمات بهتري ارائه كنيد، پيشرفت بهتري خواهيد داشت. اگر هدف شما جسورانه و والا باشد، مي‌توانيد به دنبال خدمات جديدتري براي رفع نيازهاي ديگران باشيد ... اعتراف مي‌كنم كه هر گاه نياز برطرف نشده‌اي مي‌بينم. شوق عجيبي به رفع آن پيدا مي‌كنم. موقعيت‌هاي ارايه محصولات و خدمات جديد همانند ايده‌ها و اشتياق‌هاي انساني بي‌پايان‌اند».

3ـ كارهاي خدماتي براي شروع ساده‌تر از كارهاي توليداند. تنها تحولي كه در يك شركت خدماتي به آن نياز داريد، ارائه برترين خدمات است. خدمات ضعيف را بررسي كنيد، به فرصت‌هاي ناگفته‌اي دست خواهيد يافت. فرمول موفقيت در كارآفريني به اين صورت است، «ارائه خدمات، كمي بهتر و كمي بيشتر». «اي.دبليو.ستاتلر»، موسس هتل‌هاي ستاتلر، شعاري دارد كه مي‌توانيد آن را شالوده فرمول موفقيت خود بدانيد، رمز ساده‌اي كه اگر به آن مجهز باشيد، مي‌توانيد محله و يا حتي كشور را فتح كنيد: «زندگي خدمت است، كسي كه پيشرفت مي‌كند كسي است كه به همنوعان خود كمي بيشتر، كمي بهتر خدمت كند». بهتر آن است كه به سخنان «هنري فورد» نيز در اين خصوص گوش فرا دهيم: «مشكل خيلي از ما در دنياي كسب و كار اين است كه بيش از هر چيز به دلارهايي فكر مي‌كنيم كه مي‌خواهيم كسب كنيم و از همان آغاز، راه را اشتباه مي‌رويم. من به شما اطمينان مي‌دهم كه اگر شخص به ارائه خدمات در كسب و كار خود عقيده داشته باشد، نيازي ندارد نگران سودآوري كارش باشد. او قطعاً به پول خواهد رسيد. ايده خدمات رساني در كسب و كار، بالاترين تضمين موفقيتي است كه شخص مي‌تواند داشته باشد».

4ـ شركتي با محصولي جديد، بايد بر كيفيت تأكيد كند. محصولي توليد كنيد كه بيش از يك مزيت سودآور داشته باشد. به دنبال فروش‌هاي قابل تكرار و هميشگي باشد. «چارلز وال گرين» موسس يك فروشگاه زنجيره‌اي، در اين خصوص توصيه مي‌كند: «بزرگترين فرصت شغلي هر فرد معمولي، دقيقاً توسط كاري ايجاد مي‌شود كه به آن مشغول است. كاري كه فرد انجام مي‌دهد، هر چقدر هم كه دون پايه باشد، باز، در آن كار سريع‌تر از هر كار ديگر مي‌تواند پيشرفت كند. آدم متوسطي مثل من كه هيچ هنر خاصي ندارد، بهتر است به كسب و كار بچسبد كه به آن وارد است».

5ـ كاري كه شروع مي‌كنيد احتمالاً هدف ثابت شما نخواهد بود. پس از آغاز كار ايده‌ها و فرصت‌هاي جديد به ذهن‌تان خطور خواهد كرد كه پاداش‌هاي بزرگ‌تري خواهند داشت. به دنبال راه‌هايي براي چند برابر كردن امكان سوددهي باشيد. در جستجوي كسب و كارهاي جديدي باشيد كه امكانات جنبي داشته باشد.

6ـ شايد تصميم به خريد كسب و كاري داريد. در صورت داشتن سرمايه لازم، اين كار مزاياي مشخصي دارد. ولي براي موفق شدن، همچنان براي كشف موقعيت‌ها و متحول كردن آنها، به نبوغ كارآفريني نياز داريد.

پيشنهادهاي زير براي موفقيت شما ارايه مي‌گردد

ـ اگر شما وسيله‌اي را اختراع مي‌كنيد، در دنياي خالي مخترعان گرفتار نشويد، بيرون برويد و اختراعات را به اهل فن، سرمايه‌گذاران و ديگران متخصصان نشان دهيد. حتي اگر توصيه‌هاي نوميد كننده هم دريافت كنيد مهم نيست. لااقل به واقعيت‌هايي در مورد محصول خود پي مي‌بريد. از اين اطلاعات به عنوان عاملي براي پيشرفت استفاده كنيد.

ـ از در جا زدن در برنامه‌هاي بزرگ و اساسي كه يكي از مهمترين مشكلات جامعه بشري را حل خواهند كرد، بپرهيزيد، آنها معمولاً خوره پول‌اند و بيشتر اوقات قابل اجر هم نيستند، با پروژه‌هاي كوچك ولي مورد نياز، شروع كنيد.

ـ ممكن است كار يا سرگرمي موقتي وجود داشته باشد كه كسي را پولدار كند، ولي اينها همه پديده‌هايي گذرا هستند، شما چيزي مي‌خواهيد كه ده سال يا بيشتر به توليد آن ادامه دهيد. در اين صورت كه سود واقعي به دست خواهيد آورد.

ـ ايده شما براي ايجاد يك كسب و كار تازه مي‌تواند واجد يا فاقد مزاياي باشد، اما تا آن كسب و كار را راه نياندازيد، نمي‌توانيد اين نكته را ثابت كنيد. بايد كار را شروع كنيد و تصميم بگيريد كه يك كارآفرين باشيد.

گام سوم: چگونه شركت خود را راه اندازيد؟

شما به عنوان يك كارآفرين بايد محصول يا خدمت خاص خود را، در چارچوب بازار، در كنار محصولات و خدمات رقابتي ديگر، به پادشاهان بازار عرضه كنيد. اين پادشاهان بازار همانا مصرف كنندگان‌اند. شما بايد با كالاهاي خدماتي پرمزيت، اين فرمانروايان را راضي نگهداريد. «چارلز كترينگ»، يكي از بزرگترين كارآفرينان نوآور دنيا، در اين خصوص مي‌گويد: «در كسب و كار، آن كسي كه هرگز درباره‌اش فكر نمي‌كنيد و او را نمي‌شناسيد، مي‌نشيند و كل جريان را كنترل مي‌كند. آن شخص، مشتري شما است. هميشه گفته‌ام تمام سود و زياني كه در دفاتر يك توليد كننده ديده مي‌شود، حاصل تشويق‌ها و تحذيرهاي مشتريان است. «گام‌هاي اساسي اوليه براي راه‌اندازي يك شركت كه محصول يا خدمتي جديد را ارائه مي‌كند، مي‌توان به شرح زير برشمرد:‌

1ـ نخست بايد، طرحي براي كسب و كار ترسيم كنيد، هرگاه ايده‌اي براي ايجاد يك كسب و كار داريد، طرح آن را بنويسيد. اين كار، در آينده به كارتان خواهد آمد.

2ـ براي نخستين سال عمليات خود بودجه‌اي تنظيم كنيد. اين كار ميزان پول مورد نياز شما را تعيين خواهد كرد. يك بودجه، بايد مشخص كند كه براي عمليات سالانه چقدر پول نياز خواهيد داشت. سپس بايد اين پول را تهيه كند.

3ـ مرحله بعدي در راه‌اندازي كسب و كار جديد، تهيه سرمايه است. يافتن سرمايه براي كسب و كار نو آسانتر از آن است كه مي‌پنداريد. بايد كاري كنيد كه سرمايه گذاران شما را باور كنند و شما را به عنوان يك موقعيت بسيار سودآور ببينند. «ويليام لير» در اين خصوص مي‌گويد: «بسياري از افراد نمي‌دانند كه در آغاز راه اندازي يك كسب و كار جديد، آيا بايد زير بار قرض بروند؟ من مي‌گويم اين بستگي به شعور فرد دارد. اگر شخصي كاملاً در مورد كسب و كار جديدش مطمئن است بايد خانه را گرو بگذارد. من بارها براي حفظ كسب و كارم همه چيزم را گرو گذاشته‌ام. در واقع، زماني را به ياد مي‌آورم كه به نظرم مي‌رسيد به همه كس در اين كشور بدهكارم. به هر حال، بدون توجه به چگونگي آغاز كار، دير يا زود شما هم بايد زير بار چنين تعهداتي برويد».

4ـ اگر از كارهاي كوچك شروع كنيد، هيچ راهي مگر ترقي نداريد. شروع از كار كوچك بسيار كمتر از آغاز كارهاي بزرگ نياز به پول دارد. چنين شروعي شما را قادر مي‌سازد بر كل بنياد كسب و كارتان احاطه داشته باشيد.

5ـ گام اساسي ديگر در راه‌اندازي كسب و كار جديد، انتخاب يك وكيل است. در همان اوان كار به وكيلي خوب نياز داريد.

6ـ نامگذاري شركت و به ثبت رساندن آن گام اساسي ديگري است كه براي راه‌اندازي شركت خود بايد آن را انجام دهيد. به شكل‌هاي مختلفي مي‌توانيد شركت جديد خود را پايه گذاريد، ولي به شما توصيه مي‌كنيم، موسسه‌اي خصوصي بمانيد.

7ـ وجود شريك در اوان كار نعمت بسيار بزرگي است. با اين حال، شراكت عموماً به مرور زمان به هم خواهد خورد. در دوره‌اي خاص، شما مي‌توانيد بدون شريك به كار ادامه دهيد. برخي از بهترين و دراز مدت‌ترين شراكت‌ها، شراكت زوجي است شامل يك فرد مخترع يك دانشمند و يك فرد خبره در كار فروش يا مديريت.

8- يكي از اولين كارهايي كه در آغاز كسب و كار جديد خود بايد انجام دهيد، جمع‌آوري اطلاعات است. شما بايد در مورد رقبا، قيمت گذاري، بازاريابي، توزيع و غيره مطلع باشيد. تلفن اين كار را براي شما انجام خواهد داد.

بعد از آنكه شركت خود را راه‌اندازي كرديد، بخشي از مشغله فزاينده شما استخدام، تعليم و نظارت بر كارمندان جديد خواهد بود، كه اين كار شكوفايي شركت شما را به همراه خواهد داشت. براي انجام اين كار بايد نكات زير را عايت كرد:‌

1ـ وقتي شركتي راه انداختيد بايد آن را اداره كنيد و توسعه دهيد. بايد اولين كاركنان را استخدام كنيد و گروه اصلي خود را تشكيل دهيد. كارمندان، در توسعه شركت به شما كمك مي‌كنند، ولي معمولاً به مرور زمان كارمندان ديگري جايگزين آنها خواهد شد.

2ـ بايد بياموزيد كه چه سياستي براي استخدام بهترين افراد اتخاذ كنيد. بيشتر افراد در محيطي كارآفرينانه رشد مي‌يابند. «ديويد او گيلوي» به مديرانش در اين خصوص مي‌گويد: «اگر شما افرادي را استخدام كنيد كه از خودتان تواناتر باشند، شركت «اوگيلوي ماتر» به شركتي از غول پيكرها مبدل خواهد شد، ولي اگر اشخاصي را به كار گيريد كه از شما كمتر باشند، شركتي پر از كوتوله‌ها خواهيم داشت»

3ـ همه روابط انساني يك دوره ماه عسل دارند. اگر كاستي‌هايي در اين دوران مشاهده كرديد، اين تنها قسمت بالايي كوه يخ است.

4ـ از قراردادهاي استخدامي استفاده كنيد، ولي سعي نكنيد از طريق آن رقابت را از بين ببريد. هرگز بدون قولنامه كتبي كه وكيل‌تان آماده كرده، معامله‌اي را قبول نكنيد. بياموزيد چگونه از دادگاه استفاده كنيد و چگونه مخارج حقوقي خود را كنترل نماييد.

5ـ براي انجام امور شغلي خود هميشه نامه بنگاريد. اطمينان يابيد كه رفتار تلفنچي‌هاي شركت كاملاً مودبانه و عالي باشد. از كارت‌هاي شكايت پيوسته استفاده كنيد. بررسي شكايات مشتريان بهترين ابزار مديريتي‌اند.

6ـ هرگز از مشتريان خود نترسيد با مشكلات رويارو شويد. قيمت‌گذاري مناسب داشته باشيد. مطالبات خود را وصول كنيد و بر حاشيه سود خود بيفزايد.

7ـ از حسابدار خود بخواهيد اصول اوليه را به شما بياموزد. از او اطلاعات مالي دقيق بخواهيد و هميشه از او سوال كنيد.

8- مأمور بيمه آتش سوزي و حوادث خود را واداريد اصول بنيادين بيمه را آنگونه كه در مورد شما صدق مي‌كند به شما بياموزد.

9ـ با يك شركت روابط عمومي هم رابطه برقرار كنيد. تبليغات را از اهل فن فرا گيريد. به دنبال تبليغات سطح بالا باشيد. با تبليغات خود به ديگران خدمت كنيد.

10ـ بانكداران كمك زيادي به كارآفرينان نمي‌كنند. روابط بانكي خود را به آرامي و دقت بسازيد. از آبرو و اعتبار خود حفاظت كنيد. «هاروي فايرستون» در اين خصوص مي‌گويد: «مهمترين دارايي اصلي مردي كه در كسب و كار موفق مي‌شود، اعتبار است. آغاز كار با اعتبار بالا، شانس موفقيت‌ نهايي را بيشتر مي‌كند تا تنها داشتن پول آماده، چرا كه اعتباري خوب باعث مي‌شود يك تاجر مشكلات مالي خود را حل و فصل كند و ذخيره‌اي مالي براي نيازهاي آتي كنار بگذارد».

11ـ شخصيت والاي خود را حفظ كنيد، عدالت را تضمين كنيد.

گام پنجم: چگونه با تكيه بر سه اصل راه خود را هموار كنيد؟‌

سه اصل مهم و اساسي وجود دارد كه نه تنها دورنماي مورد نظر يك شركت را مشخص مي‌كند، بلكه اصول مستحكمي‌را براي اداره سازمان پايه مي‌گذارد. آن سه اصل مهم‌عبارتند از:‌

اصل نخست: صداقت و درستكاري

هيچ شركتي بدون صداقت تام نمي‌تواند در دراز مدت پيشرفت كند. هرگز اين افسانه را باور نكنيد كه اعمال خلاف از عناصر معمول موفقيت در كسب و كار است. همه شركت‌هاي بزرگ به بالاترين حد درستكاراند. بدون آن نمي‌توان خدمتگزاري صادق بود. صداقت هرگز نبايد بدون خلوص و تنها در حرف باشد. درستكاري بايد ريشه‌اي عميق در شركت جديد شما داشته باشد. براي موفقيت هيچ چيز حياتي‌تر از آن نيست.

«توماس.بي.واكر» ميليونر چوب بر (مالك بيش از 000/900 هكتار جنگل در مينه سوتا و كاليفرنيا) مي‌گويد: «نه تنها آدمي مي‌تواند درستكار باشد و ثروتمند شود، بلكه تقريباً ناممكن است ثروتمند شد، مگر آنكه درستكار باشد. اين امانتداري، درستكاري و تعهد است كه موجب مي‌شود مردم به شما اطمينان كنند و تجارت را رونق مي‌بخشد و روابط كاري را فعال مي‌كند. «هاروي فايرستون» نيز در اين خصوص توصيه مي‌كند: «يك كاسبكار موفق آن نيست كه در يكي دو سال رونق بازار پول زيادي درآورد يا از خوش اقبالي، از نخستين پيشگامان آن زمينه تجاري باشد؛ بلكه كسي است كه در زمينه‌اي پررقابت، بدون داشتن هيچ برتري نسبت به رقبا، صادقانه و قانوني از ديگران پيشي گيرد و حرمت خود و اجتماع را حفظ كند».

اصل دوم: اجتناب از كمك‌هاي دولتي

شركت تازه كار بيشماري سعي مي‌كنند از دولت كمك مالي دريافت كنند. اگر از اين فلسفه پيروي كنيد، قوانين طبيعت انساني به ضرر شما خواهند بود. شما ناگزير بايد براي آنچه به دست مي‌آوريد، بهايي بپردازيد و اين برايتان گران تمام مي‌شود. به دست آوردن چيزي در قبال، پاداش شما را به تعويق مي‌اندازد و حتي شايد آن را براي هميشه از شما بگيرد. «هانري كايزر» در اين خصوص مي‌گويد: «مردان قدرتمند، قابل و شجاع، نياز به كمك مالي ندارند. آنها فقط مي‌خواهند امكان كار كردن، خلاقيت، پس انداز كردن، خرج كردن و رهايي از قيود را داشته باشند و به انرژي آزاد خود براي كسب و كار بزرگ زندگي احتياج دارند.

اصل سوم:‌ سهيم كردن كارمندان در سود

وقتي شركت شما به سودآوري مي‌رسد، بايد در تقسيم آن با كارمندان سخاوتمند باشيد. كارمنداني با دستمزدهاي بالا، پرانگيزه‌اند. اگر به كارمندان اجازه دهيد به پاداش‌هاي بالا برسند خودتان هم از اين طريق منتفع خواهيد شد، ساير سودها و پاداش‌هاي شركت را هم قسمت كنيد.

گام ششم: چگونه بر نگراني‌هاي خود غلبه كنيد؟

آغاز كارآفريني، به شجاعت و همت بسيار كارآفرين نياز دارد، اما زماني كه او در اين مسير قدم گذاشت، هيچ امنيتي و هيچ تضميني وجود ندارد، تنها مخاطره است و انبوهي از ناشناخته‌ها. همه چيز روي يك مسير خطي پيش مي‌رود. كارآفرين تنها، مشكوك، مسخره يا فراموش شده است. او تنها به خود اعتقاد دارد، به ايده‌اي ايمان پيدا كرده و به رويايي نامحسوس به مثابه يك لنگر متكي شده است. احساسات مهيج و نشاط‌آوري كه مدتي بر تازه كاران مستولي است، جاي خود را به شك و ترديدي عذاب‌آوري مي‌دهد. نداشتن يك شغل، چك حقوقي و امنيت، ترس ايجاد مي‌كند و اراده را سست مي‌نمايد. نگراني و فشار روحي كارآفرين را عذاب مي‌دهد. از همان روز نخست، ناراحتي و درد شروع مي‌شود. براي غلبه بر اين نگراني‌ها رعايت نكات زير توصيه مي‌شود:‌

1ـ بين مصيبتي كه تجربه مي‌كنيد و ميزان موفقيت نهايي شما ارتباطي وجود دارد. در آغاز شما با مشكلات فراواني روبرو مي‌شويد. در كار خود كلك نزنيد، اگر حتي از ساده‌ترين اطلاعات هم آگاهي نداريد، سوال كنيد.

2ـ تنها با جواب رد شنيدن است كه مي‌توانيد حساسيت خود نسبت به جواب رد را از بين ببريد. به عنوان يك كارآفرين خيلي زود پوست كلفت خواهيد شد.

3ـ مشكلات مالي با پشتكار برطرف خواهند شد. همه كارآفرينان با موانع مالي روبرو بوده‌اند. هر چه بيشتر رنج بكشيد، بيشتر ياد مي‌گيريد.

4ـ ايده خام شما براي كسب و كاري نو به سرعت موضوع تمسخر اطرافيان واقع خواهد شد. هميشه اين گونه بوده است. به ياد داشته باشيد كه هيچ انسان عاقلي باور نداشت اختراع هنري فورد چيزي بيش از يك سرگرمي باشد. پدربزرگ «جيمزاس. كمپر» يكي از قدرتمندان بيمه و بنيانگذار «كمپر كمپانيز» به او اين گونه توصيه مي‌كند: «وقتي مي‌بيني بيشتر همكارانت، بيشتر هم دوره‌ها يا رقباي كاري‌ات يا بيشتر مردم كشور به يك سو مي‌روند، به گوشه‌اي خلوت برو، ترجيحاً به جايي كه بتواني با طبيعت ارتباط برقرار كني، و از خودت بپرس: چرا آنها به آن سو مي‌روند، آيا جهت آنها درست است؟»

5ـ تنها راه فرار از مصائب، كار كردن است. تلاش‌هاي مضاعف شما را از چنگ مشكلات شغلي مي‌رهاند. «لي دي فارست»، مخترع لوله خلاء كه پخش راديويي جديد را ممكن ساخت، مي‌گويد: «اوقاتي وجود داشت كه حس مي‌كردم از حد تحمل خود گذشته‌ام. برخي مشكلات بزرگ مي‌نمودند. به نظر مي‌رسيد اراده لازم براي شروع دوباره را از دست داده باشيم. ولي هر بار، پس از بررسي اجمالي اوضاع، راه فراري پيدا مي‌كردم. هر چقدر اوضاع وخيم به نظر برسد، اگر خوب جستجو كني، هميشه اميد نجاتي وجود دارد

6ـ وقتي كسي به شما نه مي‌گويد تازه اول كار است، هنر غلبه بر «نه» چيزي است كه بايد در آنها مهارت بيابيد. بايد سعي كنيد «نه» را به «بله» تبديل كنيد.

7ـ اگر مي‌خواهيد كارآفرين موفقي باشيد، بايد به شركت خود در حيطه ملي بنگريد و دريافت خود را نسبت به كسب و كارتان ارتقاء بخشيد و فضايل ساده يك كارآفرين موفق را ياد بگيريد. «آدولف آخر» بنيانگذار نيويورك تايمز، در خصوص فضايل ساده يك كارآفرين موفق مي‌گويد: «شما درخواهيد يافت كه موفقيت تنها با تمرين فضايل معمولي يعني ساخت كوشي، شعور، علاقه، اعتماد به نفس و صداقت به دست مي‌آيد. منابع اين مملكت چنان نامحدود، موقعيت‌ها چنان بي‌شمار و امكانات تحصيل و تجهيز چنان فراوان و اتلاف و غفلت چنان متداول‌اند كه براي شكست نه تنها در رسيدن به اهداف خرد مالي، بلكه در دستيابي به كامل‌ترين شكل موفقيت هيچ بهانه‌اي وجود ندارد».

8- تجربه كافي شما را خردمند خواهد ساخت. اگر دوام آوريد، به كار ادامه دهيد و روحيه جنگندگي را حفظ كنيد، در نهايت مي‌توانيد به يك ابر كارآفرين تبديل شويد.

گام هفتم: چگونه كسب و كار جديد خود را اداره كنيد؟

مرحله مهم و پاياني كارآفريني، مرحله‌اي است كه يك كارآفرين كسب و كار جديد خود را راه‌اندازي كرده است و بايد در اين مرحله آن را اداره كند تا به اهداف موردنظر خود نايل گردد. براي اداره بهتر كسب و كار جديد در اين مرحله توصيه‌هاي زير را همواره مدنظر داشته باشيد:‌

1ـ كارمندان به قواعد و خط مشي‌ها نياز دارند. با استخدام اولين كارمندان، به چيزهايي مثل آيين‌نامه داخلي و شرح وظايف و پرونده پرسنلي نياز دارند. كارمندان بايد تحت آموزش قرار گيرند. حالت اسمزي (تأثير پذيري) روش آموزشي ضعيفي است. اجتناب از اشتباه را تمرين كنيد. از روش‌هاي امنيتي استفاده كنيد. كمي بدبين شويد.

2ـ نگذاريد تصميمات مهم خراب شوند. بر تصميمات مالي نظارت كنيد. يك سيستم سفارش خريد تعيين كنيد.

3ـ براي پيروي از خط مشي شركت، به مديران خود متكي باشيد. مواظب تصميمات خودخواهانه خود و كارمندان‌تان باشيد.

4ـ فلسفه يك شركت بزرگ و فعال، تحت فشار تقويت مي‌شود. اين پيام و ديگر پيام‌هاي حياتي را به طور مرتب براي زيردستان تكرار كنيد. دوره‌هاي آموزشي و تعليمي را پيوسته ترويج دهيد.

5ـ دست كم هفته‌اي يك بار شركت خود را بازرسي كنيد. هيئتي از كارگران تشكيل دهيد تا از طريق آنها بازخورد داشته باشيد.

6ـ تا آنجا كه مي‌توانيد خودتان تصميم بگيريد، ولي بياموزيد كه برخي مسؤليت‌ها را به زيردستان واگذاريد. مديران معتقد خود را از روي عملكردها انتخاب كنيد.

7ـ با رشد شركت، يك سيستم گزارشگر دقيق تهيه كنيد، اطلاعات دقيقي بر پايه زمان‌بندي مرتب به دست آوريد. موجودي‌ها را محافظه كارانه اداره كنيد.

8- تمام سعي خود را براي اجتناب از نابرابري‌ها و بي‌عدالتي‌ها بين كارمندان به كار بريد. كم كاران را اخراج كنيد. كمي سخت‌گيري الزامي است.

زندگي شغلي‌

بشر در مدت زندگي خود مراحل گوناگوني را پشت سر مي‌گذارد و به تدريج از مرحله‌اي به مرحلة ديگر منتقل مي‌شود.

براي مثال از مرحله نوزادي به كودكي و سپس به نوجواني و جواني مي‌رسد اين روش يكي از روش‌هاي تقسيم‌بندي زندگي است.

كه بر اساس زمان و سير حيات صورت مي‌گيرد. روش ديگري كه زندگي را براساس آن تقسيم‌بندي مي‌كنند. روش وظيفه است، يعني زندگي انسان بر حسب نوع وظايف به دوران‌هاي مختلفي تقسيم مي‌شود

مثلاً در يك دوران از زندگي بيشترين و مهم‌ترين وظيفه انسان تحصيل است كه آن را زندگي تحصيلي مي‌نامند. و دوران ديگر كه زندگي شغلي نام دارد دوراني است كه فرد مهم‌ترين و بيشترين وظيفه‌اش در رابطه با انتخاب شغل و پيشرفت در آن تحقق مي‌يابد. شروع زندگي شغلي افراد به شرايط فردي، اوضاع اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جوامع بستگي دارد.

بعضي از افراد در بسياري از كشورها زندگي شغلي خود را از سنين نوجواني آغاز مي‌كنند. و عده‌اي هم همزمان با تحصيلات دانشگاهي يا پس از اتمام آن اما آنچه اهميت دارد اين است كه اغلب از شغل خود راضي نيستند و زندگي شغلي خود را همواره با ناراحتي، اضطراب و سردرگمي و نا امني مي‌گذرانند. آمارها نشان مي‌دهد كه بطور متوسط مردم 5 بار شغلشان را در طول عمر تغيير مي‌دهند.

يكي از مهمترين دلائل نارضايتي از شغل اين است كه اغلب افراد هنگام آغاز زندگي آگاهانه و براساس معيارهاي صحيح و واقعي براي خود برنامه‌ريزي نمي‌كنند و با توجه به نيازهاي بازار كار، حرف مردم و رشته تحصيلي و بعبارت ديگر مردم كار را براي آنها تعريف و انتخاب مي‌كنند نه خودشان. بنابراين در زندگي‌اي قدم مي‌گذارند كه مجبورند يك عمر بدبختي بكشند، و در انظار ديگران تظاهر كنند كه خوشبختند.

اما براي يك شغل مناسبي را براي خود انتخاب كنيم و زندگي شغلي مطلوبي را پايه‌ريزي كنيم ابتدا بايد بدانيم چند نوع زندگي شغلي وجود دارد و بعد ببينيم كلام يك با اهداف، ايده‌ها، روحيات، گرايش‌ها و توانايي‌ها و علايق و مهارت‌هاي ما سازگار مي‌باشد.

انواع زندگي شغلي

بطور كلي تاكنون مردم دنيا سه نوع زندگي شغلي را تجربه كرده‌اند كه عبارتند از: كارآفريني، خود اشتغالي و استخدام.

استخدام

منظور از استخدام زندگي شغلي است كه شخص در قالب يك قرارداد رسمي و معتبر وقت و مهارت‌هاي خود را در مقابل دريافت وجه مشخصي در اختيار سازماني دولتي يا خصوصي قرار مي‌دهد. استخدام شرايطي را فراهم مي‌سازد كه موجب امنيت شغلي كامل يا نسبي براي مدت نسبتاً طولاني مي‌گردد. فرد استخدام شده دغدغة ضرر و خطرپذيري مالي كارفرما را ندارد و در جستجوي يك زندگي مطمئن و بي‌مخاطره است. اگر چه در سطح بالايي از رفاه نباشد اين نوع زندگي از دوران انقلاب صنعتي كه سازمان‌هاي بزرگ بوجود آمدند بيشتر رايج‌گرديده و لذا مي‌توان گفت شالوده‌كار در دوران صنعتي استخدام بوده است.

بهرحال آنچه مسلم است عده‌اي از افرادي زندگي آرام، منظم، و مطمئن را بر زندگي توام با ريسك و خطرپذيري، نوسان، پيشرفت، شكست، و هيجان كه مشخصه زندگي شغلي كار آفرينانه است ترجيح مي‌دهند.

خود اشتغالي

خود اشتغالي اصطلاحي است كه براي بيان و توصيف يك نوع زندگي شغلي كه در آن فرد حرفة خود را بر اساس تجربيات و مشاغل آزاد موجود در بازار كار و با مسؤليت شخصي انجام مي‌دهد بعبارت ديگر هر كس كه در استخدام سازماني نباشد خواه بصورت انفرادي كار در منزل انجام دهند يا همانند يك وكيل يا مشاور، يك متخصص كار در بيرون منزل داشته باشند و يا در يك مغازه و يا كارگاه با چند نفر ديگر مشغول بكار باشند خود اشتغال هستند، بعنوان مثال ممكن است فردي در يك مغازه يا كارگاه تعدادي را بكار بگمارد و مشغول توليد محصولي مثل قاب عكس باشد و يا به تنهايي صاحب مغازه باطري سازي باشد و آن را اداره كند جزء خود اشتغالان محسوب مي‌شود.

بسياري از افرادي كه نوع زندگي شغلي كارآفرينانه دارند ممكن است كار خود را از خود اشتغالي شروع كرده باشند اما پس از مدت كوتاهي رشد قابل توجهي نموده و وارد حوزة كار آفريني و شركت‌هاي كوچك و متوسط شده‌اند.

البته بايد متذكر شوم كه امروزه به دليل رشد و توسعه فن‌آوري اطلاعات در ارتباطات افراد در منازل خود از طريق ايجاد شركت‌هاي مجازي در اينترنت اقدام به فعاليت‌هاي گسترده حتي در حد بين‌المللي مي‌كنند. اينگونه فعاليت‌ها كه توسط يك فرد به تنهايي و يا با استخدام ديگران انجام مي‌شود حتي اگر با سپردن قسمتي از كار به ساير افراد و سازمانها بصورت برون سپاري انجام پذيرد جزء فعاليت‌هاي خود اشتغالي محسوب مي‌شود. و در صورتيكه همراه با نوآوري و توسعه كسب و كار باشد كارآفريني بحساب مي‌آيد.

كارآفريني

كار آفريني نه تنها يك نوع زندگي شغلي است بلكه بسياري اعتقاد دارند كه يك سبك زندگي و يا يك سبك تفكر و يك فرهنگ است. زندگي كارآفرينانه زندگي است توأم با هيجان و خطرپذيري، تنوع، تغيير، شكست، پيروزي، شوق، تلاش، خلاقيت، و فرصت گرايي زندگي است كه در آن از سكون و رخوت و نااميدي خبري نيست.

زندگي شغلي كارآفرينانه را افرادي انتخاب مي‌كنند كه دوست دارند از ديگران موفق‌تر باشند. آنان مي‌خواهند اين موفقيت را از طريق تلاش بيشتر، خلاقيت بيشتر خلق و كشف نوآوري و بهره‌برداري بيشتر از فرصت‌ها بدست آورند. روحيه آنان طوري است كه نه از رئيس داشتن خوششان مي‌آيد و نه از رياست كردن بر ديگران آنان سخت به دنبال تحقق بخشيدن آرمان و چشم‌انداز خود هستند و در اين راه پول فقط معياري جهت نشان دادن ميزان موفقيت‌شان است نه هدف غايي فعاليت‌هايشان آنان در درجة اول عاشق كارشان هستند. كارآفرين معتقد است براي بدست آوردن پول اول بايد از پول چشم بپوشد و براي رسيدن به موفقيت حاضر است طعم شكست را بچشد.

شكست در نزد كارآفرين واقعه‌اي است كه هنوز فوائد آن تبديل به سود نشده است. كارآفرين همواره در جستجوي ايده‌ها و فرصت‌هاي جديد است.

عصر حاضر عصر فرا صنعتي است و مبتني بر شالوده كاري «كارآفريني» است بنابراين مي‌توان كه عصر حاضر عصر كارآفريني است و كارآفريني يك ضرورت است نه يك انتخاب. بعبارت ديگر جوانان اين دوره مجبورند زندگي كارآفرينانه را انتخاب كنند و آناني كه اين مسير را نپذيرند بايد به سختي زندگي كنند.

خانواده و كارآفريني

كارآفريني مفهومي است كه همراه با خلقت بشر وجود داشته است. مروري بر ادبيات كارآفريني نشان مي‌دهد كه مفهوم كارآفريني براي اولين بار توسط اقتصاددانان مطرح شد. سپس با توجه به اهميت و نقش كارآفريني در شكل‌گيري تحولات اقتصادي درجوامع، دانشمندان علوم اجتماعي نيز به بررسي ويژگي‌هاي فردي و اجتماعي كارآفرينان پرداختند. خانواده، كانوني است كه در شكل‌گيري اين ويژگي‌ها، مي‌تواند نقش حياتي ايفا كند. در جوامع سنتي كه مردان نقش «نان آوري» و زنان نقش «خانه‌داري و تربيت فرزندان» را برعهده داشتند، انتقال ايده كسب و كار بيشتر از طرف مرد صورت مي‌گرفت؛ ساختار جديد خانواده در جامعه امروز و به تبع آن خروج زن از خانه، ظهور جلوه‌هاي تازه‌اي از بروز خلاقيت و نوآوري را در هر دو جنس زن و مرد باعث شد. بدنبال اين تغيير نگرش، شيوه توليد، سبك زندگي و نقش‌هاي والدين در درون خانواده نيز دچار دگرگوني شد. به شكلي كه هر كدام از والدين با رفتار خود مي‌توانند در رشد اعتماد به نفس، خلق ايده‌هاي جديد در خانواده و تعيين مسير شغلي فرزندان، نقش‌هاي اساسي را ايفا كنند.

اگر خانواده را از ديدگاه نهادي مورد بررسي قرار دهيم به اين نتيجه مي‌رسيم كه خانواده از نظر كميم و كيفي مي‌تواند كانون اصلي انديشه كار و تلاش و پرورش روحيه خلق ايده و كار در افراد باشد. تحقق اين امر مستلزم توجه به ويژه والدين به ابعاد و ساحت‌هاي حيات فردي فرزند از هنگام تولد تا زمان تكوين شخصيت اوست. وقتي پدر يا مادر همچون الگويي تلاشگر و مؤثر در عرصه كار و توليد در جامعه ظاهر شوند، كاركردهاي مثبت ناشي از فعاليت آنها فرزند را به سمت و سويي ترغيب مي‌نمايد تا ذهن خود را به صورتي منسجم و ثمربخش به ادامه شغل والدين و يا حرفه‌اي جديدتر سوق دهد. براي چنين فردي دستيابي به منابع اقتصادي ناشي از كار و تسخير فضاهاي جديد، ارزش تلقي مي‌شود. چنين طرز تلقي از دنياي پيرامون، ذهن فرد را نسبت به خلق ايده‌اي نو و استقلال اقتصادي و كسب موفقيت، دگرگون مي‌سازد. در اين مرحله، نوجوان يا جوان ايده‌ كاري خود را با خانواده در ميان مي‌گذارد چه بسا بتواند از تجربيات و رهنمودهاي والدين و احتمالاً حمايت مالي و اجتماعي آنها بهره‌مند شود. اينجاست كه معيارها و ارزشهاي خانواده براي فرزند ملاك عمل و چراغ راه او در مسير كار و تلاش واقع مي‌شود. وظيفه والدين در چنين شرايطي تشريح ابعاد گسترده فعاليت اقتصادي به عنوان ارزش بنيادي براي فرزند و هدايت او در مسير مطلوب، آغاز توأم با موفقيت را در راه‌اندازي كسب و كار به همراه خواهد داشت.

ميزان تحصيلات، نوع شغل والدين، ساخت خانواده، روابط خانوادگي (خصوصاً رابطه والدين با فرزندان)، درآمد خانواده و ميزان برخورداري از امكانات رفاهي در شكل‌گيري «فرهنگ كار» در خانواده مي‌تواند تأثير داشته باشد. انسان‌هاي متفاوت، توانمنديهاي متفاوتي دارند كه اگر از همان دوران نوجواني در مسير مشخص هدايت شوند، مي‌توانند با خلق ايده‌هاي جديد خود، تغيير در روند توليد و بالطبع تغيير در فرآيند تكنولوژي را آسان كنند.

مراحل توسعه كارآفريني توسط خانواده

1ـ مراحل نهادينه كردن «فرهنگ كارآفرين»

خانواده به عنوان انتقال دهنده جبهه‌اي از ا صطلاحات، آئين‌ها و رفتارهاي اجتماعي مي‌تواند نقش ثمربخش خود را جهت آشنايي با مفاهيمي مثل: «توفيق طلبي»، «استقلال طلبي» و «خطرپذيري» در عرصه فعاليت اقتصادي و همسازي با واقعيت‌هاي كاري در جامعه، به اعضاء خود ارزاني دارد.

نوع نگرش والدين به دنياي پيرامون خود و چگونگي تجسم ارزشهاي اجتماعي براي فرزندان در شكل‌گيري آينده شغلي آنها، مي‌تواند راه را براي دستيابي به اقتصاد سالم هموار سازد. مثلاً چنانچه كسب موفقيت در جهت خلق ثروت و ايجاد فرصت‌هاي شغلي جديد به عنوان بخشي از ارزشهاي مورد نظر والدين براي فرزند به تصوير كشيده شود، نوجوان در چنين شرايطي ذهن خود را براي رسيدن به چنين موقعيتي آماده مي‌سازد. در ادامه چنين فرآيند ذهني، فرد بدنبال راه‌هاي دستيابي به چنين موقعيتي است. او موقعيت‌هاي متفاوت را با هم مقايسه مي‌كند، شبيه‌سازي ذهني انجام مي‌دهد؛ به پرس و جو مي‌پردازد؛ و گاهي اوقات در نشريات، كتب، محيط مدرسه و حتي مجالس سخنراني پرسش‌هاي ذهني خود را دنبال مي‌كند. آنگاه، فرد با آگاهي از ارزش كار و تلاش آماده است بخش بزرگي از خواسته‌ها، آرمانها و ارزشهاي مورد نظر خانواده خود را به محك تجربه بگذارد.

2ـ تعيين مسير شغلي

فضاي درون خانواده، خصوصاً رهنمودهاي والدين به فرزندان، اين امكان را به آنها مي‌دهد تا با گسستن از عادات و معتقدات پيشين خود يا ساير افراد خانواده، رفتار جديدي را مورد كند و كار قرار داده و خود را با نظم اجتماعي نوين هماهنگ سازند؛ به شكلي كه بتوانند بر فراز خواسته‌ها و آرزوهاي ذهني خود و منطبق بر نظام‌هاي مدرن پر و بال بزنند و از نفوذ و سلطه انديشه و روش‌هاي سنتي در رفتار آتي خود بكاهند. در ادامه چنين روندي، نقش آفريني فرزند در درون خانواده معطوف به فرآيندهاي توليد و خلق ارزش در جامعه خواهد شد. در اين ارتباط، والدين با شناخت توانمنديهاي بالقوه فرزندان خود و هدايت آنها در مسير شغلي، نقش مهمي در شناسايي و پرورش افراد خلاق و كارآفرين درجامعه ايفاء مي‌كنند.

3ـ توانمندسازي (يادگيري فن‌آوريهاي جديد)

حمايت و تشويق والدين جهت يادگيري فن‌آوريهاي جديد از جمله فن‌آوريهاي تكنولوژيكي و اطلاعاتي و معرفي مشاغل كه امكان كسب درآمد بالا را براي فرزندان فراهم مي‌سازد، آنان را علاوه بر نقش‌آفريني در درون خانواده، معطوف به اهداف توسعه در سطح جامعه يعني كار مفيد و بهره‌وري بالا خواهد كرد. تغيير نگرشها و رفتارهاي كليشه‌اي در مورد ايفاء‌ نقشهاي خانوادگي و اجتماعي و تشويق فرزندان به رفتارهاي مثبت اقتصادي و اجتماعي، آنان را افرادي كارآمد و هدفمند مي‌پروراند. زيرا پيروي از كليشه‌هاي سنتي و تكراري در عرصه كار و فعاليت، هم به خانواده و هم به جامعه صدمات جبران ناپذيري وارد مي‌سازد. به همين دليل؛ گذر از اين مرحله، تأثيرپذيري فرد از تغييرات جديد و پذيرش مسؤليت خطير اجتماعي به منظور ايجاد كسب و كار جديد و دسترسي به موقعيت‌هاي بهتر و جديدتر، از فرد يك انسان مستقل و توانمند مي‌سازد كه در عرصه‌هاي گوناگون زندگي ضمن پذيرش نقش‌هاي متفاوت مي‌تواند مفيد واقع شود.

4ـ راه‌اندازي و اداره كسب و كار اقتصادي

در اين مرحله، فرد با ارزيابي مشاغل متناسب با خواسته‌هاي خود و خانواده، به خلق ايده در زمينه كار و فعاليت مي‌پردازد، چارچوب فكري خود را در قالب طرح كسب و كار به جامعه عرضه مي‌كند؛ سپس، با مديريت خود فعاليت اقتصادي را آغاز مي‌كند. در اين مرحله، والدين با استفاده از تجارب خود مي‌توانند فرزندشان را جهت اداره كسب و كار ياري كنند. هر چند ممكن است اين نياز صرفاً متوجه حمايت‌هاي مالي آنها نباشد. با ادامه حمايت خانواده و تقويت روحيه كارآفريني در فرزندان به منظور راه‌اندازي و مديريت كسب و كار اقتصادي توسط آنان، نتايج ذيل متوجه جامعه خواهد شد:‌

ـ ايجاد و توسعه اشتغال در بخش‌هاي اقتصادي كشور و به تبع آن استقلال اقتصادي خانواده‌ها

ـ دگرگوني در روند توليد با استفاده از تكنولوژي پيشرفته و بدنبال آن تغيير در فرهنگ مصرف

ـ تنوع شغلي و ايجاد رقابت گسترده در بازارهاي اقتصادي

ـ بسط و توسعه صادرات با اتكاء به منابع موجود در كشور

ـ كاهش نرخ بيكاري و تورم و بدنبال آن كاهش آسيب‌هاي اجتماعي در جامعه

نتيجه‌گيري

كارآفريني، كانون و مركز ثقل كار و تلاش و پيشرفت در عصر مدرنيته تلقي مي‌شود. ما بدون توجه كافي به مقوله «توسعه فرهنگ كارآفريني» نمي‌توانيم به شاخص‌هاي رشد و توسعه كه از طريق تغيير در روند توليد، بهره‌وري و توان افزايي فني و صنعتي در عرصه اقتصاد حاصل مي‌شود، دست يابيم. در گذر از مرحله سنتي به صنتعتي بايد به توانمنديها و قابليت‌هاي فردي كارآفرينان در بهره‌گيري از منابع طبيعي و بكارگيري تكنولوژي مدرن اهتمام ويژه‌اي قائل شويم. زيرا، آنها با بكارگيري روش‌هاي جديد در بازار، خود را براي استفاده بهينه از ابزار و دستيابي به كيفيت مطلوب كالا و خدمات آماده مي‌سازند. كارآفريني، فرآيندي اكتسابي است و خانواده در شكل‌گيري اين فرآيند نقش اساسي را ايفاء مي‌كند. زيرا، خانواده مي‌تواند عنصر پويايي و تحرك را به ژرفاي وجود افراد تحت نفوذ و وابسته به خود تزريق كند به شكلي كه «فرد» و «جامعه» در محيطي هماهنگ به تعامل بپردازند و قالب‌هاي اجتماعي نوآورانه شكل گيرد. نقش و اهميت خانواده به عنوان كانون انديشه نوگرايي، در ايجاد روحيه خلاقيت و نوآوري در افراد، گسترش روحيه كارآفريني و توسعه كسب و كار جديد در جامعه، انكار ناپذير است، به طوري كه در زمينه فعاليت اقتصادي، خانواده مي‌تواند انديشه افراد تحت نفوذ خود را به سمت و سويي سوق دهد كه آنها را از مشكلات پيش رو از جمله؛ بيكاري، فقر، اعتياد، فساد و ... برهاند و آنها را در مسيرهاي شغلي كه مولد سرمايه و فرصت‌هاي جديد است؛ هدايت نمايد. زيرا، خانواده علاوه بر نقش توليد نسل و پرورش ابعاد عاطفي و اخلاقي فرزندان، به عنوان كانوني براي رشد و پرورش انديشه خودباوري، اعتماد به نفس و خودشكوفايي در فرزندان، نقش بسيار مؤثري در راه‌اندازي كسب و كار اقتصادي و توسعه فعاليت‌هاي شغلي در جامعه خواهد داشت.

نقش كارآفرينان در توسعه

به دليل نقش و جايگاه ويژه كارآفرينان در روند توسعه و رشد اقتصادي، بسياري از دولتها در كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه تلاش مي‌كنند با حداكثر امكانات و بهره‌برداري از دستاوردهاي تحقيقاتي، شمار هر چه بيشتري از جامعه را كه داراي ويژگي‌هاي كارآفريني هستند به آموزش در جهت كارآفريني و فعاليت‌هاي كارآفرينانه تشويق و هدايت كنند. كارآفرينان با مهارتي كه در تشخيص فرصتها و موقعيت‌ها و ايجاد حركت در جهت توسعه اين موقعيت‌ها دارند، پيشگامان حقيقي تغيير در اقتصاد و تحولات اجتماعي محسوب مي‌شوند. آنها تصديق مي‌كنند كه موفقيت و بقا درچشم‌اندازهاي برخواسته از فردا، نيازمند چالاكي، قوه ابتكار و خلاقيت است. علاوه بر اين كارآفريني به ريسك پذيري، نوآوري و كنش كارآفرينانه هم نياز دارد. بر اساس نظريات اقتصادي و تجارب حاصل در اقتصادهاي روبه رشد، كارآفرينان موتور محركه توسعه و رشد اقتصادي محسوب مي‌شوند.

منافع اجتماعي كارآفريني

كارآفريني، موجب سود اجتماعي براي جامعه و دولت مي‌شود.

كارآفريني،موجب توزيع‌مناسب درآمد مي‌شود و اضطراب‌هاي‌اجتماعي‌را كاهش مي‌دهد.

كارآفريني، موجب انتقال تكنولوژي است.

كارآفريني، عامل ترغيب و تشويق سرمايه‌گذاري مي‌شود.

كارآفريني، عامل تعادل در اقتصاد پوياست.

كارآفريني، عامل تحريك و تشويق و حس رقابت است.

كارآفريني، عامل شناخت، ايجاد و گسترش بازارهاي جديد است.

كارآفريني، موجب تحول و تجديد حيات ملي و محلي است.

كارآفريني، عامل تغيير و نوآوري است.

كارآفريني، كيفيت زندگي را بهبود مي‌بخشد.

كارآفريني، شيوة زندگي اجتماعي است.

كارآفريني، موجب بومي كردن توليد و جلوگيري از مهاجرت بي‌رويه به مناطق ديگر مي‌شود.

كارآفريني، فرهنگ خوداشتغالي بجاي ذهنيت استخدامي به ويژه در بين جوانان را تقويت مي‌كند.

كارآفريني، موجب توسعة فرهنگ خلاقيت در سطوح مختلف اجتماعي مي‌شود.

كارآفريني، عامل توسعة روحية مشاركت در جامعه مي‌شود.

كارآفريني، موجب حمايت موثر و اصولي از توسعة بخش تعاوني مي‌شود.

كارآفريني، تغييرات لازم را در قوانين مربوط به بازار كار به منظور اشتغال بيشتر فراهم مي‌كند.

كارآفريني، موجب تقسيم كار اجتماعي در سطوح مختلف اشتغال مي‌شود.

كارآفريني، موجب گسترش فرهنگ خود اشتغالي مي‌شود.

كارآفريني، شكاف‌هاي اجتماعي را كاهش مي‌دهد.

علل شكست كارآفرينان

توفيق در كسب و كار هرگز بصورت خودبخودي و يا شانسي نيست بلكه به سازماندهي و بصيرت فرد كارآفرين بستگي دارد.

مسلماً اولين سالهاي راه‌اندازي يك كسب و كار پرفراز و نشيب خواهد بود اما شما مي‌توانيد با ذهني آماده و با اتكاء تجربيات ديگران در زمينه‌هاي مختلف از بروز مشكلات عديده جلوگيري نمائيد. بنظر مؤلف اشتباهات زير در آغاز راه‌اندازي يك كسب و كار شكست‌هاي آينده را بدنبال خواهد داشت.

1ـ حركت بدون يك برنامه منسجم در كسب و كار

بخاطر داشته باشيد كه در هنگام راه‌اندازي يك كسب و كار برنامة منسجم و با در نظر گرفتن تمام امور مالي، بازاريابي و ديگر موارد طراحي كنيم.

2ـ فقدان سرمايه‌ كافي

شما بعنوان صاحب كسب و كار مي‌بايد تخمين بزنيد به چه مقدار پول نياز داريد تا بتوانيد كار خود را راه‌اندازي كنيدو آن را خوب اداره نمائيد.

3ـ پيش‌بيني ناقص بودجه

تازه كاران تجارت معمولاً نيازهاي مالي خود را دست كم مي‌گيرند. اين افراد در ابتداي كار هزينه زيادي را صرف خريد لوازم اداري و محصولاتي مي‌كنند كه ممكن است بسيار تخصصي‌تر از آنچه باشد كه بدان نياز دارند. به همين سبب مشاوران مديريت پيشنهاد مي‌كنند كه پس از محاسبه بودجه جاري مورد نياز براي توليد و تجارت‌ حداقل درصدي متناسب با حاشيه امن به آن اضافه كنيد به اين ترتيب‌براي مديريت خطرپذيري‌احتمالي آماده خواهد شد.

4ـ قيمت‌گذاري غلط

گاه كارآفرينان تازه كار فريب كميت را مي‌خورند و به كيفيت اهميت نمي‌دهند. آنها مي‌انديشند اگر جنس‌ها را ارزان قيمت عرضه نمايند فروش بهتري خواهند داشت و بزودي ميليونر شوند اما اين تصور غلط است مي‌بايست قبل از قيمت‌گذاري همه چيز را بايد سنجيد هزينه‌هاي ثابت و متغيير را حساب كنيم. روش‌هاي تجاري و قيمت‌هاي رقبا را مورد توجه قرار دهيم. و راهبردهاي فروش و بازاريابي را بهينه كنيم.

5ـ غفلت از بازاريابي

تعداد محدودي از كارآفرينان كه وارد دنياي تجارت مي‌شوند براي بازاريابي اهميت قائل مي‌شوند. و برنامه و بودجه خاصي در نظر مي‌گيرند.

البته تصور مي‌كنند كه اين كار يك خرج غير ضروري است بخاطر داشته باشيد كه اولين افرادي كه براي راه‌اندازي كسب و كار به آنها نياز داريد بازارياب‌ها هستند آنهايند كه مي‌توانند شما را و كالا و توليد شما را معرفي نمايند.

6ـ نداشتن انعطاف پذيري

هرگز فراموش نكنيد كه انعطاف پذير باشيد. كالا و روند فعاليت و بازاريابي خود را به گونه‌اي تطبيق دهيد كه بتوانيد با رقباي بزرگ رقابت كنيد.

7ـ در نظر گرفتن رقابت

بسياري از مؤسسين يك كسب و كار يا بنگاه اقتصادي فعاليت خود را مشابه ديگران انجام مي‌دهند اطمينان حاصل كنيد كه در كار شما چيزي منحصر به فرد و متفاوت از ديگر رقبا وجود دارد.

8- سياست در كار بجاي رياست بر آن

در ابتداي شروع يك كسب و كار اتفاقات عجيب و ناگهاني اما قابل پيش‌بيني بوقوع مي‌پيوند كه مي‌توان آن را توسط تجربيات شخصي با استفاده از روش آزمون و خطا حل كرد با رشته تجارت شما مسائل نيز پيچيده‌تر مي‌شود و اين دو روش ديگر پاسخگوي آنها نخواهد شد.

بدون داشتن سياست معين در مورد مشخصات مشاغل استخدام‌ها، اخراج‌ه ا، تعطيلات، كمبودها و تجارت نوپاي شما در معرض آسيب جدي قرار مي‌گيرد و در نهايت كسب و كار ضعيف مي‌شود.

9ـ رئيس در حد عالي و كارمندان در حد معمولي

گاه صاحب كسب و كار بسيار آگاه و علاقمند به شغل خود است و معلومات وي در زمينة كاري‌اش در سطح عالي است اما با داشتن كاركناني بي‌تجربه و بي‌انگيزه سقوط مي‌كند و دچار ورشكستگي مي‌شود پس اطمينان حاصل كنيد كه حتماً كاركنان از دانش و مهارت‌هاي لازم برخوردارند.

10ـ روابط غلط

آغاز هر فعاليتي احتياج به كار فراوان و سامانة پشتيبان دارد فشار تعهدات زماني و مسائل مالي باعث بروز مشكلات در روابط خواهد بود. بايد قدري از بار خود را سبك و از كمك نزديكان و دوستان استفاده كنيد. بسياري از اشتباهات به اين دليل بروز مي‌كند كه كارآفرينان اغلب نوپا هستند و تصور مي‌كنند كه همة كارها را مي‌بايست خود به تنهايي انجام دهند. در حاليكه بهترين راه واگذاري انجام كارها به متخصصين است.

11ـ رشد كنترل نشده

بعضي مواقع يك كسب و كار كوچك كه خيلي سريع رشد مي‌كند مي‌تواند موجبات ورشكستگي خود را فراهم سازد اگر توليد كالاي شما همگام با تقاضاي لازم در بازار نباشد رشدي كه شما به عنوان صاحب يك كسب و كار توقع دارد مي‌توانيد موجوديت تجارت و سرمايه شما را تهديد كند.

12ـ راه‌اندازي يك كسب و كار فقط براي هيجان

گاهي افرادي كه در پي راه‌اندازي يك كسب و كار هستند افراد رويايي و خيال پرداز و ماجرا جو هستند كه بيشتر دنبال هيجان مي‌كردند. اين افراد به جاي تفكر و تحمل دشوار مي‌خواهند بگونه‌اي مسائل و بحرانها را پشت سر بگذرانيد تا دوباره به ميدان باز گردند. و اما خستگي و ملالت از همين مسائل جزيي تجارت را به خطر خواهد انداخت.

ناچيز پنداشتن مشكلات در شروع از بزرگترين موانع كارآفرين است كه در صورت شناخت و مقابله با آن مي‌توانيد به موفقيت دست پيدا كنيد.

كارآفرين يا شوق خلقت

اصلاح كارآفرين Entrepreneur در معنا و مفهوم فعلي را اولين بار ژوزف شومپيتر به كاربرد. اين اقتصاددان كه او را پدر علم كارآفريني مي‌نامند بر اين باور بود كه رشد و توسعه اقتصادي در يك نظام، زماني ميسر خواهد بود كه افرادي در بين ساير آحاد جامعه با خطرپذيري، اقدام به نوآوري كرده و با اين كار روش‌ها و راه‌حل‌هاي جديد جايگزين راه‌كارهاي ناكارآمد و كهن قبلي شود. تخريب خلاق تفكرات و آراء «شومپيتر» با انقلاب اطلاعات و شروع عصر فراصنعتي از ارزش و اهميت خاصي برخوردار شد؛ زيرا كارآفرينان به عنوان عاملان تغيير و تحول در نظام اقتصادي مورد توجه قرار گرفت و حجم قابل توجهي از تحقيقات و پژوهش‌هاي مرتبط با آن طي دهه‌هاي 70 و 80 و 1990 ميلادي صورت پذيرفت.

واژه كارآفرين در بردارندة معناي موفقيت است. اين واژه به معناي محصولات، ابداعات، كيفيت و خدمات نوين است. در درون يك شركت، اين واژه به معناي نوع خاصي از روحيه، سرزندگي و فضيلت است. باتلر، مفسر روزنامه تجاري، آن را «شوق خلقت» مي‌نامد.

از همه مهمتر، اين واژه به اشخاص پر اراده‌اي اطلاق مي‌شود كه اراده، خلاقيت، پايداري و موفقيت اجتناب ناپذيرشان، آنها را به رهبران و قهرمانان روز تبديل مي‌كند. اين مطلب آخر، تغيير قابل توجهي را در نگرش مردم نسبت به كارآفرينان نشان مي‌دهد. تب و لرز يك اقتصاد ناپايدار، ارزش والاي اين زنان و مردان را به ما مي‌فهماند. چرا كه امنيت اقتصادي آيندة ما، تا حد زيادي، پر كيفيت كارآفرينان متكي است.

كارآفريني همواره مبناي تحولات و پيشرفت‌هاي بشري بوده است و تعاريف زياد و متنوعي از آن شده است. با اين همه، مفهوم و ماهيت اصلي آن هنوز شناخته شده نيست و نمي‌توان استانداردي جامع و مطمئن براي آن ارائه نمود اما پاسخ به سؤالات زير در شناخت بهتر مفهوم كارآفريني مؤثر مي‌باشد:

چه كسي كارآفريني مي‌كند؟ اين شخص چه ويژگي‌‌هايي دارد؟

كارآفرين چرا كارآفريني مي‌كند؟ انگيزه اصلي او براي كارآفريني چيست؟

كارآفرين چه كاري را انجام مي‌دهد؟ رويكرد رفتاري او چگونه است؟

كارآفرين چگونه كارآفريني مي‌كند؟ او چگونه سعي مي‌كند كه موفق شود؟ فرآيند كارآفريني چگونه است؟ از چه شيوه‌هايي استفاده كرده و چه استراتژي به كار مي‌بندد؟

كارآفريني تحت كدام شرايط زماني و مكاني وقوع مي‌يابد؟ هنجارهاي قالب بر يك محيط كارآفرينانه چيست؟ چه ارزش‌ها و باورهايي بايد در اجتماع نهادينه گردد تا كارآفرينان بتوانند به راحتي به فعاليت پرداخته و سبب رشد توسعه اقتصادي شوند؟‌

از نظر اقتصاددانان، كارآفرين كسي است كه ارزش افزوده ايجاد نمايد. يعني اينكه با زمان و انرژي لازم، سرمايه‌ها را به گونه‌اي به كار گيرد كه ارزش آنها و يا محصولات بدست آمده، نسبت به حالت اوليه‌اش افزايش يابد.

كارآفرين چه كاري را انجام مي‌دهد؟‌

كارآفرين به منظور تحقق ايده‌اش عوامل مورد نياز مانند نيروي انساني، تجهيزات، مواد اوليه و سرمايه را فراهم مي‌آورد و با استفاده از قدرت تصميم‌گيري، مهارت‌ها و استعدادهاي فردي، ايده‌اش را محقق مي‌سازد و به وسيله طراحي، سازماندهي، راه‌اندازي و مديريت واحد جديد، به كسب درآمد مي‌پردازد. همچنين در محيط غيرقابل كنترل و مبهم مي‌پذيرد. به طور خلاصه كارآفرين، سازمان دهنده و فعال كننده يك واحد اقتصادي يا غيراقتصادي به منظور دستيابي به سود از دستاوردهاي شخصي يا اجتماعي است.

«جعفري تيمونز» كارآفرين را ايجاد كننده يك چيز ارزشمند از هيچ مي‌داند. بنابراين كارآفرين كسي است كه داراي قدرت درك بالا مي‌باشد و توان پيدا كردن خلاء و فرصت‌ها را دارد و مي‌تواند در جامعه از طريق پرورش ايده و تبديل فكر خود به يك محصول جديد اقدام به ارزش آفريني نمايد.

در اينجا بهتر است به نكته‌اي اشاره شود و آن اينكه همواره در تعاريف دانشمندان صاحب نظر، تفاوت آشكاري بين كارآفرين و سرمايه‌گذار و همچنين بين مدير و كارآفرين وجود دارد. زيرا كارآفرين سرمايه‌دار نيست، اگر چه او قادر است از سرمايه‌هاي راكد سرمايه‌گذاران، به خوبي استفاده كند. حتي او مخترع، عالم و هنرمند نيز نمي‌باشد ولي توان بهره‌برداري مناسب از علم، تخصص و هنر ديگران را دارد. براي مثال در مورد «بيل گيتز» كه يكي از كارآفرينان موفق است «مايك زيسمن» رقيب سرسختش مي‌گويد: «او هيچ چيزي را اختراع نكرده استاما مهارت و توانايي «بيل گيتز» درگرفتن طرح‌ها و تبديل آنها به فرآورده‌هاي قابل استفاده است؛ «بيل گيتز» بر اين باور است كه بيشتر راه‌حل‌ها در جاي ديگر كشف شده است و فقط بايد آن را شناسايي كرد و از حوزه كشف شده به حوزه خود انتقال داد. اين كاز از استعدادهاي مهم كارآفرينان است، يعني شناسايي راه‌حل‌ها، بدست آوردن آنها و تبديل آنها به فرآورده‌هاي موفق بازرگاني.

كارآفرين چگونه كارآفريني مي‌كند؟

سوال ديگري كه در شناخت موضوع كارآفريني مطرح مي‌باشد اين است كه كارآفرين چگونه كارآفريني مي‌كند؟ و چه مكانيسم و فرآيندي را طي مي‌كند؟ فرآيند كارآفريني بسته به تعريف‌هاي مختلف كارآفرين متفاوت است. بعضي از افراد فرآيند كارآفريني را فرآيند خلق چيزي نو، خلق ثروت و يا خلق چيز ارزشمندي از هيچ مي‌دانند.

«رابرت هيسريچ» فرآيند كارآفريني را خلق چيزي نو مي‌داند كه توأم با صرف وقت و تلاش بسيار و پذيرش خطرات مالي، روحي و اجتماعي براي بدست آوردن منابع مالي، رضايت شخصي و استقلال است، كه نتيجه اين فرآيند از فعاليت منظمي حاصل مي‌شود كه خلاقيت و نوآوري را به نيازمندي‌ها و فرصت‌هاي بازار پيوند مي‌دهد. به عبارتي فرآيند كارآفريني تنها خلق محصول و يا خدمتي جديد نيست بلكه خلق محصول جديدي است كه متناسب با نيازهاي بازار و تقاضاي موجود باشد و بتوان آن را به جامعه ارائه نمود.

«مك كله لند» تعريف گسترده‌تري از كارآفريني بيان مي‌كند و فرآيند كارآفريني را فراتر از شغل و حرفه، بلكه يك شيوه زندگي تعبير مي‌نمايد؛ به طوري كه خلاقيت و نوآوري، عشق به كار و تلاش مستمر، پويايي، مخاطره پذيري، آينده‌نگري، ارزش آفريني، آرمان‌گرايي، فرصت گرايي، نياز به پيشرفت و مثبت انديشي، زيربنا و اساس زندگي كارآفرينانه مي‌باشد؛ در اين زندگي شكست به معناي پله‌اي براي بالا رفتن و موقعيتي براي آموختن است. در دنياي كارآفريني شكست، تصور ناقصي از واقعيت مبهمي است كه در هدف وجود دارد؛ واقعه‌آي كه هنوز فوايد آن تبديل به سود نشده است. در اين زندگي پول انگيزه‌ي اصلي و اوليه فعاليت‌هاي اقتصادي نيست، بلكه معياري براي سنجش ميزان موفقيت فرد محسوب مي‌شود. در زندگي كارآفرينانه هدف اصلي از كار و فعاليت، ارضاء حس كنجكاوي، تحقق بخشيدن به آرمان‌ها، آزادسازي انرژي‌هاي ذهني و تبديل آنها به ايده‌هاي عملي و نهايتاً خلق ارزش است و همه چيز تحت الشعاع آرمان شخص قرار مي‌گيرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 18:6  توسط دکترحمیدصبری   | 

فرآيند تكامل جوامع بشري

انسان‌ها در زندگي اجتماعي خود همواره با دو پديده‌ي متناقض روبه‌رو هستند. از يك طرف، منابع در اختيار آنان محدود است و از طرف ديگر، خواسته‌ها و نيازهاي بشر نامحدود است و طبيعت سيري ناپذير نيز آن را تشديد مي‌كند. بر اين اساس، انسان‌ها كوشيده‌اند تا بين كميابي منابع و نيازهاي نامحدود خود نوعي توازن ايجاد كنند. هر چه جوامع انساني متكامل‌تر شده‌اند، در متوازن سازي خواسته‌ها و منابع با مشكلات بيشتري مواجه شده‌اند؛ زيرا امروزه در شرايط متحول و پوياي جهان، نيازهاي بشر با سرعت بيشتري در حال تغيير و تحول است و كميابي منابع نيز محسوس‌‌تر از گذشته است. با وجود تحولات علمي و تكنولوژيكي و توسعه‌ي توانايي‌هاي بشر در كنترل و بهره‌برداري از منابع، نگراني‌هاي زيادي در مورد نحوه‌ي ايجاد تعادل بين امكانات و نيازهاي رو به تزايد وجود دارد.

بشر به دليل ارده‌ي قوي خود، ده‌ها هزار سال براي بهبود و توسعه‌ي شرايط زندگي خود كوشيده و تقدير خود را رقم زده است و هنوز هم همين راه را طي مي‌كند. در مجموع، جوامع بشري سه مرحله‌ي تكاملي را پشت سر گذاشته‌اند كه عبارتند از:

1ـ جامعه‌ي سنتي

2ـ جامعه‌ي صنعتي

3ـ جامعه‌ي فراصنعتي يا اطلاعاتي

در جامعه‌ي سنتي، بشر عمدتاً نيازهاي خود را از طريق شكار و كشاورزي تأمين مي‌كرد و صاحبان كسب و كار از يك رشته آداب و رسوم و هنجارهاي مشخصي پيروي مي‌كردند و كمتر كسي به فكر تغيير و تحول بود و توانايي افراد در تأمين نيازها به زور بازو و كار يدي بستگي داشت و ارزش افزوده صرف ساخت و ساز كاخ‌ها مي‌شد.

با پيدايش انقلاب صنعتي، كسب وكارها شروع به رشد كردند و كار فكري نيز به عنوان مكمل كار يدي مطرح شد. در اين دوره كه آن را جامعه‌ي صنعتي مي‌نامند، ميل به ابداع و خلاقيت در بشر افزايش يافت و كم كم شخصيت‌هايي ظهور كردند كه در پي ارضاي كنجكاوي و كشف موضوع جديد بودند. اين افراد، خصلت‌هاي مشخصي داشتند و از خطر پذيري لذت مي‌بردند.

در جامعه‌ي صنعتي، اصالت به ماده و انرژي داده شد و حركت و توان در اين دوران شتاب گرفت و موتور بخار و ماشين‌هاي پيچيده‌تر اختراع شدند. با سرمايه‌گذاري زياد، گروهي به عنوان الگوهاي كسب و كار ظهور كردند كه نتيجه‌ي اين دوره، معرفي صاحبان صنايع بزرگي همچون فورد بود.

در عصر حاضر كه آن را جامعه‌ي فراصنعتي يا اطلاعاتي ناميده‌اند، سرعت تغيير و تحولات به گونه‌اي است كه از آن به عنوان شگفتي‌هاي سرعت و تحولات نام مي‌بردند. در اين دوره، از اهميت كار يدي كاسته شده و به جاي آن، نيروي انساني كيفي كه توان خلاقيت و نوآوري، با به كارگيري فكر و انديشه دارد، اهميت پيدا كرده است. در چنين فضايي كه تفكر و انديشه عامل تمايز و برتري است، جوامعي مي‌توانند توسعه يابند كه از منبع انساني كه منشأ فكر و ايده است و حياتي‌ترين عامل توليد محسوب مي‌شود، حداكثر بهره‌برداري را كنند.

برخي از صاحبنظران بر اين باورند كه در جامعه‌ي اطلاعاتي سه انقلاب به وقوع پيوسته و در حال تكامل است:‌

1ـ انقلاب ديجيتالي

2ـ انقلاب اينترنتي

3ـ انقلاب كارآفريني

در انقلاب ديجيتالي، اطلاعات به سرعت از طريق سيستم‌هاي ارتباطي كابلي، بي‌سيم، نوري و ماهواره‌آي منتقل مي‌شود و از جمله ويژگي‌هاي آن، قدرت بيشتري در ازاي هزينه كمتر، قدرت پردازش و حافظه است. در انقلاب اينترنتي، مهم‌ترين رسانه‌ي گروهي ارتباط پس از تلويزيون، اينترنت است و اينترنت همه‌ي راه‌هاي ارتباطي ديگر، مثل پست، روزنامه، مجله، تلفن، راديو و تلويزيون را يك جا در خود دارد و هر كس مي‌تواند اطلاعات كاملي به دست آورد.

ويژگي‌هاي جوامع بشري با تأكيد بر جامعه‌ي اطلاعاتي

الوين تافلر معتقد است در جوامع سنتي، صنعتي و اطلاعاتي، شاهد امواجي بوده‌ايم كه در كانون آنها قدرت قرار داشته است؛ به گونه‌اي كه ماهيت قدرت در موج دوم (جامعه‌ي صنعتي) ثروت و در موج سوم (جامعه‌ي اطلاعاتي) دانايي است. قدرت ناشي از خشونت كه محصول موج اول يا جامعه‌ي كشاورزي است، در انحصار زمين‌داران بزرگ و فئودال‌ها بوده است. مردمي كه در ديگر طبقات (رعيت) جاي داشتند، نمي‌توانستند از قدرت لازم برخوردار باشند و به ناچار، مجبور به پيروي از ارباب بودند. قدرت ناشي از ثروت نيز كه در واقع محصول موجو دوم (صنعتي شدن) است (و البته در جوامع كشاورزي نيز تا حدودي وجود داشته)، در انحصار سرمايه داران و كارخانه‌داران بزرگ و بقيه‌ي كاركنان زير دست يا ديگر افراد جامعه،‌ مستقيم يا غيرمستقيم، مجبور به اطاعت از آنان بودند. از اين رو،‌مي‌توان گفت كه افراد جامعه در هر سطحي از دانش و اطلاعات نمي‌توانستند داراي قدرت باشند. ليكن قدرت ناشي از دانايي واطلاعات كه محصول موج سوم (جامعه‌ي اطلاعاتي) است، بهترين نوع توزيع قدرت است. زيرا قدرت در اين موج، در درون كاسه‌ي سر (مغز) افراد جامعه قرار دارد كه همانا دانايي و اطلاعات است. از اين رو، هر كس كه از اطلاعات و دانايي بيشتري برخوردار باشد، لياقت و شايستگي قدرتمندتر شدن را خواهد داشت؛ زيرا اساس قدرت را در اين عصر، دانايي تشكيل مي‌دهد. اين برداشت تافلر از توزيع دانايي به اين معناست كه از اين پس، قدرت از شكل انحصاري خارج و فراگير خواهد شد. اگر در زمان انقلاب صنعتي، قدرت سرمايه يا ثروت، حرف اول را در جهان مي‌زد، در عصر ارتباطات و اطلاعات، دانايي است كه حرف اول را در جهان مي‌زند. بنابراين، بر خلاف دهه‌هاي پيش، در آينده زور و زر تعيين كننده‌ي قدرت جهاني يا گوينده‌ي حرف اول نيست؛‌ بلكه دانايي يا دانش بشري هر كشوري است كه مي‌تواند تكليف ابر قدرت آينده را در جهان روشن كند. بدين لحاظ، سرمايه‌گذاري‌هاي انفعالي و اقتصادي در مقابل سرمايه‌گذاري‌هاي اطلاعاتي و علمي، بسيار ناچيز خواهد بود.

سازمان‌هاي انفعالي و اقتصادي و حتي سياسي، كم كم قدرت‌هاي خود را از دست خواهند داد و قدرت سازمان‌هاي اطلاعاتي (دانايي) بر اريكه‌ي جهان تكيه خواهد زد. اين اطلاعات، نه به معناي اطلاعات و ضد اطلاعات در سازمان‌هاي سياسي و نظامي است، بلكه اطلاعات و دانايي به پيشرفت و تكنولوژي، بازار و بازاريابي، فضا و فضاپيمايي، ماهواره و امواج راديو و تلويزيون، خلاصه چيزي كه امروز به معناي «مصرف» در جامعه رايج است، اطلاق مي‌شود.

الوين تافلر معتقد است كه در موج سوم (جامعه‌ي اطلاعاتي)، صنايع و اقتصاد دودكشي به صنايع بهداشتي تميز، همچون كامپيوتر و ماشين‌هاي الكترونيكي تبديل مي‌شود و علاوه بر آن، «مشتري سالاري» يا «سفارشي شدن توليد» در رأس مشخصه‌هاي آن خواهد بود. به همين دليل، در اين عصر، ديگر توليد انبوه وجود نخواه د داشت؛ بلكه به دليل امكان كسب اطلاعات دقيق از خواست مشتري و امكان ارتباط سريع در عالم مخابراتي، اين امكان نيز وجود دارد كه در سريع‌ترين زمان، كارخانه توليد كننده‌ي كالا يا خدمت، از خواست مشتري آگاه شود و به سرعت از طريق كانال‌هاي ارتباطي و توزيع كنندگان، كالا يا خدمت مورد نياز هر مشتري را در همان روز در هر محل و در هر مكان تحويل دهد. از اين رو، ديگر به انبار كردن سرمايه و امكانات به مدت طولاني در انبارها و مكان‌هاي مسقف نيازي نيست. به همين دليل، در عصر اطلاعات، حجم شركت‌هاي چند مليتي، كارتلها و تراست‌ها به كمترين حد خود در سراسر جهان كاهش پيدا خواهد كرد. تافلر در اين زمينه از بنگاه‌ها و مغازه‌هاي خانوادگي و سفارشي شدن انواع كالاها و خدمات در كشورهاي مختلف ياد مي‌كند.

نقش دانايي در پيشرفت جوامع

افرادي كه در عصر اطلاعات، دانايي را در اختيار دارند، بيشترين سهم از توليد را به خود اختصاص داده‌اند زيرا نه تنها نوآوري شرط موفقيت است، بلكه بيشترين كوشش‌ها و تلاش‌ها در اين راستا صورت مي‌گيرد تا آنان از اين دانايي استفاده كنند و قدرت جوامع نيز مبتني بر دانايي است. به نظر تافلر، علت قدرتمندي ژاپن در صحنه‌ي امروز و آينده‌ي جهان، برخورداري از نظام اطلاعاتي و دانايي (دانش قوي) است. اين چشم‌هاي بادامي كه نظير چشم‌هاي الكترونيكي كار مي‌كنند، در حال تسخير بازارهاي جهاني‌اند. همچنين علت ابرقدرت شدن احتمالي اروپا، يكي كردن قدرت تحقيق و توسعه و جمع‌آوري توان اطلاعاتي و دانايي خود در زمينه‌ي پيشرفت و تكنولوژي است. به همين ترتيب، چين اگر بتواند خود را از تنگناهاي جمعيت ميلياردي روستاهاي بسيار برهاند و به دانش امروز جهان دسترسي پيدا كند، امكان ابرقدرت شدن را دارد. در جهان آينده، خاك و جمعيت يا حتي سلاح‌هاي اتمي و سرمايه‌هاي اقتصادي (نظير آمريكا) در تكيه زدن بر اريكه‌ي قدرت كارايي ندارد. به همين دليل است كه امروزه آمريكا با وجود داشتن تمام امكانات اعمال خشونت و ثروت، امكان رويارويي با ژاپن يا كشورهاي پيشرفته‌ي ديگرهمچون آلمان را كه با سلاح دانايي به جنگ وي رفته‌اند، ندارد. بر اين اساس، بنيان پيشرفت و توسعه، قدرت مغز و فكر است، نه قدرت زور بازو يا پول.

بنابراين، اگر خواهان كاهش شكاف توسعه‌اي كشورمان با كشورهاي توسعه يافته‌ي صنعتي هستيم، چاره‌اي جز اين نداريم كه بپذيريم عصر وابستگي ثروت كشور به مواد خام به پايان رسيده است و كشوري كه با ذهنيت جامعه‌ي سنتي و حتي صنعتي با پديده‌ي عصر حاضر رو به رو شود، مي‌تواند از نابودي سريع خود در مقابل رقبا اطمينان داشته باشد. پس بايد بر روي انسان‌ها سرمايه‌گذاري كرده، بستري را فراهم كنيم كه نيروهاي خلاق، نوآور و كارآفرين، از مغز خود استفاده‌ي مؤثرتري كنند و دانش را كه ماده‌ي حياتي توسعه در عصر ارتباطات و اطلاعات است، توليد كنند. خوشبختانه هوش و نبوغ ايرانيان كه زبانزد جهانيان است، بيانگر اين واقعيت است كه جامعه‌ي اسلامي ايران، لياقت و شايستگي قدرتمندتر شدن و پيوند با آينده را دارد، مشروط بر آن كه بدانيم تحول خلاقانه و كارآفرينانه در جهان صنعتي امروز، بدون تحول تكنولوژيك. آن هم به صورت خلاقانه، (نه وارداتي)؛ و همچنين تركيب مناسب دانايي و خلاقيت، امكان‌پذير نيست.

هنگامي كه فرد خلاقي دست به نوآوري زند و بدون هيچ نقد و بررسي، در طوفان بحران‌هاي اجتماعي گم شود، اولين اثر آن سركوب انگيزه‌هاي معنوي خلاق و پرتاب آن به سمت نيازهاي نازل اقتصادي خواهد بود. همين امر، به تدريج استعدادهاي خلاق را به دنبال مخلوقات آنها را در جامعه نابود مي‌كند و شرايط لازم براي رشد بي‌تفاوتي، پوچ‌گرايي و تهاجم مهيا مي‌شود و در برخي مواقع نيز به فرار مغزها و مهاجرت‌ فيزيكي مي‌انجامد. اما تبلور نقد و تحليل و فراهم آوردن بسترهاي رشد خلاقيت و كارآفريني در جامعه، منجر به رشد انگيزه‌هاي معنوي افراد خلاق جامعه مي‌شود و آنان را از سقوط به نيازهاي نازل همچون دريافت پول براي گذران زندگي و پيدا كردن شغل ثابت اداري و دولتي نجات مي‌دهد و شوق اجتماعي آنان را براي فعاليت، دو چندان مي‌سازد.

در همين جا بايد به نقش و رسالت وسايل ارتباط جمعي در نقد و بررسي دستاوردهاي اقتصادي و اجتماعي اشاره كرد. علاوه بر آن، اهميت حياتي رشد نظام‌هاي طبقه‌بندي اطلاعات علمي و اختراعي در كشور نبايد از ديد برنامه ريزان دور شود. از طرف ديگر، خلاقان بر حسب نظام مبتني بر شناخت، ساخت، توليد و سود، در بخش‌هاي اكتشاف، اختراع و كسب و كار فعال‌اند و بدون ارتباط با كارآفرينان مي‌توانند به آثار خود صورتي اقتصادي، اجتماعي يا ارزشي دهند. به همين دليل، ارتباط دائمي خلاقان با كارآفرينان در يك جامعه‌ي سالم، بسيار مهم و استراتژيك است.

در نگاهي ديگر، خلاقيت براي توسعه‌ي خود به شرايط خارجي و داخلي مناسب نياز دارد. انسان‌ها به شرط دارا بودن شرايط داخلي كه همانا نظام‌هاي اطلاعاتي و دانش‌هاي ذخيره شده است، همگي داراي قابليت يكسان براي بروز استعدادهاي متنوع خود هستند. ممكن است امري در جامعه‌اي، خلاق جلوه‌گر شود، ولي در جامعه‌اي ديگر، معمولي جلوه كند. اين خود دليل بر تأثير شرايط خارجي بر شكل بروز و نوع خلاقيت است. بوجود آوردن شرايط خارجي مناسب در سه محور اقتصاد، سياست و علم، تعيين كننده‌ي رشد و توسعه‌ي خلاقان در هر اجتماع است.

جريان رشد و توسعه‌ي نظام‌هاي مولد از عصر سنتي (دوره‌ شكار و كشاورزي) تا عصر اطلاعات يا انفورماتيك، به بهينه شدن بسترهاي رشد كارآفرينان و خلاقان منجر شده است. اميدواريم تحولات اخير جهاني كه به تحول در ارتباطات و مبادلات ميان كشورها انجاميده است، كشور ما را از شر مواد خام برهاند و بسترهاي رشد خلاقان و كارآفرينان را توسعه دهد. تنها در اين شرايط است كه مي‌توان تصويري از توسعه‌ي آينده‌ي كشورمان به دست آورد.

نقش جامعه در ترويج كارآفريني

امروزه كارآفريني به عنوان عنصر حيات آفرين و دگرگوني بخش و نيز عامل تغيير در تجديد ساختار جوامع مي‌رود تا در سازگاري و تعامل با تحولات عميق و شتابان عصر شگفت‌آور اطلاعات و ارتباطات و در راه ارتقاء و رشد جهشي شاخص‌هاي توسعه‌اي ملت‌ها در جايگاه يك عامل رقابتي نقش بارز و ارزنده‌اي را ايفا نمايند.

كارآفرينان در مقام انسان‌هاي متعالي، جوامع را از ركود و ايستايي، خمودگي و سستي رهانيده و بسوي پويايي، حركت، انسجام و توسعه‌ي متوازن رهنمون مي‌سازند.

آنان همچنين براي سازمان‌ها، بنگاه‌ها، اجتماعات و كشورها مزيت آفرين بوده و در اعتلا و ترقي انسان‌هاي ديگر و در جهت تأمين آسايش و رفاه، خوشبختي و رفع نيازهاي اساسي جوامع خود از هر گونه كوشش و تلاشي فروگذار نمي‌كنند.

با مطالعه در ويژگي‌ها و خصايص رواني و رفتاري آنان به بسياري از عناصر تعالي آفرين همچون: توفيق طلبي، سختي كوشي، همت والا، اراده قوي، مسوليت پذيري و تعهد در قبال جامعه، آينده‌نگري، برخورداري از روح متعالي، شيفتگي نسبت به كار و تلاش، ايثار و فداكاري و بسياري از شايستگي‌هاي ديگر مي‌رسيم كه لازمه بقا و دوام اجتماعات بشري بوده و توسط آنان تقديم جامعه مي‌گردد در حالي كه آنان چشمداشت هيچگونه پاداشي را از جامعه ندارند. آنان همچنين از طريق خلاقيت و نوآوري و شناسايي فرصت‌هاي ارزشمند محيطي و از راه خلق ارزش، فوايد بي‌شماري را عايد و واصل انسانهاي نيازمند و جوامع بشري مي‌نمايند.

اينك كه جامعه ترقي و پيشرفت، آسايش و رفاه و امنيت و خوشبختي ابناء و آيندگان خود را مديون و مرهون تلاش بي‌وقفه آنان مي‌داند، اين پرسش مطرح است كه آيا سايرين و آحاد و گروه‌ها و نهادهاي جامعه در قبال عظمت و افتخار آفريني‌هاي بيشمار كارآفرين چه مسؤليتي را بعهده خواهند داشت و در قبال حجم عظيم كارهاي آنان چه واكنشي را بايد بروز دهد تا به اندازه‌اي هر چند اندك دين خود را به آنان ادا نمايد؟ قطعاً بديهي‌ترين پاسخ به اين سوال اين خواهد بود كه جامعه به معناي كلي خود و نهادها و سازمانها بطور اخص وظايف و مسؤليت‌هاي بس خطيري در برابر انبوه خدمات كارآفرينان بر دوش دارند. ابتدا اينكه آنان بايد به اين پنداشت دست يابند كه كارآفرينان تافته‌هاي جدابافته از جامعه نبوده بلكه افرادي از آن جامعه و برخواسته از متن آن هستند. آنان كساني هستند كه نياز دارند تا توسط ديگران درك شوند، و بايد امكان رشد و شكوفايي آنان توسط جامعه فراهم گرديده تا آنها بتوانند از پس مسؤليت‌هاي خطير و حساس كه همانا فعاليت‌هاي كارآفرينانه است به نحو مطلوب و ايده آل برآيند. جامعه بايد اين قبيل افراد را بمانند سربازان شجاع خط مقدم عرصه نبرد با جهل و فقر و ذلت پنداشته و در راه حمايت از آنان از هيچگونه كوششي فروگذار ننمايند. كمترين كاري كه جامعه مي‌تواند در برابر آنان انجام دهد پذيرش آنان بعنوان عوامل شكوفاساز و نوآفرين مي‌باشد. اما با مروري به عظمت كار كارآفرينان و زحمات زيادي كه آنان در راه توسعه جامعه متحمل مي‌گردند و تعهد بالايي كه نسبت به درخشش جامعه در آينده دارند افراد و گروه‌هاي موجود در جامعه در كليه سطوح منجمله خانواده گرفته كه بنيادي‌ترين نهاد اجتماعي و موسس و هسته اصلي جامعه تلقي مي‌گردد تا نهادهاي آموزشي، پژوهشي و پرورشي و سازمانهاييكه به هر نحوي از انحاي ممكن مي‌توانند زمينه ساز حركت و جوشش و خيزش فعاليت‌هاي كارآفرينانه باشند و در اين راه پا پيش نهند و آنان را در راه تحقق آرمانها و اهداف عاليه‌شان ياري نمايند چرا كه آنان نيازمند آنند تا از سوي جامعه و همكيشان و همنوعان خود مورد پذيرش و قبول واقع گردند.

جامعه امكانات و منابع لازم را در اختيارشان قرار دهد، موانع و محدوديت‌هاي احتمالي را از پيش روي آنان بردارد و از نظر روحي و رواني مشوق آنان باشد تا حاصل اين تعامل و همفكري و هم افزايي بصورت دستاوردهاي بي بديل كارآفرينانه سرانجام به خود جامعه برگردد.

بنابراين مسوليت جامعه در قبال زحمات و تلاش‌هاي كارآفرينانه بشرح ذيل مي‌باشد:

1ـ پذيرش آنان بعنوان عاملان تغيير و تعاملي جامعه و درك اين مفهوم كه كارآفرينان عامل پيشرفت، توسعه و تحول جامعه هستند و جز سعادت و شكوفايي همنوعان خودسودايي در سر نمي‌پرورانند كه اين خود باعث مي‌گردد تا آنان خود را منفرد از اجتماع ندانسته و براي خود پايگاه و جايگاهي را در بين آحاد جامعه متصور گرديده و دل به كار دهند.

2ـ قدرداني و سپاسگزاري جامعه و نهادهاي مدني از زحمات و تلاشهاي خلاقانه كارآفرينان بر همگان فرض بوده و جامعه بايد آنان را به مانند افراد موثر، تلاشگر، ارزشي ارج نهاده و به خدمات آنان پاداش در خور و فاخر دهد اين امر باعث خواهد شد تا آنان از كاركردهاي خود احساس رضايت نموده و سعي در گسترش دامنه‌ي فعاليت‌هايشان داشته باشند.

3ـ حمايت‌هاي روحي، معنوي و فكري از افراد كارآفرين: كارآفرينان به جهت اينكه در فعاليت‌هاي نوآورانه و مخاطره آميز وارد مي‌شوند به همان اندازه كه در معرض ريسك‌هاي مالي هستند از جهت روحي و رواني نيز بشدت آسيب پذير بوده و ممكن است متحمل صدمات و ضربات جبران ناپذير گردند. بنابراين لازم است افراد و گروه‌هاي موجود در جامعه همواره مواظب روح لطيف و روان ظريف آنان بوده و در لحظات سخت كار و تلاش و به گاه حادثه از هر طريق ممكن حمايت‌هاي روحي و معنوي لازم را از آنان بعمل آورند. در همين راستا جامعه بايد اجازه اشتباه كردن و لغزش و خطا و شكست را جزيي از فرايند كارآفريني دانسته و از هر گونه شماتت و ارزيابي و قضاوت در اين مورد حذر نمايد تا آنان جرأت ادامه مسير را پيدا نمايند.

4ـ حمايت‌هاي گسترده مادي از كارآفرينان: اكثر آنان منابع مادي لازم براي عملياتي نمودن ايده‌ها و نوآوريهاي خود را ندارند و اگر نباشد كمكها و مساعدتهاي جامعه همه‌ي آن افكار و برنامه‌هاي مترقي آنان در نطفه عقيم خواهد ماند. پس لازم است ايده‌ها و فرصتهاي نوآورانه‌ي آنها توسط جامعه درك گرديده و حمايت‌هاي مالي در راستاي تأمين منابع سرمايه‌اي از طرح‌هاي آنان بعمل آيد.

5ـ حمايت‌هاي نهادي و سازماني: حمايت نهادي بالاخص در سه زمينه مهم آموزشي و پژوهشي و مشاوره‌اي براي كارآفرينان نظير تدارك و اختصاص مراكز رشد وانكوباتورهاي تجاري، ترويج و نهادينه سازي فرهنگ كار و كارآفريني براي آنان و حمايت‌هاي قانوني و نيز رفع موانع نهادي در پيشبرد اهداف آنها بالاخص بايد از جانب نظام حكومتي و حاكميتي و همچنين نهادهاي غيردولتي اعمال گردد. بنابراين وجود دولت كارآفرين و حضور حاميان پر و پا قرص براي آنان اصولاً جزو چرخه‌ي فعاليت كارآفريني بوده و اين موضوع بقدري حائز اهميت و حساس است كه بدون وجود آن چرخه‌ي فعاليت كارآفريني ناتمام و ناكامل بوده و عملاً ممكن است در بسياري از زمينه‌ها آن فعاليت‌ها قابل نضج گرفتن و به ثمر نشستن نباشد.

6ـ ترجيح جامعه در انتخاب نهاده‌ها و فرآورده‌هاي كارآفرينان در تأمين نيازهاي خود در مقابل وجود ساير فرآورده‌ها، توليدات، محصولات، كالاها و خدمات مي‌تواند عامل مهمي در ارتقا و توسعه كسب و كارهاي كارآفرينانه بشمار آيد.

7ـ نقش بسيار راهبردي و حياتي مجامع علمي و آكادميك بعنوان مغز متفكر و چشم بيناي جامعه و بعنوان پيوند گاه علم و صنعت مي‌تواند نقش بي‌بديلي در راستاي ايجاد موج نهضت ملي كارآفريني در جامعه ايراني تلقي گرديده و در اين بين نقش بسيار ارزنده دانشگاه جامع علمي ـ كاربردي بعنوان دانشگاه كارآفرين بسيار مهم و راهگشا مي‌باشد.

در خاتمه يادآوري مي‌گردد، اساس فرآيند كارآفرينانه حول محور جامعه كارآفرين، دولت كارآفرين، نهادهاي مدني كارآفرين و بويژه دانشگاه‌ها و مراكز پژوهشي كارآفرين مي‌باشد و تنها دركنار حمايت‌هاي آنها و تعامل با كارآفرينان فعاليت‌هاي كارآفرينانه قابل پيگيري قابل پيگيري و انجام مي‌باشد.

نقش كارآفرينان در اعتلاي جامعه انساني

بي‌گمان قرار گرفتن در فضاي جامعه اطلاعاتي و عصر پست مدرن متكي بر محوريت دانش و تبعيت از الزامات و شرايط بر جاي مانده از حاكميت نظم سايبرنتيكي همچون تسري فرهنگ و هويت ديجيتالي، و همسويي و همگامي با كاروان شتاب ناك جهاني شدن و زندگي در دهكده جهاني شدن و زندگي در دهكده جهاني برگرفته از ايده «مك لوهان» و با هدف بهره‌مندي از فرصت‌هاي گرانسنگ برآمده از اين تغيير و تحولات سرسام‌آور و در راستاي تبديل آثار، پيامدها، تهديدات و مشكلات موجود و احتمالي به تبعات مثبت و ارزشمند، نيازمند اتكا به سرمايه‌هاي گرانقدر انساني و اجتماعي مي‌باشيم كه خود بايد تحول آفرين پيشگام، دگرگون‌ساز و صد البته بي‌نظير، بي‌بديل و بي‌جايگزين باشند.

قطعاً موفقيت و تعالي در چنين هيمنه پرهياهو و بشدت متغير و متحول و پيروزي در هماوردها و چالش‌هاي جدي بر جا مانده از دل امواج طوفاني اين اقيانوس خروشان تحولات شگفت‌انگيز تكنولوژيهاي نوظهور بويژه در زمينه تكنولوژي، بيوتكنولوژي و فناوري نانو كه جوامع انساني را به خود مشغول نموده است و نيز با هدف رهيدن از مخمصه بوجود آمده و راه برون رفت از مشكلات برآمده از پي تنازع خطرناك رقابت بي‌رحمانه اين عصر ناگزير به تكيه بر همت والاي مرداني و زناني هستيم كه قدرت شنا در اين اقيانوس متلاطم را داشته و چنان دريا دلان بي‌باك بر دل خروشان امواج سهمگين يورش مي‌ورزند و بقا و دوام خود را مديون زندگي در وادي ناملايمات و از دل توفانهاي بلاخيز مي‌پندارند.

آري اينان كساني نيستند جز كارآفرينان. غيورمردان و زناني كه شير آسا بر مشكلات و سختي‌ها مي‌غرند و لحظه‌اي آرام و قرار را بر نمي‌تابند. انسانهاي بلند همتي كه فكورانه، متعهدانه، با عزم و اراده آهنين، صلابتي چون كوه استوار آينده‌نگر، كمال گرا، مخاطره جو و دگرگون طلب و به تحقيق اسطوره‌هاي سترگ زمانه بايد نام گرفت.

اين عوامل بسيار كليدي تغيير، همچون گذشتگان سربلند خود طلايه‌داران راستين و اصيل حضور در عرصه‌هاي پرطلاطم كسب و كار در هنگامه عظيم انقلاب اطلاعاتي مي‌باشند.

كارآفرينان، انسان‌هاي سختكوش، فرهيخته والا گهري هستند كه در راه اعتلاي عظمت انساني و معني بخشي و هويت آفريني به آنان، پيشگامان حقيقي ورود به فضاهاي جديد تجارت و كسب و كار بوده و پيونددهندگان و بانيان تعاملات انساني ـ اقتصادي در عرصه‌ي گسترده «تجارت جهاني» مي‌باشند.

آنان از راه شناسايي دقيق و بهنگام نيازها و دغدغه‌هاي موجود و آتي عصر خود، مقدمات و شرايط حضور پرشكوه انسانها را در صحنه تعاملات جهاني هموار مي‌سازند.

كارآفرينان، متعهدانه تمام سعي و تلاش خود را از راه خلق ارزشها و روش‌هاي نوين در جهت رفع كاستي‌ها، شكاف‌ها و كمبودهاي تصنعي كه شالوده حياتي اجتماعي آبناي بشر را تهديد مي‌نمايد، مصروف داشته تا سعادت و آرامش و نيك فرجامي را به همنوعان خويش و آيندگان ارمغان دهند.

كارآفريني پروسه‌اي است مبتني بر خلاقيت، نوآوري، نوانديشي و ارزش آفريني كه با انگيزه‌هاي متعالي انسان كارآفرين در عصر موسوم به «عصر كارآفريني» و به منظور خلق ارزشهاي نوين و تعالي آفرين از دل فرصت‌هاي نادر و بي‌بديل عجين گرديده و دستاوردها و رهاوردهايي از جنس توسعه، شكوفايي اقتصادي، عدالت اجتماعي، ارتقاي سطح بهره‌وري، پويايي، دوام و بقا، رفع معضلات اجتماعي ـ اقتصادي و اشاعه فرهنگ تلاش و مجاهدت را در پي دارد.

انگيزه‌هاي مقدس انسان كارآفرين برخاسته از روح استقلال‌طلبي، مسوليت‌پذيري، تعالي جويي (توفيق طلبي) و مثبت انديشي اوست كه لحظه‌اي ايستايي، آرامش كاذب و سكون و درنگ راجايز نمي‌داند.

انسان كارآفرين، تعريف كاملتر و نويني از انسان جوينده و كمال گرا را ارائه مي‌دهد كه در زمانه‌اي كه بيم آن ميرود بنيان‌هاي ارزشي انسان بر باد رفته تلقي گردد باز تعريف هويت خواهي انسان را طنين افكن مي‌گردد كه در آن وي آرمان خواه، ارزش گرا، دانش محور، تعالي جو، مثبت نگر و بينش‌مند و آينده‌جويي است كه اهداف بسيار مترقي و مفيد را تدوين نموده و منادي حركت رو به جلوي انسانيت بود و در سر شور و شوق خلق كردن همه چيز از هيچ (به تعبير جفري تيمونز) را مي‌پروراند و مصداق شمعي است كه حاضر است كليت وجودش را جهت روشني بخشيدن به محفل تيره و تار انسانيت آغاز «هزاره سوم» كه مي‌رود در ظلمات بي‌هويتي گمنام و محور و مسخ گردد نثار نمايد.

او برانگيخته مي‌شود تا بار گران محنت و رنج و محروميت و مضايق و شدايد و تنگناهاي بي‌شمار اقتصادي، رفاهي و اجتماعي را از گرده نحيف و رنجور بشريت قرن حاضر بر زمين نهد.

كارآفرينان به اتكاي توانمندي‌هاي ارزنده‌اي همچون: قدرت بالاي تجزيه و تحليل محيط پيرامون خود، دنياي پهناور و متغير اطراف و از راه توان بالاي تيم سازي و كار كردن با ديگران و شناسايي شبكه‌هاي ارزشمند كارآفريني از راه شناسايي و حتي ايجاد فرصت‌هاي بي‌بديل و ناب و با يافتن و مديريت و ناب و با يافتن و مديريت صحيح و مدبرانه بر منابع كمياب بويژه منابع انساني، فرصت‌ها را به ايده‌هاي عملي و سودمند تبديل نموده تا شتاب دهنده تغييرات در دنياي پيچيده و گسترده عصر فرا صنعتي باشند.

آنان انسانهاي والايي هستند كه قدرت تصور بالايي داشته و داراي چشم انداز متعالي و انديشه‌هاي مستقلي مي‌باشند كه تمام مأموريت و رسالت واقعي خود را ايجاد دگرگوني و فراهم آوردن بسترهاي لازم جهت حفظ آرامش و ايجاد آسايش و رفع نواقص و كاستي‌هاي موجود در فضاي زندگي و كسب و كاري كه در آن هستند مي‌دانند.

آنان انسانهاي مصمم، با عزم راسخ، اراده‌اي چون كوه استوار، روح بلند، داراي قدرت كنترل واقعي بر سرنوشت خود، باورمند، داراي عزت نفس و روحيه خستگي ناپذيري هستند كه از طريق شناسايي، ساماندهي، و مديريت منابع مختلف، مي‌توانند به نيازهاي محيطي خود پاسخ بهنگام داده و قدرت حضور و ورود به وادي‌هاي جديد اقتصادي، تجاري و كسب و كار را دارند.

آنان «موتور محركه توسعه اقتصادي» جامعه (به تعبير شومپيتر)، مناديان راستين بهبود كيفيت زندگي بشري و ايجاد كنندگان اشتغال مولد و كارآمد در عرصه‌هاي كسب و كار و نيز افزايش دهندگان سود اجتماعي هستند.

كارآفرينان عناصر حيات بخش، حركت آفرين و الگوهاي كارآمدي در عرصه‌ي كسب و كار و زندگي اجتماعي مي‌باشند.

آنان باعث رونق اقتصادي، تسهيل در روند توسعه، كاهنده نابساماني‌ها و نابهنجاري‌هاي امنيتي، اجتماعي، فرهنگ آفريني و پيامدها و آثار مثبت و موثر رفاهي براي جوامع هستند.

آنان مبدع سبك‌هاي نويني از زندگي هستند كه در آن انسان با اتكاي بردانش، توانمنديهاي واقعي و بالقوه خود و با باورداشت و از طريق بهره‌مندي از همه موهبت‌هاي خداداي مي‌تواند مسايل و مشكلات كاري و معيشتي خود و ديگران را با دستان تواناي تدبير خود مرتفع ساخته و زنگار فقر و نيستي و فلاكت را از رخسار جامعه خود مي‌زدايند.

در يك كلام مي‌توان مدعي شد كه كارآفرينان ذخاير ارزشمند سرمايه‌هاي انساني هر جامعه به اتكا و پشتوانه آن مي‌تواند در لحظه‌هاي بيم و اميد از راه پرورش و بكارگيري آنان به معيارها و شاخص‌هاي برتر شكوفايي و توسعه دست يازد. پس لازم است تا قدر اين ذخاير را شناخت و اين پشتوانه حمايت و پشتيباني واقعي به عمل آورد.

چگونه نظام فكري خود را متحول كنيم؟

1ـ شناخت خويشتن و ارتباط با ضمير ناخودآگاه

هر فرد موفق در زندگي خود به مرحله‌اي مي‌رسد كه مي‌خواهد زندگي را آنگونه كه دوست دارد اداره كند و اين مرحله نقطه عطف خوانده مي‌شود. در اين مرحله است كه انسان نيرويي را كه خداوند در درون او قرار داده (نيروي فكر) با ارتباط برقرار كردن با ضمير ناخودآگاه خود بيدار مي‌كند و مي‌تواند آن نيرو را در جهت رسيدن به اهداف خود به كار گيرد تا در مدت زمان مشخص به هر آنچه مي‌خواهد برسد. اين همان نيرويي است كه يك فروشنده دوره گرد را در تبريز تبديل به يك كارخانه‌دار مي‌كند كه حدود 1000 نفر را مشغول به كار كرده است.

2ـ پاك كردن ذهن از شكستهاي گذشته‌

هيچ وقت خود را به خاطر شكست‌هاي گذشته ملامت نكنيد كه هر شكست پلي است براي پيروزي، هر گاه به ياد شكست ها و يا تجربه‌هاي تلخ زندگي افتاديد آن را روي يك كاغذ نوشته و در يك جاي دور دفن كنيد با اين روش شما آن تجربه تلخ را از ذهن خود بيرون آورده و دور انداخته‌ايد و به آرامش دست پيدا مي‌كنيد و وقتي به آرامش خاطر دست پيدا كنيد ذهن شما خود به خود هرگونه كار و واكنش ذهني را كه سودي براي رفاه و آسايش شما ندارد رد مي‌كند.

3ـ طرز تفكر خود را تغيير دهيد

زندگي همانند ليوان نيمه پر دو نيمه دارد نيمه خالي و نيمه پر.

ما كدامين نيمه زندگي را مي‌خواهيم، تفاوتي نمي‌كند كه ما كدام نيمه زندگي را مدنظر داشته باشيم اگر نيمه خالي را بخواهيم بايد به خالي بودن آن بانديشيم و اگر نيمه پر آن را بخواهيم بايد به پر بودن آن فكر كنيم. بدين منظور ما بايد با انتخاب كردن هدف نيروي عظيم و مثبت نگرش ذهني خود را افزايش دهيم تا بتوانيم با استفاده از انگيزه‌هاي مشخص تداوم حركت بسوي هدف را در خود تضمين كنيم.

4ـ توكل به خالق هستي: (الا به ذكر الله تطمئن القلوب)

يكي از موانعي كه بر سر راه پيشرفت انسان مي‌تواند باشد ترس است. ترس از مرگ، ترس از پيري، ترس از دست دادن شغل، ترس از انتقاد، ترس از فقر، اين ترسها همه ساخته دست خودمان است و براي موفقيت بايد ترسهاي ساختگي را از ترسهائي كه براي محافظت كردن از خودمان لازم است جدا كنيم. و براي رها شدن از ترس‌هاي بي‌مورد به نيروي والاتر تكيه كنيم كه غالب بر همة نيروهاست.

به خداوند متعال كه ياد و ارتباط با او آرمش بخش و نشاط‌آور است.

5ـ اعتماد به نفسمان را تقويت كنيم

هر انساني تا اندازه‌اي به خودش اعتماد دارد و اين اعتماد به نفس در مراحل مختلف زندگي متفاوت است و هرگاه انسان اعتماد به نفس قويتري دارد اوضاع زندگي براي او بهتر مي‌شود براي تقويت اعتماد به نفس خود به كارهاي مثبتي كه انجام مي‌دهيد ارزش قائل شويد كه با ارزش گذاشتن به اعمال مثبتتان به طور غير مستقيم ديگران را به تحسين وادار مي‌كنيد و اين اعتماد به نفستان را تقويت مي‌كند، به كارهائي فكر كنيد كه در گذشته به نحو احسن انجام داده‌ايد و نتيجه خوبي در زندگي شما گذاشته است لباسي را بپوشيد كه با پوشيدن آن احساس خوبي به شما دست مي‌دهد. نقطة مهمي كه بايد اينجا به آن اشاره كنم آن است كه هيچگاه مغرور نشويد.

6ـ عشق ورزيدن‌

عشق زندگي را زيبا و دوست داشتني مي‌كند و به انسان انرژي مثبت مضاعف مي‌دهد. عشق بر هستي، عشق به بودن، عشق به هدف.

آري ما بايد عاشق هدف خود باشيم تا ميل رسيدن به هدف به اشتياقي پويا براي رسيدن به موفقيت تبديل شود. به اين منظور مي‌توان از تجسم خلاق استفاده كرد. يعني در مواقع مناسب خود را در حالتي تصور كنيم كه به هدف خود رسيده‌ايم اين حالت را با وضوح كامل و با تمام زواياي آن در ذهن خود متصور شويم.

7ـ به شيوه خودتان زندگي كنيد.

خودتان باشيد، هيچگاه سعي نكنيد كه مانند ديگري باشيد براي خودتان شيوه زندگي كه فكر مي‌كنيد مناسب است مشخص كنيد سعي كنيد انتخاب نشويد بلكه انتخاب كنيد. براي خودتان زندگي كنيد البته با رعايت احترام حقوق ديگران.

8- هر عملي را عكس العملي است برابر و در خلاف جهت

احتمالاً اين قانون را در فيزيك دوره دبيرستان خوانده باشيد. اين قانون 1400 سال پيش در دستورات الهام بخش دين مبين اسلام ذكر شده است كه پاداش هر عملي چه خوب و چه بد به خود انسان بر مي‌گردد و انسان با انجام اعمالي كه به نفع ديگران است پاداش دريافت مي‌كند و به پاداش عظيم‌تر كه همان آرامش فكري است دست پيدا مي‌كند. نهايت اينكه ما در شروع هر كاري اگر فكر كنيم كه موفق مي‌شويم و يا فكر كنيم كه موفق نخواهيم شد در هر دو حالت درست فكر كرده‌ايم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 18:5  توسط دکترحمیدصبری   | 

مقدمه

هزاره سوم جهان شاهد اقتصاد رقابتي در بازار خواهد بود كه داراي نقش برجسته و اساسي از طرفي عوامل مؤثر بر موفقيت بنگاه‌هاي اقتصادي به سرعت در حال تغيير و تغير است بعبارتي در اقتصاد دانايي محور، ايده‌ها، محصولات، خدمات و فرايند توليد و عرضه همواره در حال تحول و دگرگوني مي‌باشد. در چنين دوره و عصري براي موفقيت كسب و كار برخورداري از دانش روز و توانايي بكارگيري آن به شيوة نوآورانه و مؤثر همواره مورد نياز و تحسين برانگيز است و كارآفرينان بعنوان كساني كه مي‌تواند با ابتكار و نوآوري تركيبات جديدي از منابع، فرصت‌ها و نيازها را خلق كنند.

در خط مقدم توليد ثروت، توسعه اقتصادي و فناوري در حال حركت هستند. اين كار آفرينان هستند كه بعنوان يك پديده نوين در شرايط فعلي و مخاطره آميز جامعة امروزي با عنايت به خصوصيات برجسته و ممتاز خود امكانات و منابع را براي ايجاد، رشد و توسعه در زمينه‌هاي توليد و خدمات فراهم كرده اشتغال و كسب و كار ايجاد نمايند.

وضعيت اقتصادي كشور و تركيب جمعيتي امروزه بيش از پيش ما را نيازمند يافتن زمينه‌هاي پيشرو در صحنة اقتصادي و گسترش كارآفريني مي‌كند و در اين راستا ضرورت داشتن الگوها و راه‌كارهاي مناسب جهت آموزش و تربيت و استفاده بهينه از نيروي فعال و كار آفرين بيشتر مي‌شود.

هر چند طي دهه‌هاي اخير مقولة جهاني شدن تحولات شگرفي را عرصه‌هاي گوناگون علمي، رشد و توسعه روز افزون نظام‌هاي اقتصادي و اجتماعي فراهم آورد.

از طرفي افزايش نرخ بيكاري و كاهش سطح اشتغال سياستگزاران دنياي كسب و كار را به اين سمت و سو سوق داد كه بهترين شيوه و راه غلبه بر چالشها برخورد خلاقانه و نوآورانه مسائل مي‌باشد و اين بخوبي در مفهوم توسعه مبتني بر كارآفريني منعكس است. جان كلام اينكه كارآفريني فرايند ابتكار و نوآوري و ايجاد كسب و كارهاي جديد در شرايط مخاطره آميز از طريق كشف فرصت‌ها و بهره‌گيري از منابع بوده و كارآفرينان ايده‌هاي نو را به محصول يا خدماتي تبديل و باعث افزايش بهره‌وري. ايجاد ثروت كاهش فقر بيكاري و افزايش سطح اشتغال مي‌شوند.

بر اساس پژوهش‌هاي صورت گرفته كارآفريني فرآيندي پويا و مستمر است هر چند افراد با ويژگي‌ها و خصوصيات ذاتي متولد مي‌شوند اما اشخاص كارآفرين متولد نمي‌شوند بلكه از طريق تجربيات و آموزش در طول زندگي كار آفرين مي‌شوند لذا بنظر مي‌رسد كارآفرينان دو دسته هستند افرادي كه در اثر رشد و تجربه در يك محيط مساعد كارآفرين مي‌شوند. و افرادي كه با آموزش‌هاي لازم فرآيند كارآفريني را طي مي‌كنند در اين ميان افرادي كه هم تجربه دارند و هم آموزش مي‌بينند پرسودترين تلاشها و فعاليت‌ها را رهبري مي‌كنند.

آموزش قبل از تحصيلات دانشگاهي غيرمستقيم بوده و معمولاً از طريق قرار گرفتن فرد در محيط‌هاي خلاق صورت مي‌گيرد خوشبختانه آموزش در تحصيلات دانشگاهي را مبدع و مبتكر دانشگاه جامع علمي كاربردي كشورمان مي‌باشد كه خود مشهور به دانشگاه كارآفرين مي‌باشد.

مجموعة حاضر تقديم مي‌شود به اساتيد و دانشجويان فرهيخته دانشگاه جامع علمي كاربردي سراسر كشور كه پرچمدار كارآفريني است.

دكتر حميد صبري

بهار 1387

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 18:4  توسط دکترحمیدصبری   | 

زندگي‌نامه مؤلف

دكتر حميد صبري هفتم مهر سال 1335 شمسي در آذرشهر يكي از شهرهاي قديمي آذربايجان شرقي ديده به جهان گشود.

دوران ابتدائي را در دبستان بيژن بخشي از دوره متوسطه را در زادگاه خود آذرشهر سپري نمود. وي مدت كوتاهي در دبيرستان دهقان تبريز و دوره دوم متوسطه را در دبيرستان توحيد شيراز كه وابسته به دانشگاه پهلوي آن زمان بود به معدل 25/19 به پايان رساند.

كارشناسي را در رشته حقوق قضايي و كارشناسي ارشد را در رشته ارتباطات رسانه‌اي با عنوان دانشجوي ممتاز مقطع دكتري را در رشته ارتباطات و روابط عمومي به پايان رساند.

همزمان دروس حضوري را در شهرهاي شيراز ، تبريز ، قم و از محضر اساتيدي چون عارف كامل، آيت ا... شيخ حسين علي نجابت شيرازي و حضرت آيت ا.. العظمي سيد يوسف مدني تبريزي و ساير بزرگان حوزه تلمذ نمود.

ايشان داراي 15 عنوان تأليف از جمله آذربايجان شناسي، روابط عمومي ، ارتباط انساني ، دانش ارتباطات ، شق القمر ، معراج مي‌باشند و قريب به 52 عنوان تحقيق در حوزه‌هاي مختلف ازجمله تاريخ ، آذربايجان شناسي ، علوم ارتباطات ، روابط عمومي ، جنبش نرم افزاري، حوزه ديني و معرفت ، مهندسي فرهنگي ، موسيقي و... و با بيش از 500 عنوان مقاله علمي كه غالباً در سمينارهاي علمي بين المللي ـ ملي و منطقه‌اي ارائه و در نشريات به چاپ رسيده است.

دكتر صبري در سومين جشنواره ممتازين ، مبتكرين و نوآوران دانشجوي بسيجي كشور باعنوان رتبه ممتاز علمي كشور و همچنين مقام اول پروژه در مقطع كارشناسي ارشد در گروه علوم انساني را در سال 1384 به خود اختصاص دادند.

همچنين در چهارمين كنگره بين المللي روابط عمومي سال 1386 بعنوان منتخب ويژه و عضو هيأت ريشه كنگره انتخاب گرديد.

وي در آذرماه 1386 به دعوت انجمن بين المللي روابط عمومي در كشور مالزي شركت نمود و در دانشگاه بزرگ ليم كوك وينق كوالا لامپور درباره افتخارات ايران در عصر حاضر سخنراني نمود و دكتر صبري در بيش از 23 دانشگاه دولتي- آزاد و پيام نور و جامع علمي و كاربردي سخنراني علمي و كارگاه آموزش برگزار كرده است

ازجمله موفق ترين آنها كارگاه آموزشي روابط عمومي در مؤسسه امام خميني قم بوده است.

ايشان در جشنواره‌هاي مختلف ازجمله جشنواره توليدات و تحقيقات صداوسيما در جشنواره‌هاي پانزدهم و هفتم : شيراز ـ 1378 ـ دوازدهم : يزد 1383 - سيزدهم : تبريز 1384 شركت و مقام محقق برتر را به خود اختصاص داده‌اند.

در عين حال وي برگزيده جشنواره مستندسازان كشور در سال 1384 و برگزيده همايش اصحاب قلم صداوسيما در سمنان سال 1384 و منتخب نخبگان استان در سال 1385 توسط شوراي اسلامي استان و برگزيده كنگره بين امللي جنبش نرم افزاري در بهار سال 1384 هستند.

ايشان مشاور بيش از 12 سازمان نهاد و مراكز علمي مي‌باشند. ازجمله مشاور ارتباطات شوراي اسلامي استان، مشاور علمي شوراي شهر تبريز، مشاور ارتباطات و فرهنگي دانشگاههاي آزاد اسلامي شمالغرب كشور، مشاور فرماندار تبريز، مشاور سازمان بازرگاني استان، دبيرعلمي گردشگري استان، مشاور شهردار كلانشهر تبريز، مشاور رياست مركز پژوهشي و اسلامي صداوسيما و ...

دكتر صبري در بعضي از انجمن‌هاي بين المللي و جهان نيز عضويت دارند.

ازجمله :

- عضو پيوسته انجمن بين المللي ايران شناسي

- عضو انجمن بين المللي روابط عمومي

- عضو انجمن بين المللي رسانه و ارتباط

در حال حاضر ايشان مسئوليت مركز تدوين تاريخ 500 ساله آذربايجان را به عهده دارند.

دكتر صبري در حوزه آموزش نيز در غالب مراكز علمي كشور در رشته هاي علوم ارتباطات ـ روابط عمومي و كارآفريني تدريس دارند.

ايشان در حوزه رسانگري نيز فعال مي باشند و و صاحب امتياز و مدير مسئولي هفته نامه تبريز را بعهده دارند.

دكتر صبري به بيش از 25 كشور جهان سفرهاي علمي و تحقيقاتي داشته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 17:58  توسط دکترحمیدصبری   | 

شهرك مدرن خاوران شهر الكترونيكي و هوشمند آذربايجان خواهد بود.

خاوران شهر پيشرفته و مدرن كشور خواهد بود.

دكتر صبري مشاور ارتباطات، رسانه و فن‌آوري شوراي استان آذربايجان شرقي ضرورت ايجاد يكي از شهرهاي آذربايجان بعنوان شهر الكترونيكي و هوشمند متذكر شد و اعلام كرد با توجه به موقعيت‌ جغرافيايي، اقليمي، تاريخي و قرار گرفتن در جاده قديم ابريشم به لحاظ امكانات بالقوه شهرك مدرن خاوران باسمنج در حومه تبريز مناسبت‌ترين گزينه جهت ايجاد شهر هوشمند و الكترونيكي باشد.

صبري با اشاره به شهرهاي هوشمندي كه در كشورهاي مختلف جهان از جمله كشور مالزي ديدار و مطالعاتي را داشته است به مديران استان پيشنهاد كرد شهرك خاوران تبريز شهر نمونه هوشمند و الكترونيكي در كشور شود.

وي ابراز اميدواري كرد با اين حركت استان آذربايجان شرقي در مسير يك تحول عظيم فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات خواهد بود.

دكتر صبري شهر هوشمند پوتراجايا در مالزي بهترين الگوي مناسب براي مديران استان پيشنهاد نمود كه تقريباً شهرك مدرن خاوران بسياري پارامترهاي لازم را بالقوه در خود دارد. و با اين حركت خاوران در كنار تبريز شهر پيشرفته و مدرن كشور خواهد بود.

وي كه مشاور علمي شوراي كلانشهر تبريز نيز مي‌باشد ايجاد شهر مدن و نمونه و هوشمند خاوران را يك ضرورت اجتناب‌ناپذير خواند و ابراز اميدواري كرد مديران استان و كلانشهر تبريز بيش از پيش به اين ضرورت استاني توجه جانانه خواهند داشت.

دكتر صبري در ادامة سخنان خود اضافه نمود كه: حقير در اجلاس پنجم شوراي استان آذربايجان شرقي كه در تالار پتروشيمي تبريز و با حضور اكثريت نمايندگان محترم شوراهاي شهرهاي استان و رياست محترم شورا جناب آقاي منافي برگزار شد پيشنهاد نمودم كه يكي از شهرهاي آذربايجان به عنوان شهر هوشمند انتخاب شود و اين پيشنهاد با استقبال اعضاي محترم شوراي استان مواجه شد.

دكتر صبري با بيان ويژگي‌هاي يك شهر هوشمند كه در آن با استفاده از فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات مي‌توان خدمات گوناگون شهري را با ديگر بخش‌هاي دولتي حتي خصوصي در زمينه‌هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي در 24 ساعت شبانه‌روز و 7 روز هفته با كيفيت مناسب در اختيار شهروندان قرار مي‌دهد. وي عصر فعلي را عصر دانايي خواند و افزود در عصر دانايي شهروندان همگي دانا هستند و مي‌طلبد شهري كه مناسب عصر دانايي باشد ايجاد گردد و مسلماً پيشنهاد شهرك مدرن خاوران بعنوان شهر هوشمند و شهر الكترونيكي شهر دانايي است. و در اين شهر دانايي شهروندان كساني هستند كه توانايي استفاده از فن‌آوري جديد اطلاعات و ارتباطات را خواهند داشت و خدمات مورد نياز خود را با سيستم‌هاي الكترونيكي از مؤسسات و مراكز مورد نظر دريافت خواهند نمود.

در ضمن ما در آينده وارد جامعه اطلاعاتي خواهيم شد و شهروندان جامعه اطلاعاتي در شهري كه اطلاعات در آن نقش كليدي خواهد داشت و تقريباً تمام فعاليت‌ها با مبادله الكترونيكي انجام خواهد شد.

دكتر صبري در پايان ضمن تقدير مديران ارشد استان و شهرداري‌ها بار ديگر شهرك خاوران را مساعدترين و مناسب‌ترين گزينه براي ايجاد شهر هوشمند و الكترونيكي يادآور شد و خاطرنشان كرد كه با اين حركت قطعاً ما شاهد تحول شگرف در اين بخش از كشور اسلامي‌مان خواهيم بود. و اين حركت گامي است در جهت تحقق منويات رهبري فرزانه انقلاب و آن تحقق بخش عظيم از جنبش نرم‌افزاري كه مقدمة توليد فكر، علم و انديشه است.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 23:27  توسط دکترحمیدصبری   | 

عصر دانايي رسانه‌ها و روابط عمومي

عصر فعلي عصر انفجار اطلاعات و انقلاب ارتباطات است و بشر امروز در اقيانوس اطلاعات غوطه‌ور در عرض سه دهة اخير بيش از 50 قرن گذشته اطلاعات توليد شده.

امروز طوفان سهمگين و بهمن عظيم اطلاعات از هر سو در حال ريزش. بنابه گزارش يونسكو بيش از 90 درصد از مجموع كل نخبگان فرزانگان و دانشمندان كه از بدو پيدايش انسان بر روي زمين زيسته‌اند در حال حاضر زنده‌اند.

با حضور فن‌آوري جديد ارتباطات مقولة انتقال و توزيع اطلاعات بنحو شگفت انگيزي سهل و سريع شده است.

سوالي كه ممكن است در ذهن بشر امروز مطرح شود اين است كه آيا انفجار اطلاعات منجر به فررانگي انسان خواهد بود؟ آيا اين همه امواج سهمگين و بهمن غول پيكر و عظيم اطلاعات كه از هر سو روان است از مشكلات مادي و معنوي بشر خواهد كاست؟

آقاي پستمن سخن جالبي دارند! انسان ديروز يك كوزه اطلاعات داشت و احساس آرامش و سيرابي مي‌كرد. اما امروز انسان با يك اقيانوس مواج پر از اطلاعات كه هميشه مي‌جوشد ولي متأسفانه احساس عطش و اضطراب مي‌كند.

بنظر مي‌رسد كه در 30 سال آينده (سه دهه ديگر) مقوله دهكدة جهاني آقاي مارشال مك لوهان بپايان برسد و پيشرفت تكنولوژي ارتباطات چنان رشد سريع داشته باشد كه سه دهه آينده جهان به بازار پيام تبديل گردد.كه در آن دانايي حرف اول را كه همان اطلاعات است خواهد زد.

دنيا و عصر كنوني عصر فناوري اطلاعات است و دنياي پيشرفته امروز بر پاشنه اطلاعات مي‌چرخد. در حال حاضر جنگ بين قدرتها چيزي جز اطلاعات نيست جابجائي ابزار قدرت بعينه قابل ديدن است زمزمة شكل‌گيري دولت الكترونيكي. شهر هوشمند و شهروند الكترونيكي به واقعيت روز تبديل شده است.

به ديگر سخن درونماية جوامع بشري در حال حاضر اطلاعات است و در اين رهگذر سيل خروشان اطلاعات امروز به قطره تبديل شده بگونه‌اي كه فن‌آوري جهان را كوچك و انسان را بزرگ كرده است. در اين گير و دار كه عرصة فن آوري‌هاي نوين ارتباطي است مطالبي را هم در حوزة رسانگري و رسانه‌ها و حوزة رسانگري و روابط عمومي‌ها عرض مي‌كنم.

الف: حوزة رسانگران و رسانه‌ها:

قبل از هر چيز بايد به استحضار برسانم كه اولاً رسانه‌ها برآيند فرهنگ اطلاعاتي هر جامعه مي‌باشند. و رهبري فرهنگي يا به اصطلاح كارفرمايي فرهنگي جامعة اسلامي ما بعهدة رسانه‌هاست. در حقيقت مديريت فرهنگي ايران سرافزار با رسانه‌هاست. ما مي‌توانيم در قالب برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني، و يا در قالب قصه‌ها ـ رمان‌ها ـ طرح‌ها و نقاشي‌ها ـ موسيقي و روزنامه‌ها و مجلاتمان ايجاد مصونيت در جامعه را تجربه نمائيم.

رسانگران براي موفقيت خود و رسانه‌ مي‌بايست با مهندسي ماهرانه و خاص پيام فاخر و جذابي را براي مخاطبان تهيه نمايند كه جاذب باشد از طرفي پيام مهندسي شده بايد آموزش دهنده، بينش افزا، و از طرفي آگاهي بخش باشد.

طنازي در متن برنامه‌ها يكي از عواملي است كه مخاطب را جذب و جلب مي‌كند و بر تعدادشان مي‌افزايد. متن برنامه‌ها بايد از ناز و كرشمه و طنازي همراه باشد، چون ذات بشر طناز پرور است لذت مي‌برد از طنازي و هر چند از لودگي ممكن است احساس آرامش بيشتر مي‌نمايد.

تا فراموش نكرده‌ام بگويم كه وظيفه رسانه‌ها و رسانگران امروز آشتي دادن نسل انقلاب با نسل امروز جامعه بزرگ ايراني و اسلامي ماست آنهم بگونه‌اي كاملاً خردمندانه و ماهرانه.

اين حركت مي‌بايست:

اولاً غيرمستقيم و در ثاني مبتني بر ميل و نياز و مصلحت نسل امروز و حال و هواي كاملاً بروز و مبتني بر مقتضيات نسل پرشور و حال و پوياي امروز جامعه‌مان باشد، مقاوم سازي دلها، فكرها و انديشه‌ها با ايجاد جرأت و جسارت خاص كه در آن جرأت و جسارت و شجاعت مقرون هم باشند نه گستاخي كه نوعي بي‌ادبي است.

امروز فراوردة مغز انديشه است و فراورده دل انگيزه و در اين رهگذر رسانه‌ها و رسانگران مقولة دل افزاري را كه همانا بدست آوردن دل انسانهاست و نتيجه آن رشد و توسعه و بهره‌وري مظاعف در جامعه مي‌باشد.

ما در رسانه‌ها مقولة شايسته سالاري، شايسته خواهي، شايسته شناسي و شايسته گزيني و شايسته‌داري و شايسته پروري را فرهنگ غالب جامعه نمانيم.

بويژه در حال حاضر براي كاستن گرايش مردم به رسانة ماهواره‌اي بايد بعد تنوع كار رسانه و بالا بردن جذابيت. كيفيت تا تأمين نيازهاي منطقي مخاطبان و نهايتاً تأثيرگذاري بر افكار عمومي، و ايجاد اعتماد براي رسانه‌ها مقام معظم رهبري مي‌فرمايند: جوانان يك فرصت هستند نه تهديد.

ما مصالح مخاطبان جوان را در كنار ميل و نياز و مصلحت آنان بررسي و حساب كنيم. گاه در بعضي از محافل عده‌اي مي‌گويند جوانان دين گريز شده‌اند در صورتي كه اينگونه نيست جوانان كشور ما كاملاً دين‌مدارند. صورت عيني آن را در عاشورا و اربعين و 22 بهمن ملاحظه و مشاهده كرديم. بنابراين رسانه‌ها بايد تصويري زيبا از دين كه همانا پيشرفت ـ توسعه ـ نشاط ـ رشته ـ تبسم است. از مشكلات رسانه‌ها نبود استراتژي اطلاعاتي است چرا كه منابع ما محدود نيست گاه مسدود است ميان تكثير و تكثر فرق است بويژه در عرصة رسانه‌هاي مكتوب. تكثير يعني 500 نشريه و روزنامه شبيه هم. تكثر يعني 10 روزنامه داشته باشيم هر كدام ديدگاه خاص خود را داشته باشند در واقع برخورد آراء و عقايد.

پويايي رسانه‌ها بسيار مهم است. امروز در عرصة رسانگري روزنامه‌نگاري حرفه‌اي جواب مي‌دهد عصري كه عرصة رقابت جدي است لذا هر كس كالاي مرغوب و بهنگام دهد موفق‌تر است. توليدات بايد حرفه‌اي و تخصصي باشد. كالاي خبري كالايي نيست كه آن را بتوان حبس كرد حبس خبر امروز جواب نمي‌دهد. از سويي مطبوعات محلي را تقويت كنيم شبكه‌هاي مناطق و استاني را پرمحتواي نمائيم.

ب: حوزه روابط عمومي

در عرصة دنياي ديجيتال امروزه ديگر نمي‌توانيم مثل گذشته مردم را در تاريكي نگه داريم و افكار عمومي را براي مدتي طولاني كنترل نمائيم.

در عصري كه اخبار چه در سطح منطقه‌اي و چه در محدوده كشوري و حتي در سطح جهاني به سرعت در سراسر جهان پخش مي‌شود و افكار عمومي مردم جهان را شكل مي‌دهد. در حاليكه عرصة سايبر يا اينترنت مرزهاي جغرافيايي و فرهنگي را بسيار كمرنگ و حتي نامرئي نموده است.

در اين گيرو دار هيچ انسان، نهاد، موسسه و سازمان و حتي كشوري در خط امان قرار ندارد و نمي‌تواند مانند گذشته هر كاري دلش خواست انجام دهد.

ما امروز شاهد هزاران وبلاگ در كشورمان و ميليون‌ها وبلاگ در سطح عالميم. در دنياي سايبر دنيايي كه دائما در حال توليد و توزيع اطلاعات خبر، عكس حتي شايعه.

رسانه‌ها ديگر در يك محدودة جغرافيايي محصور نيستند بلكه حضورشان جهاني است و دسترسي به اطلاعات از هر گوشه جهان كاري است بسيار سهل و آسان فقط نياز به يك كامپيوتر و اتصال آن به شبكه جهاني اينترنت. دنيايي بسيار پيچيده و در حال نوسان و توليد حجم سرسام آور و اطلاعات.

در اين دنياي جديد فرصت‌هاي چشم‌گير مغتنمي براي روابط عمومي‌هاي نوين و يا سايبر به ارمغان آورده و ارتباط كاملا دو طرفه و تعاملي شده است. در ضمن كاركردها و وظيفه روابط عمومي در دنياي الكترونيك باعث خواهد شد كه ما از آنها عملكرد جديدي را انتظار داشته باشيم.

ايجاد سيستم مديريت اطلاعات از نيازهاي اصلي و مبنايي روابط عمومي كشورهاست.

امروز انقلاب ارتباطي واقعي ملموس و عيني است. و با مينياتوري شدن يا به اصطلاح كوچك گشتن فن‌آوري‌هاي ارتباطي و انقلاب در ابزارهاي ارتباطي شاهد حجيم‌تر شدن ميزان پردازش اطلاعات و افزايش توان انباشت اطلاعات هستيم.

سوالي كه در اينجا مطرح مي‌شود اين است كه جامعة اطلاعاتي چيست؟

در پاسخ بايد عرض كنم كه جامعه اطلاعاتي عبارت است از يك جامعة پست مدرن كه نقطه اتكاي آن توليد اطلاعات است. گرانبهاترين كالاي جامعة اطلاعاتي.

در جامعة اطلاعايت اين فكر و انديشه است دانايي است كه ارزش دارد اصولاً جامعه اطلاعاتي يعني جامعة دانايي چرا كه عنصر دانايي در اين عرصه محور است. و قطعاً توانايي انسان جامعه اطلاعات رهين همين دانايي اوست. عصر جامعة اطلاعاتي عصر انديشه سالاري و فكر محوري است.

جايگاه روابط عمومي در اين جامعه و وظيفه و نقش آن مديريت اطلاعات است يعني مديريت توليد ـ عرضه ـ انعكاس و بهره‌گيري از آن.

يكي ديگر از وظايف روابط عمومي‌ها آموزش است مي‌گويند وظيفه آموزش انتقال محفوظات نيست يعني اصولاً نيازي نيست كه محفوظات از يك ذهن به ذهن ديگر منتقل شود. همه اين محفوظات همه جا در اختيار كاربران است. بنابراين وظيفه آموزش چيز ديگري است.

و آن اين است كه به افراد ياد دهند كه چگونه بهتر ياد بگيرند.

دومين وظيفه اين است كه انتخاب را ياد دهند ما در حال حاضر در معرض سيل عظيمي از انواع اطلاعات هستيم و به به اصطلاح عصر مه اطلاعاتي است. مي‌بايست نسل جديد را آماده كنيم كه از ميان درياي اطلاعات بهترين آن را با تفكر و تأمل انتخاب نمايند.

مطلب مهم ديگر بهره‌گيري روابط عمومي‌ها از فن‌آوري نوين اطلاعات و ارتباطات است كه مي‌بايست براي ورود به جامعه اطلاعاتي كه در آن شهر و شهروند هوشمند و الكترونيكي خواهند بود با ويژگي‌ها و مختصات خود، لذا بنظر مي‌رسد در مقطعي كه اين فن‌آوري‌ها فرصت‌هاي چشم‌گيري را براي روابط عمومي‌هاي نوين و يا سايبر به ارمغان آورده و خواهد آورد. با اين وصف روابط عمومي‌ها چاره‌اي جز وداع با روش‌هاي سنتي و مجهز شدن به فنون نوين ارتباطات را ندارند. و در اين رهگذر بدون شك تجهيز روابط عمومي‌‌ها به ابزار ICT , IT روند اطلاع رساني را قطعاً با تحول شگرف مواجه خواهد ساخت.

و در اين وضع سرعت و قرارگيري در انتشار اطلاعات و كاهش هزينه‌ها بعنوان مزاياي روابط عمومي‌هاي تجهيز شده به فن‌اوري‌هاي نوين و در يك كلام روابط عمومي الكترونيك است. و بايد با شناخت و بكارگيري تجارب و اندوخته‌هاي كشورهاي توسعه يافته از جمله كشور توسعه يافته مالزي كه افتخاري براي كشورهاي اسلامي و مسلمانان جهان است و پيشرفت‌هاي سريع آنان بر هيچ كس پوشيده نيست. شرايط لازم را براي جهش بسوي مطلوب ايجاد نمائيم.

چرا كه با آن وضع هم نقش موثري در جريان گردش آزاد اطلاعات و اطلاع رساني همگاني خواهد داشت و زمينه مشاركت فراگير افكار عمومي را در فرايند تصميم سازي و ارتقاي آموزشي هموار خواهد ساخت بنابراين توصيه مي‌كنم نيروهاي انساني متعهد متخصص در عرصة روابط عمومي الكترونيك آموزش داده شود و خود بستر مناسبي براي تحقق اهداف شهر و دولت و شهروند هوشمند و الكترونيكي است.

اما شهر الكترونيك ثمره گسترش جهان اطلاعات و موج سوم تافلر است. هر چند نمي‌توان تاريخ دقيقي را براي ايجاد شهر هوشمند ذكر نمود ولي بنظر مي‌رسد اولين اقدام در ايجاد آن برنامه توسعه فن‌آوري اطلاعات كشور سنگاپور در سال 1992 ميلادي باشد.

يكسال بعد امريكا و كره به اين قافله عظيم پيوسته‌اند و از سال 1993 ميلادي همزمان با ژاپن، تايوان، انگلستان برنامه‌هاي كلان خود را مطرح كردند. در كمتر از يك دهه از پيدايش اولين شهرهاي الكترونيكي جهان شهرهاي بزرگي مانند بوستون ـ تورنتو ـ دبي ـ برلين نيز به اين قافله توسعه پيوستند. اما شهر الكترونيك چيست؟ عبارت است از شهري كه با استفاده از فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات بتواند خدمات مختلف شهري را با ديگر بخشهاي دولتي و حتي خصوصي در زمينه‌هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در 24 ساعت شبانه روز و طول 7 روز هفته با كيفيت مناسب در اختيار شهروندان قرار دهند.

و شهروند الكترونيكي كسي است كه توانايي استفاده از فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات را داشته باشد و بتواند خدمات مورد نياز خود را با بهره‌گيري از سيستم‌هاي الكترونيكي از ادارات و موسسات مدنظر دريافت نمايد. ما مي‌گوئيم وي با چنين مشخصاتي شهروند جامعه اطلاعاتي است كه اطلاعات در آن نقش سازنده و كليدي دارد. و تمام فعاليت‌ها با مبادلة هوشمند اطلاعات صورت مي‌گيرد.

يك شهروند شهر هوشمند مي‌بايست بتواند حداقل وب سايت شهر الكترونيك را باز و در بخش‌هاي مختلف آن تحقيق نمايد، و بداند كه از هر بخش چه كمكي مي‌تواند بگيرد او نيازي به دانستن ويندوز، ورد ندارد و تنها اطلاعات اوليه دربارة ‌دسترسي كافي است.

جان كلام اينكه رسانگران و رسانه‌ها، روابط عمومي‌ها در عصر دانايي براي ورود به جامعة اطلاعاتي خود را مسلح و آماده نمائيد چرا كه قدرت دانايي خواهد بود و معاملات بر سر اطلاعات توليد شده كه برايند همين دانايي انسانهاست، پديد خواهد آمد و آنگاه نتيجة تطبيقي كلام الهي كه زيب‌افزاي كتاب رحماني است از جمله هل يستوي الاعمي و البصير و در جاي ديگر. هل يستوي الذين يعلمون و الذين لايعلمون كه نشان مي‌دهد عصر جامعه اطلاعات عصر انديشه سالاري و فكر محوري است. كه در آن اطلاع سازها، اطلاع پردازها و اطلاع خواه‌ها حضور فهيم و فكورانه خواهند داشت و همه فرآيند و اقدامات اين گروه، توليد، گزينش و ارائه و در نهايت دريافت و بهره‌گيري اطلاعات خواهد بود و زمينه سازي براي ظهور و درك نور نوراني و شفق و سرخابي عشق و انتظار و اميد خواهند بود انشاء الله به اميد آن روز ....

منابع :

1ـ روابط عمومي مدرن ـ دكتر حميد صبري ـ تبريز ـ چاپ هماذر 1384

2ـ انقلاب ارتباطات، انفجار اطلاعات ـ دكتر حميد صبري ـ تبريز ـ چاپ هماذر 1382

3ـ آشنايي با دانش ارتباطات ، دكتر حميد صبري ـ تبريز ـ چاپ امين 1381

4ـ مجموعه مقالات همايش روابط عمومي الكترونيك ـ امير عباس تقي‌پور ـ هفت تبليغ 1384

5ـ پژوهش نامه روابط عمومي ايران ـ دكتر علي اصغر محكي ـ نامدار صداقت ـ پژوهشگاه فرهنگ ـ 1386

6ـ كتاب اول روابط عمومي ـ استان مركزي ـ شوراي هماهنگي ـ اراك 1383

7ـ روابط عمومي و رسانه‌ها ـ‌ فيروز ديندار فركوش ـ حسين صدري نيا ـ نشر سليم ـ تهران 1383

8ـ روابط عمومي الكترونيك ـ مهندس مهدي مومني نور آبادي ـ نشر مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها ـ تهران 1382

9ـ روابط عمومي برتر ـ جمعي از نويسندگان ـ نشر دفتر تبليغات ـ تهران 1385

10ـ آرمان روابط عمومي ـ هنر هشتم شماره 556 سال سوم خرداد 86 شماره 560 ششم خرداد و 558 فن‌آوري ارتباطي

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 22:29  توسط دکترحمیدصبری   | 
روابط عمومی در یک نگاه

 

دوران نگاه تزئيني و نمايشگاهي به كاركرد سازماني روابط عمومي به سر رسيده است.

اگردر دوران جديد رضايت كاربران، مشتريان و خدمات گيرندگان و در يك كلام مردم كه در اصل ولي نعمت سازمان‌هاي اجرايي هستند شرط موفقيت است. كه بايد باشد و اگر روابط عمومي‌ها بعنوان اركان حسگر و هوشمند جامعه مي‌بايست عمل كنند. در نتيجه كار ويژه اصلي اين ركن هدفمند و خلاق مديريت اطلاعات و ارتباطات است.

روابط عمومي در ايران عمر 3500 ساله دارد. كه لوح‌هاي گلي، دوره سومريان اين ادعاي ما را تأييد مي‌كند.

فلسفه روابط عمومي خدمت به انسانيت و خيررساندن به آحاد مردم جامعه است. كه نبايد از روابط عمومي به عنوان تجارت و دكان تجارت استفاده شود.

فرهنگ و سنت ما در حوزه روابط عمومي حرفها براي گفتن دارد.

ما بايد تلاش كنيم تا در سطح بين‌المللي فعاليت نماييم.

ارتباطات يك فرآيند دو مرحله‌اي است كه در آن فرستنده براي ايجاد ارتباط و انتقال افكار خويش قبل از هر چيز بايد افكار و عقايد طرف مقابل خويش را بشناسد.

دانشمندان معتقدند روح ارتباطات در عمق احساسات بشري نهفته است.

روابط عمومي نوعي آئين است، مذهب است، در انجيل آمده برو به جهان و نور خود را روي آن روشن كن. چگونه مي‌توان اين كار را انجام داد.

فن و هنر روابط عمومي از بدو تولد داراي ارزش خاصي بوده و در دهه‌هاي اخير توجه به آن رشد تعالي فزاينده‌اي را ايجاد كرده بطوريكه در غالب مؤسسات ارتقاء پيدا كرده و حتي زير نظر بالاتر مقام سازماني قرار گرفته است.

داراي نقش‌هايي است :

1ـ نقش حس‌گري، رصد و شناخت محيط

2ـ ايجاد توازن و تعادل در سيستم

3ـ هدايت و كنترل اطلاعات (دانش)

4ـ عملياتي شدن

براي عملي شدن نقش‌هاي ذكر شده به موارد زير نياز مي‌باشد:

الف: توسعه منابع انساني

ب: توسعه تشكيلات و روش‌هاي نظام روابط عمومي

ج: توسعه فناوري ارتباطات و اطلاعات

مفهوم روابط عمومي

1ـ روابط عبارت است از فرآيند تقسيم علايق مشترك براي كسب كردن ادراك دو طرفه.

2ـ عموم : گروهي از افراد كه داراي علايق، مشكلات، روش زندگي و اهداف مشترك هستند.

تعاريف

ادوارد برنيز: كوششي براي نگهداري مردم در حالتي، فعاليتي، حركتي يا وضعيتي به وسيله اطلاعات، اغنا، ترغيب و اصلاح آنهاست.

جان هيل: عملكرد مديريت است كه كاركنان را به توجه جدي، به دارايي موسسه و توسعه داد و ستد همراه با خوش‌قلبي سوق مي‌دهد.

چارلز پلكرد: كوشش صادقانه انسان در اشاعه نيكي و محبت است.

انيستيتو روابط عمومي انگلستان: روابط عمومي عبارت است از طراحي آگاهانه و تلاش تقويت كننده در برقراري ادراك يا فهم دوگانه بين سازمانها و مردم و ادامه دادن آن.

مفاهيم اساسي تعاريف

1ـ آگاهانه

كارشناسان روابط عمومي تمام تلاش خود را براي روشني عملكرد خويش و كسب موفقيت به كار مي‌گيرد.

2ـ تقويت كننده

كارشناس روابط عمومي همواره سعي در القاي فكر يا ايده‌اي به شخصي كه هدف روابط عمومي را تشكيل مي‌دهد.

3ـ ادراك يا فهميدن

منظور از ادراك همانا ساختن پل بر روي شكافي است كه ما بين مفهوم موردنظر فرستنده پيام و مفهوم ايجاد شده در گيرنده ايجاد مي‌شود.

4ـ سازمان

انسان نمي‌تواند در خلاء (فضاي خالي) فعاليت كند در هر صورت انسان براي شخص ديگري كار مي‌كند كارشناس روابط عمومي براي سازمان، سازمان مي‌بايست كاركنان را درك كند و ارزش لازم را به آنها بدهد.

5ـ عموم

در واقع سازمان از كاركنان روابط عمومي انتظار دارد كه با انجام برنامه‌هاي لازم و تأثيرگذار بر مخاطبان مردم را به مشاركت و همراهي با سازمان فرا بخواند.

جان كلام روابط عمومي يعني ايجاد تفاهم، تثبيت تفاهم، نشر تفاهم

بعبارت ديگر مديريت ارتباطات در يك سازمان يا موسسه يا مخاطبان درون سازماني و برون سازماني

روابط عمومي بعنوان يك شبكه هوشيار يا مغز متفكر و قلب تپنده سازمان نقش بسيار كليدي و راهبردي در روند امور يك سازمان به اطلاع رساني و اطلاع يابي و استقبال افكار عمومي از آن سازمان دارد.

ارتباطات چهار گانه انساني

1ـ ارتباط با خود

2ـ ارتباط با طبيعت

3ـ ارتباط با ديگران

4ـ ارتباط با خدا

براي روابط عمومي و مسير آن چهار مرحله قائل هستند.

1ـ مرحله سنتي يا ابزاري

در اين مرحله روابط عمومي را بعنوان يك ابزار مي‌دانستند كه در اختيار مديريت بود.

2ـ مرحله سازماني يك سويه

در اين مرحله روابط عمومي بيشتر سازماني و ساختاري عمل مي‌كرد و كمتر به نيازهاي مخاطب توجه مي‌كرد. بيشتر به برجسته سازي مي‌پرداخت.

3ـ مرحله فرآيند گرايي

در اين مرحله روابط عمومي فرايند گراست و بخشي از مديريت برنامه ريزي، كنترل، هدايت، ارزيابي و تحقيق از جمله شاخص‌هاي ثابت به شمار مي‌رود.

در اين مرحله از تحقيق و پژوهش بهره گرفته مي‌شود و بيشتر روابط عمومي سيستماتيك است.

4ـ مرحله الكترونيك

در اين مرحله با بكارگيري فناوري جديد اطلاعات و ارتباطات موجب كاهش هزينه‌ها، رفع سريع مشكلات، ارتباط موثر با مخاطبان و ايجاد اعتبار براي سازمانهاست.

روابط عمومي الكترونيك

روابط عمومي الكترونيك با استفاد از 5 روش عمده با مخاطبان و مشتريان ارتباط برقرار مي‌كند.

1ـ ارتباط تعاملي روي شبكه

2ـ ارتباط با جامعه

3ـ ارتباط با مشتريان

4ـ ارتباط با حاكميت

5ـ بازخورد و نظرسنج

ابزارهاي عمده ارتباطات الكترونيكي در روابط عمومي جديد در موارد زير :

ـ پست الكترونيكي

ـ خبرنامه الكترونيكي

ـ آرشيو الكترونيكي

ـ اطاق خبر الكترونيكي

ـ كنفرانس ويدئويي الكترونيكي

ـ گپ الكترونيكي

ـ آگهي الكترونيكي

ـ نظرسنجي الكترونيكي

ـ بازاريابي الكترونيكي

ـ اينترانت الكترونيكي

هر چه دنياي ما پيشرفته‌تر مي‌شود تنش‌هاي داخلي و خارجي افزايش پيدا مي‌كند. و نياز به متخصصين روابط عمومي بيشتر مي‌شود.

در دنياي ديجيتال امروز ديگر نمي‌توان مانند گذشته مردم را در تاريكي نگه داشت. و افكار عمومي را براي مدتي طولاني كنترل كرد.

امروز اخبار چه در سطح كشور و چه در سطح جهاني به سرعت نور در سراسر گيتي پخش مي‌شود. و به افكار عمومي جهان شكل مي‌دهد.

امروز عرصه سايبر يا اينترنت مرزهاي جغرافيايي و فرهنگي را بسيار كم‌رنگ و در حقيقت نامرئي كرده‌اند.

در اين عرصه كاملاً‌ تعاملي و پرشتاب هيچ انسان، نهاد، موسسه، شركت و حتي كشوري در امان نيست و نمي‌تواند مثل گذشته هركاري را انجام بدهد و يا هر حرفي را بنويسد و يا به زبان آورد. و در عين حال از گزند روزگار در امان باشد.

امروز شاهد هزاران وبلاگ در ايران و هزاران وبلاگ در سطح دنياي سايبر هستيم. كه دائماً در حال توليد و توزيع اطلاعات، خبر، عكس و حتي شايعات مي‌باشند.

رسانه‌ها ديگر در محدوده جغرافياي خاص محصور نيستند. بلكه حضور آنها جهاني است. و دسترسي به اطلاعات از هرگوشه دنيا كاري است بسيار سهل و آسان كه فقط نياز به يك كامپيوتر و اتصال به شبكه جهاني اينترنت است. دنيايي بسيار پيچيده و دائماً در حال نوسان و توليد كننده حجم سرسام آور اطلاعات. و اين دنياي جديد فرصت‌هاي چشمگيري براي روابط عمومي‌هاي نوين به ارمغان آورده و ارتباطات كاملاً دو طرفه و تعاملي شده است.

بنابراين مي‌توان گفت روابط عمومي ديجيتال در يك جامعه اطلاعاتي مي‌تواند وظايف زير را به انجام برساند.

1ـ ساده سازي در نحوه ارائه خدمات به شهروندان

2ـ بهبود كارايي و اثربخشي نهادها از طريق حذف لايه‌هاي غيرضروري ساختاري

3ـ تلاش در راستاي آسان نمودن دسترسي شهروندان به اطلاعات مورد نياز

4ـ افزايش خلاقيت از طريق بكارگيري مكانيسم‌هاي ارتباطي

به نظر مي‌رسد روابط عمومي الكترونيك نقش مؤثري در گردش آزاد اطلاعات و اطلاع رساني همگاني دارد و زمينه مشاركت فراگير افكار عمومي را در فرآيند تصميم سازي و ارتقاء آموزش هموار مي‌سازد.

بنابراين روابط عمومي الكترونيك يك الزام است نه يك انتخاب

كارگزاران روابط عمومي بايد مديران را از پشت ميز به ميان مردم بكشانند. ترتيب دادن جلسات پرسش و پاسخ ميان مردم و مديران و رسانه‌ها

روابط‌عمومي ها در عرصه مخاطبان به سه محور مهم زير بايد توجه داشته باشند:

1ـ ميل مخاطب

2ـ نياز مخاطب

3ـ مصلحت مخاطب

ويژگي‌هاي يك روابط عمومي كارآمد

1ـ سلامت در رفتار

2ـ تعمق در بينش

3ـ صداقت در گفتار

قطعاً روابط عمومي‌ها با اين سه عنصر مي‌توانند پويا باشند و با محوريت پژوهش مداري حركتهاي سازنده‌اي را به منصه ظهور برسانند.

چالشهاي امروز و نقاط ضعف روابط عمومي‌ها

عدم خودباوري، نبودن ساختار تعريف شده، و چارت مناسب سازماني، حرفه‌اي نبودن روابط عمومي‌ها، عدم تعادل لازم بين رسانه‌ها و روابط عمومي، تبديل شدن به روابط عمومي مديران كل، مشخص نبودن جايگاه روابط عمومي، نبود دوره‌هاي آموزشي مدون براي روابط عمومي‌ها، انتخاب افراد غيرمتخصص و بدون تجربه به مديريت روابط عمومي‌ها ، عدم توجه جدي مديران به ضرورت روابط عمومي، تأمين منابع مورد نياز ناچيز است، عدم ارتباط مدارك تحصيلي روابط عمومي‌ها با كار روابط عمومي‌

روابط عمومي‌ها چگونه مي‌توانند بر افكار عمومي تأثير بگذارند.

1ـ ارائه واقعيات و حقايق

2ـ شفاف سازي و اطلاع رساني

3ـ دريافت بازخورد مخاطبان

سال 86 سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي بود

روابط عمومي‌ها در اولين گام دنبال آفرينش، تحرك، شور، اميد، مشاركت فكري مردم در فرآيند توسعه و ايجاد زمينه براي مشاركت فيزيكي در مراحل بعدي است.

روابط عمومي‌ها در محقق نمودن اين شعار به دنبال هدايت افراد به سمت توده تنها نيست. تا افرادي تأثيرپذير باشند. و خودشان را با جماعت همرنگ سازند بلكه هدف روابط عمومي بعنوان يكي از مراكز پخش پيام در سطح جامعه هدايت افراد به سمت مشاركت فكري فعال در امور اجتماعي است.

 

ارتباطات

ارتباط كلمه لغت Communication و ريشة آن كلمه لاتين Communis مي‌باشد. كه به تفاهم و اشتراك فكر مي‌توان ترجمه نمود. لذا وقتي با شخص ارتباط برقرار مي‌نمائيم در حقيقت برقراري يك نوع اشتراك فكر و تفاهم انديشه با اوست.

ارتباط جريان دو طرفه‌اي است كه طي آن دو يا چند نفر به تبادل افكار نظريات، احساسات و حقايق مي‌پردازد و از طريق به كار بردن پيام‌هايي كه معنايش براي آنها يكسان است به انجام اين امر مبادرت مي‌ورزد هر گونه انتقال پيام بين فرستنده از يك طرف و گيرنده از طرف ديگر ارتباط محسوب مي‌شود چه فرستنده انسان باشد و چه يك دستگاه مكانيكي.

انواع ارتباط

1ـ ارتباط خصوصي و بدون واسطه

ارتباطي است رو در رو كه طي آن پيام بدون واسطه و مستقيم بين پيام گيرنده و پيام دهنده مبادله مي‌شود،

اين نوع ارتباط ويژگي‌هايي هم دارد:

الف- فرصت‌ جابجائي پيام گيرنده و پيام دهنده

ب- فرصت تصحيح يكديگر

ج- ارتباط چهره به چهره و عميق

د- قابل رؤيت بودن آثار پيام

2ـ ارتباط جمعي يا عمومي

ارتباط جمعي يا عمومي تعبير جديدي است كه جامعه‌شناسان براي مفهوم Mass Media بكار برده‌اند.

از نظر لغوي به معناي ابزارهايي است كه از طرق آنها مي‌توان با افرادي بطور جداگانه يا با گروه‌هاي خاص و همگون و جماعت كثيري از مردم بصورت يكسان دسترسي پيدا كرد امروزه اين وسايل عبارتند از:

روزنامه‌ها. راديو، تلويزيون و سينما- اعلانات بديهي است كه در ميان ابزارهاي پخش پيام، روزنامه‌ و راديو و تلويزيون داراي نكات مشترك است چرا كه پيام‌هاي آنها بصورت متناوب پخش مي‌شود.

بنابراين در تعريف ارتباط جمعي مي‌توان گفت:

ارتباط جمعي يا عمومي انتقال اطلاعات با وسايلي چون (روزنامه، كتاب، امواج، راديو و تلويزيون و ...) براي گروه كثير و غير محدودي از مردم با سرعت زياد است

اين ارتباط نيز به نوبة خود داراي ويژگي‌هايي است:

الف- ناآشنا و پراكنده بودن پيام‌گيران

ب- بازگشت پيام يا بازخورد با تأخير

ج- سرعت عمل زياد

د- تكثير پيام

ذ- ارتباط سطحي و ناپايدار

هـ- پيام‌هاي انبوه

ر- قابل رؤيت نبودن آثار پيام

ارسطو فيلسوف مشهور هدف ارتباط را جستجو براي دست يافتن به كليّه وسايل و امكانات موجود براي ترغيب و اقتاع ديگران مي‌داند به اين صورت كه برقرار كنندة ارتباط از هر راه و يا وسيله‌‌اي كه امكان داشته باشد طرف مقابل ارتباط يا مخاطب خود را تحت نفوذ در آورده و نظر و عقيده خود را به او بقبولاند.

دانشمند مقصود از برقراري ارتباط را موارد زير مي‌دانند:

1ـ شناخت اوضاع و احوال و آشنايي يا حوادث و وقايع

2ـ ترغيب ديگران به قبول يك فكر و عقيده خاص و اقناع آن

3ـ سرگرمي و تفريح

3ـ ارتباط نوشتاري

ارتباط نوشتاري ارتباطي است كه در آن اطلاعات از طريق قلم بر كاغذ نقش مي‌بندد (مانند نامه- روزنامه- كتاب و ...)

4- ارتباط غير نوشتاري

ارتباطي است كه اطلاعات و افكار از طريق امواج (مانند راديو- تلويزيون- تلفن- تلگراف و ...) ميان مردم مبادله مي‌شود.

5ـ ارتباط ملّي

ارتباطي است كه پيام‌ها و اطلاعات و مفاهيم از طريق وسايل ارتباط جمعي نظير راديو و تلويزيون و مطبوعات) در چهارچوب جغرافيايي يك كشور منتشر مي‌شود.

6ـ ارتباط فرا ملّي

پيامها و اطلاعاتي كه از طريق ماهواره‌ها مرزهاي جغرافيايي را در مي‌نوردد و موجبات نزديكي ميان انسانها بر روي كرة زمين مي‌شود (مانند تلويزيون آسيايي و اروپايي و تلويزيون‌هاي بدون مرز و ...)

7ـ ارتباط كلامي

در اين نوع ارتباط اطلاعات و افكار از طريق زبان و گفتار منتقل مي‌شود (نظير تلفن و تلگراف)

8ـ ارتباط غير كلامي

ارتباطي است كه مفاهيم و معاني از طريق زباني و گفتاري ميان انسان‌ها منتقل مي‌شود (نظير عكس- تصوير- فيلم و رنگ‌ها و لباس و ...)

9ـ ارتباط انساني

اطلاعات و مفاهيمي كه ميان دو انسان ردّ و بدل مي‌شود (مانند نامه- تلفن)

10ـ ارتباط ابزاري يا ماشيني

در اين نوع ارتباط كه درست برعكس ارتباط انساني است گردش اطلاعات ميان دو ابزار يا ماشين ردّ و بدل ميشود (نظير انتقال اطلاعات مخزن به بلندگو يا صفحه تلويزيون)

11ـ ارتباطي است كه انتقال اطلاعات بايد در زمان معيني انجام گيرد در غير اين صورت ارزش چنداني ندارد (مانند گزارش‌هاي خبري)

12ـ ارتباط غير زماني

برعكس ارتباط زماني محدود به زمان خاصّي نيست و اطلاعات آن مي‌تواند پيوسته معتبر باشد (مانند كتابخانه)

13ـ ارتباط سازماني

در ارتباط سازماني انتقال اطلاعات و دريافت پيام به امكانات گسترده فني و برنامه‌ريزي و سازماندهي و نيز بودجه و پرسنل و ... نياز دارد (مانند راديو- تلويزيون- تلكس- فاكس)

 

14ـ ارتباط غير سازماني

ارتباطي است كه به امكانات فني و بودجه و سازماندهي و مقررات نياز ندارد (مانند نامه و گفت و شنودهاي حضوري)

15ـ ارتباط نمادين

ارتباطي است كه طي آن پيام‌ها در قالب علائم و نشانه‌ها از طريق حواس فرد دريافت مي‌شود (مانند حالات چهره پيام‌دهنده و لحن و طنين صدا حركات و ژست) اين عوامل بخشي از پيام هستند كه پيام‌گير آن را نشانه خواني مي‌كند و اين حالات و حركات مي‌تواند در فرهنگ‌هاي مختلف معاني متفاوتي داشته باشد.

16ـ فرا ارتباط

در اين نوع ارتباط فقط جزئي از پيام‌ را پيام‌دهنده مي‌دهد ولي پيام‌گير تمام پيام را در مي‌يابد.

17ـ ارتباط احساس‌برانگيز

ارتباطي كه به هنگام انتقال پيام به معاني دقيق پيام انديشيده نمي‌شود و بيشتر به ضرب آهنگ‌ها تكيه مي‌شود (مانند ذكر مصائب كه علما و مداحان در آخر منابر مي‌خوانند)

نقش ارتباطات در پذيرش پيامها و مراحل آن

قبول يك پيام از طرف جامعه فرآيند پيچيده‌اي است كه طي چند مرحله صورت مي‌گيرد، انتقال پيام و ايجاد زمينه مناسب براي پذيرش و عملي ساختن آن.

 

مراحل پذيرش

1ـ آگاهي

در اين مرحله فرداز وجود بعضي پديده‌هاي جديد اطلاع حاصل مي‌كند.

2ـ علاقه‌مندي

در اين مرحله فرد تمايل به فراگيري مطالب بيشتري در مورد پديده جديد از خود نشان مي‌دهد او مي‌خواهد بداند كه آن پديده چيست چگونه است و چه استفاده‌هايي خواهد داشت.

3ـ ارزيابي

سومين قدم اين فرآيند مرحلة ارزيابي است فرد در ذهن خود پديدة نو را مورد سنجش و آزمايش قرار مي‌دهد، اما با توجه به اطلاعات حاصل از مراحل قبل از خود مي‌پرسد:

آيا قادر به انجام آن خواهم بود؟ ـ آيا بر درآمد من خواهد افزود؟ و آيا پديدة مورد نظر منافع مرا تأمين خواهد كرد؟

4ـ آزمايش

پس از طي سه مرحله ذكر شده در صورتي كه فرد احساس كند نوآوري و پيام مورد نظر براي او قابل دسترسي خواهد بود به آزمايش آن خواهد پرداخت

5ـ مرحله پذيرش

مشخصه اين مرحله عبارتست از تفكر مداوم در مورد پديدة جديد و نيز احساس رضايت نسبت به آن، اين بدان معنا نيست كه كسي پديدة جديد و پيام را پذيرفت بايد آن را بطور مداوم انجام دهد يا از آن استفاده كند بلكه پذيرفته و تصميم به انجام آن دارد.

باورپذيري و پذيرش افراد در جامعه

صاحب‌نظران و دانشمندان از لحاظ كيفيت پذيرش پيام و پديده‌هاي نو افراد جامعه را به چند دسته تقسيم مي‌كنند:

1ـ پيشروان يا نوآوران

كه يك اقليت تقريباً سه درصدي هستند و اينان بيش از ديگران آمادگي پذيرش و پيروي از پيامها را در جامعه دارند علّت اطلاق پيشرو به اين جهت است كه اين عده قليل زودتر از ديگران پيامهاي جديد را مي‌پذيرند و از آن پيروي مي‌نمايند.

2ـ زود پذيرندگان

اين دسته از لحاظ خصوصيات شباهت زيادي به دسته اول دارند با اين تفاوت كه فقط منتظرند تا عدّه‌اي معدود پيام توصيه شده و شيوه نوين را به صورتي عملاً انجام دهند و همينكه مشاهده كردند كه ديگران اقدام به پيروي كردند اين دسته هم به تبعيت از آنها اقدام مي‌كنند.

اين عدّه مادام كه ديگران اقدام به شكستن يك سنت اجتماعي و حركت در راه و روش جديد نكرده‌اند اقدام نمي‌كنند و اعتقاد دارند كه در جامعه بدعت نگذارند تعداد اين افراد در اين گروه 12% است.

3ـ پذيرندگان اوليه

اين دسته نسبتاً زياد هنگامي اقدام به پيروي و پذيرش عملي پيام و يا شيوة جديدي مي‌كنند كه از نتيجه كار حركت گروههاي پيشرو و زود پذيرندگان آگاه نشوند و نتايج حاصله قابل توجيه باشد تعداد افراد در اين گروه حدود 34% است يكي از عواملي كه اين گروه به تبعيت گروه پيشروان اقدام نمي‌كنند اين است كه شواهد و نتايج حاصل از حركت زود پذيرندگان را براي تصميم‌گيري خود معتبر مي‌شمارند.

4ـ پذيرندگان ثانويه

اين عده هنگامي اقدام به پذيرش يك پديده از طريق طي مراحل مربوطه مي‌كنند كه مطمئن شوند حدود نيمي از افراد جامعه شيوة نويني را پذيرفته‌اند و لذا با اتكا به اين حركت و كميت اجتماعي اقدام به پيروي مي‌كنند تعداد افراد اين گروه حدود 36% است.

5ـ ديرباوران

افراد گروه 15% اين عده هنگامي اقدام به پذيرش مي‌كنند كه بينند اكثريت قريب به اتفاق پيام را پذيرفته‌اند و بكار بسته‌اند.

مسئولين روابط عمومي بايد حائز خصوصيات زير باشند:

1- خوش برخورد و اجتماعي 2- پر حوصله و معقول، خوش پوش و خوش تيپ
3-
بيان رسا و دل‌چسب 4- اطلاعات وسيع در سياسي و اجتماعي و اقتصادي 5- صميميت، صداقت، اعتماد به نفس 6- ابتكار، خلاقيت، قدرت اتخاذ تصميم سريع 7- دارابودن مهارت و تخصص در كار با وسايل ارتباط جمعي

نقش‌هاي ديگر روابط عمومي

1- نقش اظهاري ـ نظير اطلاع رساني و بيان عملكرد سياسي و برنامه‌2- هاي سازمان.

3- نقش تفسيري ـ جمع آوري اطلاعات ـ تجزيه و تحليل آنها.

4- نقش مذاكره‌5- اي ـ گفتگو با مديران ـ نخبگان ـ نويسندگان ـ عالمان ـ و مديران.

6- نقش مشورتي ـ از قبيل مشاوره با مديران و رهبران فكري.

نقش نمايشي ـ تحصيل علم ـ اطلاعات ـ قدرت بيان ـ فن

نگرش‌هاي عمده به روابط عمومي

4 نگرش وجود دارد.

نگرش عملگرا:

براي رسيدن به اهداف از هر ابزاري استفاده مي‌كند. روابط عمومي در اين نگرش بعنوان ابزار سازمان توجيه‌گر عملكرد سازمان مي‌باشند لذا براي رسيدن به هدف خود به هر كاري دست مي‌زنند. بزرگنمايي ـ كوچك‌نمايي ـ قدرت نمايي.

نگرش سازشگري:

در اين نگرش روابط عمومي بعنوان ابزاري كه مي‌خواهد بين سازمان و گروههاي مخاطب سازش برقرار كند در واقع اين نگرش سطح روابط عمومي را پائين مي‌آورد. ابزار علمي هم وارد كار نمي‌شود. بعضي مواقع هم مخاطب را با پول و هديه قانع مي‌كند.

نگرش فرد گرا:

در اين نگرش به نظر مخاطب توجه داريد هر چه مخاطب گفت مي‌پزيريد براي اينكه خيال خود را راحت كنيد ممكن است مخاطب را فرا بخواني و بگويي تو درست مي‌گويي. مخاطب اهميت دارد اما علمي نيست نا هم سنگ است وقتي به مخاطب نياز داريم به حرف او گوش مي‌دهيم. البته اين نگرش مرحله‌اي است و مديران در سازمانها سه نگرشي نسبت به روابط عمومي دارند:

ـ نگاه خوش بينانه ـ نگرشي مثبت است ـ كارآمدي مدنظر اوست لذا تقويت مي‌كند.

ـ بدبينانه ـ مانع احساس مي‌كند ـ موي دماغ مي‌بيند خصوصاً اگر مدافع منافع مخاطبان بيشتر باشد يكي از مديران روابط عمومي مي‌گفت: نظرات مردم را به مدير دادم .... گفت ول كنيد جواب ابلهان خاموشي است.

ـ بينابن ـ با روابط عمومي مشكل دارد ولي ضرورت وجود او را هم احساس مي‌كند.

دنياي امروز دنياي چند رسانه‌اي است و روابط عمومي كه در سال 1906ميلادي الان قريب به يك قرن عمر دارد.

بايد روابط عمومي مهارت شنيدن را داشته باشد مهارت ديدن و گفتن را داشته باشد يعني بشنود ـ ببيند و بگويد وگرنه به وظيفة خود عمل نكرده است.

شرايط زماني حساس است، عصر ارتباطات است، عصر حاكميت رسانه‌هاست، عصر انفجار اطلاعات است درتلاطم سقوط بهمن اطلاعات قرار گرفته ـ در عصر اوج ظهور موعود و مصلح جهاني عج.

بايد برنامه ريزي كند ـ طرح‌هاي قوي و ناب ارائه دهد.

پيامها را به قامت مخاطب بدوزد ـ پيام به زبان او براساس نياز او بر مبناي فرهنگ او.

به اعتقاد دانشمندان و صاحب نظران در حال حاضر بايد روابط عمومي

در ايجاد صميمت ـ عشق ـ انگيزه براي كار ـ محيط را پر شور و نشاط كند.

فضاي سازمان را آنگونه با اطلاع رساني شفاف كند كه همانند آينه‌اي منعكس كنندة عملكرد سازمان باشد و از شايعه جلوگيري مي‌شود.

از آينده‌هاي روشن تصويري زيبا و پراميد ترسيم كند و ارتباط خود را برپاية راستي و دوستي قرار دهد.

تكيه بر اصول علمي و اطلاعات جديد مجهز به دانش رور و ابزارهاي پيشرفته باشد.

توليد فكر و انديشه كند فرهنگ سازي كند، بستر را براي شناساندن توانمندي‌ها و استعدادها مناسب سازد.

بحرانها را پيش بيني كند، افكار عمومي را بشناسد، چون بدون افكار عمومي روابط عمومي معني ندارد.

نظر سنجي و پژوهش مداوم براي شناخت افكار و مواضع و ديدگاههاي جامعه و كاركنان سازمان.

زمان صفوي، شاه اسماعيل در دست چالدران وقتي از سپاه شكست خورده و در مقابل دشمن بزانو درآمد تازه فهيمد در دنيا خبرهايي است.

راستي اگر گروهي مسئول جمع آوري اوضاع احوال و تحليل آن بودند و شاه اسماعيل مي‌توانست تدبيري انديشه كند كه حداقل به شكست نينجامد.

متخلق به اخلاق كريمه باشد، الگو و سمبل و نماد عيني يك انسان پاك براي همه سازمان و حتماً اكسير قربه الي الله در انجام كار داشته باشد كه قطعاً در موفقيت او تأثير خواهد داشت.

مواضع روابط عمومي در مواجهه با افكار عمومي

1- اگر افكار عمومي منفي و مخالف باشد با اطلاع رساني بموقع صحيح آنها را تغيير دهد و حداقل آن را خنثي كند (شفاف سازي) (مقولة سردار نظري ـ نيروي انتظامي در 18 تير)

2- اگر افكار عمومي مثبت و موافق باشد. وضع موجود را حفظ نموده با اطلاع رساني جديد.

3- اگر افكار عمومي بلاتكليف و اصطلاحاً بي شكل و نهفته باشد با اطلاع رساني بموقع آن را شكل دهد هدايت كند.

خبر و توليد آن در روابط عمومي

نياز به اطلاعات يكي از نيازهاي اساسي انسان است اگر در قرون و اعصار گذشته مردم با شيوه‌هايي چون ترسيم اشكال، استفاده از دود، استفاده از چاپار و پيك و ... اطلاعات خود را با يكديگر مبادله مي‌كردند امروزه رسانه‌هاي جمعي اين وظيفه مهم را بدوش گرفته‌اند و با سريع‌ترين شكل ممكن اخبار و اطلاعات را در سراسر جهان منتشر مي‌سازند.

 

 

 

 

 

 

 

اطلاع رساني و توليد خبر يكي از وظايف و كاركردهاي روابط عمومي است. و ابزاري قدرتمند براي نفوذ در افكار عمومي و جهت دادن به نگرش‌هاست. امروزه خبر معرف يك واقعيت عيني است و اگر رويدادي پديد نيايد خبري ايجاد نمي‌شود لذا وقايعي بعنوان خبر تلقي مي‌شوند كه حقيقي باشند.

در خبر نويسي آنچه بيش از عناصر ديگر اهميت دارد چگونگي توليد خبر توسط روابط عمومي است اما قبل از پرداختن به چگونگي توليد خبر لازم است تعاريفي از خبر را داشته باشيم.

تعاريف خبر

«خبر عبارتست از انعكاس يك رويداد يا واقعه به شكل عيني و واقعي بدون دخل و تصرف خبرنگار و آنگونه كه اتفاق افتاده»

يعني اولاً خبر كل واقعيت نيست بلكه انعكاسي از واقعيت است در ثاني حتماً اتفاقي بايد روي دهد تا بصورت عيني باشد و ثالثاً خبرنگار نبايد هنگام تنظيم خبر تعلّقات ذهني و سليقه‌اي خود را در آن دخالت دهد. بلكه بايد خبر را آنگونه كه هست منعكس نمايد.

«خبر عبارتست از اطلاعات تازه‌اي در مورد رويدادي مهم كه برافكار عمومي، مخاطبان تاثير مي‌گذارد. و مورد علاقه آنها واقع مي‌شود

«خبر گزارشي عيني از واقعيات است كه شامل يك يا چند ارزش خبري است»

اركان خبر

در نوشتن خبر سه ركن مهم وجود دارد كه لحاظ نمودن آن ضرورت دارد و در صورت رعايت نكردن آنها قابليت خبري شان از بين مي‌رود اين ويژگي‌ها بايد از مرحلة گردآوري اطلاعات يك رويداد تا مرحله چاپ مورد توجه قرار گيرد.

اين سه ركن عبارتست از:

 

جامعيت خبر

منظور از جامعيت خبر اين است كه خبر بايد جامع، مانع و كامل باشد و عيني هيچ مطلب اضافي نباشد و نبايد ناقص باشد.

در ضمن به تمام سوالات مخاطب دربارة يك رويداد پاسخ گويد. لذا مي‌بايست توليد كننده خبر عناصر و ارزشهاي خبري را بدرستي بشناسد، و هنگام گردآوري اطلاعات تنظيم و ارائه خبر تمامي عناصر خبري را با توجه به ارزش و اهميت هر يك از آنها ارائه نمايد.

صحت و درستي خبر

منظور از صحت و درستي خبر اين است كه خبر در عين حال واقعيت را بيان كند از هرگونه عنصري كه ذهنيت خود خبر نگار باشد بدور بماند. خبر نويس بايد سلايق و تمايلات خود را به كنار بگذارد و رويداد را آنگونه كه واقع شده منتقل نمايد، و هيچگاه نبايد درستي و صحت خبر را فداي سرعت تهيه و منتشر كند.

روشني خبر

خبر بايد با صراحت تنظيم شود و شيوا، روان باشد و از بكار بردن اصطلاحات پيچيده و گنگ خودداري شود.

به اصطلاح قابل درك و فهم عموم باشد و اطلاعات به زبان ساده و رسا روشن تهيه گردد

عناصر خبر

اعلام و بيان وقايع جالب اجتماعي موقعي بخوبي صورت مي‌گيرد كه عوامل و عناصر مؤثر در ايجاد هر واقعه بطور كامل جستجو و ارائه گردد.

بطور كلي هر خبر هر چند كوتاه و كوچك باشد بايد از لحاظ عوامل و عناصر زير تكميل گردد.

شخصي يا اشخاصي كه در واقعه شركت يا مداخله دارند يا واقعه بنحوي با آنان ارتباط مي‌يابد. «چه كسي»

موضوع و نوع واقعه يعني آنچه واقعه را تشكيل مي‌دهد. «چه»

علت و انگيزه‌اي كه سبب ايجاد واقعه شده است. «چرا»

چگونگي وقوع كه تركيب و كيفيت واقعه را معلوم مي‌نمايد. «چگونگي»

زمان وقوع كه موقعيت واقعه را از نظر تاريخي، روز و ساعت تعيين مي‌كند «چه موقع»

مكان وقوع كه موقعيت واقعه را از نظر محل و فاصله آن با جاهاي ديگر مشخص مي‌سازد «كجا»

به اين مثال توجه كنيد:

نويسندة چهل و پنج ساله‌اي بنام ح‌-ص صبح امروز موقعي كه در خيابان امام تبريز از عرض خيابان بطرف تربيت مي‌گذشت با يك اتوبوس تصادف كرد.

1- چه كسي؟ 2- چه موقع،كي؟ 3- كجا؟ 4- چگونه؟

اجزاي خبر

هر جزء از سه بخش اصلي تشكيل شده است.

الف : تيتر خبر ب: ليد خبر ج: شرح خبر

 

الف ـ تيتر خبر

عنوان يا تيتر مهمترين نقش را در معرفي خبر و گزارش و مقاله دارد. تيتر در واقع تعيين كنندة خبر و گزارش است و يكي از عمده‌ترين عواملي كه افراد را بر مي‌انگيزد تا يك روزنامه، مطلب يا خبر خاصي را از ميان بقيه خبرها برگزينند تيتر جالب و جذاب آنهاست. به اين ترتيب تيترهاي طولاني ملال‌آور، و در جلب و جذب مخاطب كمترين تاثير را نخواهد داشت.

برخي از ويژگي‌هاي يك تيتر مناسب بدين شرح است:

تيتر بايد دقيق و روشن باشد.

تيتر بايد حدالامكان داراي فعل باشد.

تيتر بايد مختصر و مفيد باشد.

كلمات در تيتر تكرار نشده باشد.

تيتر بايد مستقل از خبر باشد.

تيتر بايد خلاصه مطالب خبر را در بر داشته باشد.

ب ـ ليد خبر

در خبر نويسي بايد با قراردادن گيراترين و هيجان انگيزترين بخش خبر در ابتداي آن مخاطب را براي خواندن ترغيب نمايد.

لازم به يادآوري است كه نخستين جملات خبر كه حاوي خلاصه موضوع اصلي واقعه يا عمل است و معمولاً در روزنامه‌ها برحسب تراز بقيه اجزاي خبر نوشته مي‌شود اصطلاحاً ليد مي‌گويند كه در زبان انگليسي به معناي هدايت كردن مي‌باشد.

چگونه خبر را بسازيم

دانشجويان عزيز در كلاسهاي خبر نويسي عناصر اوليه تشكيل دهندة خبر را شناختند نويسندگان روابط عمومي و روزنامه نگاران اگر بخواهند خبرهاي مورد علاقة سردبيران رسانه‌ها را بسازند مي‌بايست با اين موارد آشنا باشند:

موقع شناسي يا وقت شناسي در خبر

برجستگي خبر (شهرت)

اهميت خبر

غير عادي بودن خبر

تازگي خبر

چگونه خبر را بيابيم (خبر يابي)

منابع خبري داخلي: گزارشات، اخبار، موضوعات و تحقيقات مربوط به داخل سازمان‌ها.

منابع خبري خارجي: بهره گيري از رسانه‌ها، وقايع، بررسي‌هاي ساير سازمانها.

چگونه خبر را خلق كنيم

با عنايت به تعريف خبر كه وقوع مسلم يك پديده يا واقعه يا حادثة غير قابل پيش‌بيني است بالطبع خلاقيت و ابتكار ابزار اوليه كار خلق خبر در روابط عمومي مي‌باشد يكي از دانشمندان حوزه روابط عمومي فهرستي را ارائه نموده كه ذكر آن خالي از لطف نيست. در اين فهرست آمده:

خود را در معرفي بازار خبرها قرار دهيد.

توانايي‌هاي خلاق خود را شناخته و آنها را پرورش دهيد.

فكر و ذهن خود را تشويق كنيد تا از راههاي مختلف مسائل را حل كنيد.

خلاقيت بيشتر بستگي دارد به تشويق و تلاش ذهني تا ديگر عوامل.

نياز اوليه ما آن است كه بيشتر كار كنيم تا از قدرت و نيروي خود بيشتر استفاده كنيم.

تنها در اماكن معمولي بدنبال اطلاعات نباشيد.

كودكان خلاق‌ترين افراد هستند به آنها گوش فرا دهيد.

اجازه ندهيد كه عادت‌هاي رفتاري شما بر خلاقيت‌تان تاثير بگذارد.

شما دانشجويان محترم روابط عمومي و كارشناسان عزيز مي‌توانيد با عنايت به تكنيك‌هاي خلاقيت اخبار جديد را خلق نمائيد. از جمله:

1- وقايع خاص

دو نوع واقعه وجود دارد وقايعي كه خود خبر و تبليغات را مي‌سازند و وقايعي كه صرفاً براي خلق خبر و تبليغات ساخته ‌شده‌اند.

مثال: گردهمايي‌ها و همايش‌هاي علمي و فرهنگي و هنري كه سالانه برگزار مي‌گردد. پوشش خبري آن سخنراني‌هاي افراد خاص در همايش مي‌باشد.

2- مسابقات

مسابقات در سازمانها و مجموعه‌هاي اداري يكي ديگر از ابزار رايج در توليد و ساخت خبر است. از جمله مسابقات ورزشي، مسابقات علمي و ...

3- اجتماعات و اعتراضات

اعتراض مي‌تواند حادثه‌اي بزرگ بيافريند و اجتماعات نيز همينطور.

4- حضور اشخاص

دو نوع از حضور اشخاص وجود دارد كه موجب پيدايش خبر مي‌شود:

نوع اول: خبري است كه وابسته به خبر ديگر است سخنراني يك كارشناس در مجموعه سازماني شما.

نوع دوم: حضوري است كه تنها هدف از ايجاد خبر است، برگزاري جلسة پرسش و پاسخ توسط مدير سازمان.

عوامل مؤثر در اعتماد مخاطبان به خبر

در اعتماد سازي مخاطبان نسبت به خبرهاي مختلف عوامل گوناگوني دخالت دارند از جمله:

صداقت

انبوه اطلاعاتي كه به مخاطب مي‌رسد بايد صادقانه باشد. اخبار ضد و نقيضص نباشد، مبالغه و اغراق در فرايند انتشار خبر نباشد، تحريف شده و سانسور شده هم نباشد.

موثق بودن خبر

اعتبار منابع خبري اهميت دارد و موثق بودن خبر را از منبع آن مي‌توان شناخت.
آيت ا... جوادي آملي در ديدار با مدير عامل خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران ضمن اشاره به قدرت تشخيص خبرنگار نسبت به خبر درست يا نادرست مي‌فرمايند: در كار خبري دو مرحله اساسي وجود دارد:

اول شناخت حق و دوم عمل به آن.

در گام اول بايد تشخيص داد كه كدام جزء با واقعيت مطابق است و در مرحله دوم آن را بطور صحيح منتشر ساخت لذا در كار خبري مي‌بايست مراقب دو آفت شد. اول كذب خبري دوم كذب مخبري كه هر دو از بين رفتن اعتماد مي‌شود.

عيني و واقعي بودن خبر

در خبر نبايد مقاصد شخصي تاثير داشته باشند اگر اخبار دنياي اطراف ما بموقع و به نحو مطلوب منعكس شود در بوجود آوردن افكار عمومي پويا، بيدار و آگاه اثر گذار خواهد بود. انتشار اخبار زماني تاثير گذار خواهد بود كه در بين مخاطبان بازتاب مطلوب داشته باشد و اين زماني كه خبر پخش شده عيني و واقعي باشد.

بي طرفي در ارائه اخبار

به اين معنا كه در ارائه خبر جهت گيري خاص براساس جريانات و گروه‌بندي‌هاي جامعه وجود نداشته باشد.

جذابيت در ارائه خبر

عدم وجود جذابيت در خبر موجب بي‌توجهي مخاطب مي‌شود. جذابيت در شكل ارائه خبر، قابل درك بودن براي مخاطب، عدم استفاده از جملات مشكل و پيچيده و ناآشنا بگونه‌اي كه نيازهاي خبري مخاطبان ارضاء شود.

1- مبالغه و اغراق

   

2- تناقض گويي

1- عدم صداقت در ارائه خبر

3- سانسور خبر

   
     

1- گروهي بودن

 

2- دولتي بودن

 
 

3- عدم جذابيت

عوامل موثر در بي اعتمادي

1- پيچدگي خبر

 

مخاطبان ثبت خبر

2- استفاده از الفاظ خارجي

4- قابل درك نبودن

 
     

1- موثق نبودن

 

2- عدم تازگي

 

3- كمبود خبر

   

مهندسي خبر

مهندسي خبر در پي آن است كه توليد خبر را نظام‌مند، اثر بخش، كارآمد نمايد. و حركت و مسير آن را از ابتداي خط توليد تا انتها (پخش) روان سازد.

مهندسي خبر بكارگيري فنون ارتباطي و استفاده از اطلاعات، تجهيزات و منابع انساني با شيوه‌هاي علمي ميسر مي‌كند. تا محصول از ارزش قابل قبول و مطمئن برخوردار باشد.

مهندسي خبر قصد ندارد با دخالت در مفاهيم و ارزشهاي خبري مصنوعات غير واقعي عرضه نمايد. بلكه در صدد آن است كه ارزشهاي خبري در شايسته‌ترين شكل خود ارائه شود.

اهداف شش گانه مهندسي خبر

اين اهداف شالودة اساس محصول خبر مي‌باشند.

1- جامع نگري

پروسه توليد خبر يك سيستم جامع و زنجيره‌اي از فعاليت‌هاي مرتبط با يكديگر است كه در هر ايستگاهي كاري انجام مي‌شود. مهندسي خبر در پي نظام‌مند كردن اجزاء و زير سيستم‌هاي اين فرايند است.

 

 

 

 

2- پربار سازي

همان بحث تامين محتوي است كه براي مخاطب بسيار سودمند است.

3- نوآوري

تفكر خلاق در توليد خبر مي‌تواند موجب نوآوري شود.

4- كيفيت

كليه ويژگي‌هاي يك محصول است كه با ارزيابي آنها مي‌توان تعيين كرد ميزان توجه مخاطبان كيفيت خبر را مشخص مي‌نمايد.

5- سرعت

آنچه يك سيستم خبر رساني را فعال و پويا مي‌كند سرعت خبر رساني است.

حتي بهترين خبرها اگر در موقع مناسب ارائه نشود كارايي و اثر بخشي لازم را نخواهد داشت.

6- بهره وري

از اهداف اساسي سازمانهاي توليدي است در توليد خبر نيز مطرح است مهندسي خبر طراحي شيوه‌هائي است كه بهره‌روي را افزايش مي‌دهد.

مخاطب شناسي

تعريف مخاطب

مخاطب كسي است كه كه در يك حركت خطي، از منبع ارسال پيام در انتهاي همة فرايندهاي اساس پيام قرار دارد.

براي روزنامه مخاطب همان خواننده است/ براي راديو شنونده / براي سينما و تلويزيون بيننده و تماشاگر.

براي شناختن مخاطبان رسانه اول بايد رويكردهاي برنامه سازي و مسير شناسي است. لذا رويكردهاي برنامه‌سازي را در رسانه صدا و سيما به سه گروه تقسيم مي‌كنند:

رويكرد مصلحت گرا يا تجويزي Perspective Approach

رويكرد نياز محور Needs Approach

رويكرد نياز ـ مصلحت Need _ perspective _ Approach

1- رويكرد مصحلت گرا يا تجويزي: Perspective Approach))

هر چند به مخاطبان توجه دارد، اما بيشتر مصالح به ضرورت‌ها و بايسته‌هاي شايسته آنها را در نظر مي‌گيرد. از اين رو جهت آن بيشتر از طرف رسانه بسوي مخاطب است و به تعبيري يك سويه است نصايح و توصيه‌ها نمونه‌هاي بارز آن هستند.

2- رويكرد نياز محور (Needs Approach)

به نيازها و گاهي به ميل مخاطب خود توجه دارد از اين جهت ناچار بخش عمدة همّ خود را صرف حوائج و نيازهاي تا حدودي اوليه و متكي بر غريزه مي‌كند. بنابراين دغدغه تعالي مخاطبان خود را ندارد.

4- رويكرد نياز ـ مصلحت (Need _ perspective _ Approach)

گذر به مصالح مخاطبان از طريق نيازهاي آنهاست. شايد از جهت سختي تأمين محتوا و شرايط آن قابل مقايسه با دو رويكرد ديگر نباشد و زحمت تلاش دو چندان مي‌طلبد اما از آن جهت كه به نيازها توجه دارد مطلوب مخاطب است و از آن جهت كه خود را به مصالح مخاطب متصل مي‌كند موجب تعالي او مي‌شود.

مخاطب عام

همة مشتريان يا مصرف كنندگان يك رسانه هستند كه به حكم توافق، سليقه، علاقه، نياز، و احساسات خود يا رسانه ارتباط دارند.

- ويژگي‌هاي مخاطب عام: پر تعداد، توده‌وار، در كل محيط قلمرو رسانه پراكنده‌اند،

- دسترسي به آنان دشوار است مخاطب عام سليقه خود را نياز خود را در رسانه مي‌جويد، نفوذ و قدرت مخاطبان عام جزئي است و گاه حد واكنش آنها محدود به نخواندن، نديدن و نشنيدن است.

مخاطب خاص

گروهي كم تعداد هستند كه بنابر وظيفه و بانگاه ويژه مضمون رسانه‌ها را بررسي مي‌كنند.

ويژگي‌هاي مخاطب خاص: كم تعداد هستند، شناخته شده هستند، جايگاه مشخص دارند، قدرت قاطع دارند و تا مرحلة تعطيلي و محو رسانه قدرت نمايي مي‌كنند، به وظيفه خود عمل مي‌كنند و منافع و مصالح عمومي را در نظر دارند.

مخاطب خاص كيست؟

ضابطان قانون، سياستمداران، آگهي دهندگان و رقيبان آنها، محافل دانشگاهي و علمي. سازمانهاي متشكل.

متقاعد سازي

اقناع و ترغيب

«اقناع» persuasion و «ترغيب» دو كلمه كاملاً آشنا براي صاحبنظران و دست‌اندركاران روابط عمومي هستند.

تعريف اقناع و ترغيب

براي اقناع، تعاريف مختلفي ارائه شده است. از جمله تعريفي است كه "ميلر" ارائه كرده است.

«اقناع به وضعيت‌هايي اشاره مي‌كند كه در آن تلاش مي‌شود از راه تبادل پيام‌ها، تغييري در نگرش‌ها يا رفتار صورت پذيرد. اين دادوستد‌ها گاهي و نه هميشه، با اجبار (اجبار غيرمستقيم) همراه هستند و عقل و احساسات افراد يا فردي را كه در نظر است قانع شود، به خود مي‌خوانند».

تعريف ديگري هم درباره اقناع و ترغيب ارائه شده است، از جمله:

ترغيب: واداشتن فرد ديگري به انجام كاري از طريق برانگيختن عواطف و هيجانات.

اقناع: واداشتن فرد ديگري به انجام كاري از طريق ارائه نظر، توصيه و استدلال منطقي.

با توجه به اين تعاريف، هر گونه پيامي كه در روابط عمومي داراي اثرات ادراكي و عاطفي- باشد، يك پيام اقناعي است. بر اين اساس كليه پيام‌هاي روابط عمومي بايد اقناعي باشند.

محيط اقناعي

براي رسيدن به يك محيط اقناعي كه در آن وضعيت براي اقناع متقابل مساعد باشد، پنج شرط و ويژگي لازم است: كه آقاي دكتر علي اكبر فرهنگي در كتاب ارتباطات انساني آورده است:

گشودگي (خود افشاگري)

در اين‌باره، نكته مهم اشتياق طرفين در ارائه اطلاعات، صداقت در بيان تأثير‌گذاري مورد نظر و بيان احساسات است. بدون توجه به اين اصل، محيط نامساعدي براي رسيدن به حداكثر تأثير‌گذاري شكل مي‌گيرد.

همدلي

منظور از همدلي در فرآيند ارتباط، توان درك احساسات طرف ديگر ارتباط و رسيدن به احساسات مشترك با اوست.

حمايتگري

منظور از ويژگي «حمايتگري»، پرهيز از ايجاد فضاي ترس و تهديد و به رخ كشيدن برتري‌هاست. اگر فضاي حاكم بر جريان ارتباطي، حمايتگرانه نباشد، منجربه عدم گشودگي و اين يكي، به عدم اعتماد منجر مي‌شود و احتمال ايجاد محيط اقناعي كمتر مي‌شود.

تساوي

رعايت «اصل تساوي» در جريان ارتباط از ابعاد مختلف همچون گفتار و شنيدار شرط لازم براي ايجاد محيط اقناعي است.

مثبت گرايي

در يك محيط اقناعي بايد هر يك از طرفين ارتباطي به خود احترام قائل شوند و احترام به خويشتن را به طرف مقابل منتقل كرده و آن را براي او بيان كنند.

عناصر متقاعد سازي

مهمترين عناصر مؤثر در تأثير‌گذاري شامل دانش و تجربه بالا، بيان غير مستقيم، رسايي زبان و سرعت بيان كلمات و بيان پيامدهاي مثبت رفتار هستند.

- در يك جريان ارتباطي افرادي كه از تخصص و تجربه بيشتر برخوردار بوده و مطالب خود را سريع و رسا و به شكل غير مستقيم عنوان كرده و در فرآيند گفت و گو، اثرات مثبت تغيير نگرش يا رفتار را بيشتر مطرح مي‌كنند، موفق‌تر هستند.

مراحل و روش‌هاي اقناع

هر يك از طرفين ارتباط براي اقناع طرف مقابل، بايد مراحل زير را طي كنند:

1- ارائه (presentaion)

2- توجه (Attending)

3- درك (Omprehending)

4- انعطاف پذيري يا مطابقت (Yielding)

5- يادآوري (Retaining)

6- اقدام (Acting)

در واقع اين روش‌ها، همان پنج ويژگي لازم براي ايجاد محيط اقناعي را تداعي مي‌كنند. در كتاب «زبان انگليسي تخصصي روابط عمومي و ارتباطات» در اين‌باره آمده است:

«ساده ترين رويكرد براي اقناع يك فرد، استفاده از اصل تداعي است. طرفين ارتباط بايد مخاطب خود را از پيش بشناسند و سپس تأثير محتواي اقناعي را زا طريق يادآوري تقويت كنند.

اطلاعات درست را بايد با شيوه منطقي و قابل فهم ارائه كرد، لذا استدلال براي هر فردي بايد متناسب با شخصيت و ويژگي‌هاي شخصيتي طرف مقابل باشد

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 22:53  توسط دکترحمیدصبری   | 

 

بيوگرافي

حميد صبري فرزند محمد متولد 1335 متأهل داراي دو فرزند دختر و پسر همسر خانه‌دار، محل تولد آذرشهر

تحصيلات دانشگاه

- كارشناس حقوق قضايي

- كارشناس ارشد ارتباطات T.V.P ،

- دكتري C.P.R.M ارتباطات روابط عمومي

- تحصيلات حوزه ـ خارج فقه و اصول داراي اجازات از مراجع عظام تقليد

- اولين فارغ التحصيل و دانشجوي ممتاز دانشكده

- برگزيده سومين جشنواره ممتازين، مبتكرين ـ و نوآوران دانشجوي بسيجي دانشگاههاي سراسر كشور

الف: كسب رتبه ممتاز علمي كشور

ب : كسب مقام اول پروژه كارشناسي ارشد در گروه علوم انساني 1383

ـ پژوهشگر برتر در جشنواره‌هاي توليدات صدا و سيماي سراسر كشور

الف: جشنواره هفتم شيراز با پژوهش بيوگرافي شهيد قاضي طباطبايي 1382

ب: جشنواره 12 يزد با پژوهش نهضت خدمات رساني مرداد 1382

پ: جشنواره 13 تبريز با پژوهش نهضت پاسخگويي به مطالبات مردم 1384

ـ برگزيده كنگره بين‌المللي جنبش نرم‌افزاري بهار 1384

سالن اجلاس سران

ـ برگزيده كنگره‌هاي بين‌المللي 4-5 سالهاي 84 و 86 تهران

ـ برگزيده همايش اصحاب قلم سازمان صدا و سيما سمنان 1384

مسؤليت‌ها

1ـ عضو شوراي تحقيقات زندانهاي شمالغرب كشور

2ـ صاحب امتياز و مدير مسؤل هفته نامه تبريز

3ـ مسؤل تبليغات و انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تبريز

4ـ مشاور ارتباطات و رسانه‌اي شوراي اسلامي استان

5ـ مشاور علمي شوراي اسلامي كلانشهر تبريز

6ـ مشاور دانشگاه آزاد اسلامي شمالغرب كشور

7ـ مسؤل مركز تدوين تاريخ 500 ساله آذربايجان

8- مشاور شهردار كلانشهر تبريز 3-1384

9ـ مشاور فرماندار تبريز 1383

10ـ مشاور سازمان بازرگاني استان 1386-1384

11ـ عضو پيوسته انجمن بين‌المللي ايران شناسي

12ـ مشاور سازمان مسكن و شهرسازي سال 70-1365

13ـ نيروي رسمي سازمان صدا و سيما پژوهشگر ارشد

14ـ مشاور رياست مركز پژوهشهاي اسلامي سازمان صدا و سيما

تأليفات

1ـ آشنايي با دانش ارتباطات

2ـ انقلاب ارتباطات انفجار اطلاعات

3ـ آذربايجان شناسي (1) آذرشهر

4ـ آذربايجان شناسي (2) (كندوان بهشت گمشده)

5ـ روابط عمومي مدرن

6ـ ياس بنقش (شعر)

7ـ جزيره تنهايي (شعر)

8- افكار عمومي

9ـ مباني ارتباطات انساني چاپ توسط دانشگاه جامع

10ـ معراج (رؤيت ناشناخته)

11ـ شق القمر و ماه بشكافت

12ـ ترنم مضراب (موسيقي)

فعاليت‌هاي پژوهشي

1ـ بيوگرافي شهيد غفاري

2ـ بيوگرافي شهيد مدني

3ـ بيوگرافي شهيد قاضي طباطبائي

4ـ كولي در ايران

5ـ اخلاق رسانه‌اي

6ـ زيبائي شناسي در قرآن

7ـ علماي فرزانه در عصر صفوي

8- آرام در دل صخره‌ها

9ـ جنبش نرم افزاري

10ـ فقه زن ـ رسانه

11ـ علماي آذربايجان

12ـ نهضت پاسخگويي

13ـ نهضت خدمت رساني

14ـ وقف

15ـ مهندس فرهنگي

ـ تهيه بيش از 500 عنوان مقاله ـ علمي ـ معرفتي در حوزه ارتباطات ـ معارف ـ بيوگرافي ـ مونوگرافي ـ موسيقي كه در نشريات بين‌المللي ـ كشوري ـ محلي به چاپ رسيده.

ـ برگزيده جشنواره مستندسازان تهران با مستند خط شرح حال شهيد آيت الله غفاري 1384.

ـ منتخب نخبگان استان در سال 1385 توسط شوراي اسلامي استان آذربايجانشرقي

ـ كسب مقام اول در كنگره‌هاي عاشورا پژوهي در سالهاي 1385-1386 با ارائه مقاله دفاع مقدسي نمي از عاشوراي حسيني

ـ سخنراني در دانشگاه ليم كوك ونيق مالزي آذر 1386

ـ سخنراني در دانشگاه، دولتي اراك 1385 كنگره جنبش نرم افزاري

ـ سخنراني در هتل پارس تبريز ـ همايش مديران روابط عمومي استان 1381

ـ سخنراني در همايش فرهنگ و رسانه‌ها و گردشگري آذر 86

ـ سخنراني در كنگره مشروطيت. دانشگاه تبريز تالار وحدت 1381

 

E-mail: Doctor_hammid_Sabri@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 22:46  توسط دکترحمیدصبری   | 

تشكيل كارگاه آموزشي در مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (رض) قم

 

به دعوت موسسه امام خميني قم كه رياست آن را فيلسوف قرن حاضر حضرت آيت الله شيخ محمد تقي مصباح يزدي بعهده دارند كارگاه آموزشي تحت عنوان اطلاع‌رساني و روابط عمومي طي روزهاي 30/11 الي 2/12/86 در شهر مقدس قم و با حضور علما ـ فرزانگان ـ مديران و مسؤلان و با مدرسي حجه الاسلام دكتر حميد صبري دارندة اولين دكتري روابط عمومي در جمهوري اسلامي ايران برگزار شد.

طي اين دوره كه با استقبال كم نظير قرار گرفت مباحث مربوط به اطلاع‌رساني و روابط عمومي مورد بحث و تازه‌هاي حوزة روابط عمومي مطرح شد. گفتني است اين كارگاه با تلاش معاونت اطلاع رساني و امور بين‌الملل و روابط عمومي موسسه امام خميني قم ترتيب يافته بود.

دكتر صبري از سوي مسؤلان، معاونان مورد تجليل قرار گرفت. و مقرر گرديد در آينده كارگاه‌هاي آموزشي ديگري نيز توسط وي برگزار شود.

در حاشيه اين كارگاه آموزشي دكتر صبري با مدير دانشگاه مجازي امام خميني حجه الاسلام دكتر حسيني و حجه الاسلام دكتر رهنما معاون امور بين‌الملل و اطلاع‌رساني و نيز با قائم مقام مركز پژوهشي دايره المعارف ديدار و گفتگو كردند.

در اين ديدار دكتر صبري نظرات جديد خود را براي پيشرفت و پيشبرد اهداف اين مراكز ابراز نمود.

دكتر رهنما تأليفات شخصي خود را كه در حوزه غرب شناسي و آشنايي با فنون مشاوره بود تقديم وي كرد و دكتر صبري نيز 10 عنوان از تأليفات خود را به موسسه امام خميني تقديم نمود.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 22:17  توسط دکترحمیدصبری   | 

 

درباره ارتباط

ـ ارتباط چیست ؟

ـ انواع ارتباط

ـ تعاریف ارتباط

ـ مفهوم و تعریف ارتباط انسانی

ـ تجزیه و تحلیل ارتباط

 

 

 

 

 

 

 

ارتباط چیست ؟

ارتباط ترجمه لغت Communication است . هر چند استعمال این لغت در کتب و نوشته های فارسی عمومیت ندارد اما با این وصف از سایر لغات متداول تر به نظر می رسد . ریشه این لغت کلمه لاتین Communis است که می توان آن را به تفاهم و اشتراک فکر ترجمه کرد . وقتی که با شخصی ارتباط برقرار می کنیم کار ما در حقیقت برقراری یک نوع اشتراک فکر و تفاهم اندیشه با اوست 1 .

ارتباط را می توان جریانی دو طرفه دانست که طی آن دو یا چند نفر به تبادل افکار ، نظریات ، احساسات و حقایق می پردازند و از طریق به کار بردن پیام هایی که معنایش برای کلیه آن ها یکسان است به انجام این امر مبادرت می ورزند . هنگامی که ارتباط را کوشش آگاهانه فرستنده پیام برای سهیم ساختن گیرنده در اطلاعات ، عقاید و طرز فکرهایش می دانیم ، مسئله تفاهم و هماهنگی فرستنده و گیرنده اهمیت اصلی و اساسی خود را به دست می آورد .

هر گونه انتقال بین فرستنده از یک طرف و گیرنده از طرف دیگر ارتباط محسوب می شود ؛ چه فرستنده انسان باشد و چه یک دستگاه مکانیکی 2 . ارسطو فیلسوف معروف هدف ارتباط را جست و جو برای دست یافتن به کلیه وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران می داند . به این صورت که برقرار کننده ارتباط از هر راه و وسیله ای که امکان داشته باشد طرف مقابل ارتباط یا مخاطب خود را تحت نفوذ در آورده و نظر و عقیده خود را به او بقبولاند .

دانشمندان یکی از چهار مورد زیر را مقصود اصلی از برقراری ارتباط می دانند :

1 ـ شناخت اوضاع و احوال و آشنایی با حوادث و وقایع

2 ـ ترغیب دیگران به قبول یک فکر و عقیده خاص و اقناع ایشان

3 ـ سرگرمی و تفریح

4 ـ اطلاع رسانی

مفهوم واقعی ارتباط با توجه به ریشه لاتین آن ( در میان گذاشتن و تقسیم کردن ) 3 مفهومی است که لازمه آن فقط یک فرستنده فعال و یک گیرنده انفعالی نیست بلکه اثر بازخورد یا فیدبک ( Feedbak ) دومی را نیز که تغییر طرز رفتار اولی است به حساب می آورد . و از خود آن مهم تر مستلزم شرکت فعال تمام افراد ذینفع در روند ارتباط نیز هست و ارتباط در این حالت به صورت ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ 2 ـ دکتر سید احمد خاتون آبادی ـ رادیو و ارتباط توسعه ای ، انتشارات سروش ، چاپ اول سال 1374 ، تهران ، ص 43 ـ 44

3 ـ حمید صبری ، آشنایی با دانش ارتباطات ، ناشر مولف ، تبریز ، سال 1381 ، ص 4

یک موج چند بعدی با بازخورد در می آید .

هر یک از ارتباطات انسانی را می توان تهیه و تولید پیام به وسیله یک نفر و دریافت آن به وسیله شخص دیگر دانست . و نهایتا می توان گفت : (( ارتباط عبارت است از جریان پویایی که در آن تبادل اطلاعات صورت می گیرد )) .

این جریان می تواند چهره به چهره یا رو در رو باشد که آن را ارتباط مستقیم یا میان فرد می نامند . در این نوع ارتباط شخص پیام دهنده و پیام گیرنده با یکدیگر تماس مستقیم دارند و به همین جهت پیام دهنده و پیام گیرنده می توانند به نوبت نقش خود را تغییر دهند و هر کدام به جای دیگری ایفای نقش نماید .

صاحب نظران در علم ارتباطات میان واژه ارتباط به معنی منفرد Communication و واژه ارتباطات به معنای جمع Communications تفاوت قائل شده اند کلمه ارتباطات به صورت جمع در علوم ارتباطات به معنای مطالعه پیرامون ابزار و لوازم فنی این پدیده به کار می رود ؛ حال آن که معنی واژه به صورت مفرد بیانگر فرایندی است که در آن پیام از فرستنده به گیرنده منتقل می شود و به عبارت دیگر به گردش پیام بین فرستنده و گیرنده مربوط می شود 1 .

و در بیانی دیگر کلمه ارتباط به صورت مفرد به معنای جریانی است که ضمن آن یک پیام از یک منشأ به مخاطب انتقال می یابد و ارتباط شامل چگونگی بیان مطلب به یک فرد دیگر است . همچنین کلمه ارتباط به صورت جمع معمولا به وسایل و روش های ارتباطی نیز اطلاق می شود . از این لحاظ روزنامه ها ، سازمان های رادیو تلویزیونی ، موسسات مطبوعاتی و چاپ خانه ها از انواع ارتباطات شمرده می شوند .

کلمه ارتباط در لاتین معانی گوناگونی دارد به طوری که گزارش دادن ، بیان نمودن ، منتقل کردن ، پیوند دادن ، تماس گرفتن ، منتشر کردن ، شرکت دادن و عمومی ساختن نیز از آن استنباط می شود 2 .

گذشته از این ها ترکیب هایی نظیر ارتباط گر یا ارتباط دهنده یا خطوط ارتباطی Communicator و وسایل ارتباطی Media of communication نیز از واژه ارتباط ساخته شده است 3 .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ دکتر سید محمد دادگران ، مبانی ارتباطات جمعی ، انتشارات فیروزه ، چاپ دوم سال 1377 ، تهران ، ص15

2 ـ دکتر حمید صبری ، آشنایی با دانش ارتباطات ، ناشر مولف ، تبریز سال 1381 ، ص 5

3 ـ دکتر کاظم معتمدنژاد ، وسایل ارتباط جمعی ، ج 1 ، سال 1355 ، ص 34

ایجاد پیوستگی ـ اشتراک فکری و همکاری عمومی ـ انتشار و انتقال آگاهی ها و اندیشه ها .

کلمه ارتباط در علوم ارتباطات مفاهیم دیگری نیز دارد نظیر :

انجمن بین المللی تحقیقات ارتباط جمعی معتقد است که وقتی از ارتباط سخن به میان می آید منظور نشریات ، کتاب ها ، رادیو ، تلویزیون ، تلفن و پست است و همچنین ارتباط چگونگی تولید ، توزیع کالاها ، خدمات مختلفی را که وسایل و فعالیت های فوق به عهده دارند . و مطالعات و تحقیقات مربوط به محتوی پیام ها و آثار آن ها را در می گیرد .

کلود شانون و وارن ویور دو دانشمند آمریکایی در کتاب معروف خودشان تحت عنوان تئوری ریاضی اطلاع و ارتباط می نویسند :

(( کلمه ارتباط معرف تمام جریان هایی است که به وسیله آن ها یک اندیشه می تواند اندیشه دیگری را تحت تأثیر قرار دهد . به عبارت دیگر ارتباط سبب می شود که وجدان انسان در وجدان دیگران تصاویر و مفاهیم ، تمایلات و رفتارها و آثار روانی گوناگون به وجود آورد )) .

ریموند ویلیامز انگلیسی در کتاب ارتباطات خود درباره ارتباط این گونه می نویسد :

(( کلمه ارتباط در زبان انگلیسی از قدیم به معنای انتقال افکار ، اطلاعات ، و احساسات از شخصی به شخص دیگر به کار می رفته است . اما امروزه این کلمه دارای معانی دیگری چون راه و وسیله حمل و نقل از مکانی به مکان دیگر است و در معنای اخیر راه آهن ـ کانال های دریایی ، کشتی ، اتومبیل ، هواپیما ، و تمام مجراها و وسایط مسافرت را در بر می گیرد ، که معمولا به همه آن ها ارتباطات می گویند . در حالی که وسایل جدید انتقال افکار و اخبار و رفتارهای انسانی از شخصی به شخص دیگر که شامل تلفن ، بی سیم ، رادیو و تلویزیون ، ماهواره و اینترنت و مطبوعات نیز ارتباطات نامیده می شود )) .

توماس نیلسون در رساله پیرامون تعریف ارتباط که متن درسی او بوده است می گوید : (( معنی لغت ارتباط از یک سو روشن و واضح و از سوی دیگر پیچیده است در استفاده معمول از این لغت مفهوم آن روشن است ولی وقتی به جست و جوی تعیین حدود و کاربرد آن می پردازیم مسئله پیچیده و غامض می شود 4 )) .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

4 ـ دکتر حمید صبری ، آشنایی با دانش ارتباطات ، ناشر مولف ، تبریز سال 1381 ، ص 6

ارتباط در فرهنگ لغات

فرهنگ لغات وبستر Communication ( Webster ) را عمل ارتباط برقرار کردن می داند ، همچنین در این فرهنگ از معادل هایی نظیر رساندن impact ـ بخشیدن bestow ـ انتقال دادن convey ـ آگاه ساختن . مکالمه و مراوده داشتن have interaction ـ استفاده شده است . در وبستر اضافه شده است که عمل برقرار کردن ارتباط می تواند از طریق کلمات ـ حروف ـ پیام ها ـ کنفرانس ها ـ مکاتبه ها و دیگر راه ها انجام گیرد .

فرهنگ دانشگاهی انگلیسی ـ فارسی دکتر عباس آریان پور برای لغت Communiction معادل های فارسی زیر را ارائه داده است :

ارتباط ـ خطوط ارتباطی ـ وسایل ارتباطی ـ مبادله ـ گزارش ـ ابلاغیه ـ ابلاغ ـ اطلاعیه ـ نقل و انتقال ـ مراوده ـ اخبار ـ مشارکت ـ جلسه رسمی و سری ـ عمل رساندن ـ کاغذ نویسی ـ مکاتبه ـ سرایت ـ راه ـ وسیله نقل و انتقال 1 .

1 ـ مهدي محسنيان راد ، ارتباط شناسي ، چاپ سوم ، انتشارات سروش ، ص 41 ـ 42

فرهنگ فارسی معین :

ارتباط را یک بار به صورت مصدر متعدی و بار دیگر اسم مصدر معنی کرده است .

الف ـ مصدر متعدی : ربط دادن ـ بستن ـ بر بستن ـ بستن چیزی با چیز دیگر .

ب ـ اسم مصدر : بستگی ـ پیوند ـ پیوستگی ـ رابطه .

در فرهنگ فارسی معین علاوه بر این واژه ها مدخل های ارتباطات ـ ارتباطچی ـ ارتباط داشتن ـ ارتباطی نیز آمده است که اطلاع اساسی تازه ای علاوه بر آن چه برای ارتباط گفته شد به ما نمی دهد ، لذا از آن جا که بحث ما در خصوص جنبه تخصصی ارتباط است نمی توان از توضیحات مندرج در فرهنگ لغت بهره زیادی برد 2 .

2 ـ محمد معيني ، فرهنگ معين ، 1356 ، ص 189

انواع ارتباط :

در مورد انواع ارتباط و تقسیم بندی آن صاحب نظران امور ارتباطات نظرات متفاوتی را ارائه نموده اند که برای نمونه چند مورد از آن ها را ذکر می کنیم . استاد دکتر کاظم معتمد نژاد در کتاب وسایل ارتباط جمعی ارتباط را با توجه به چگونگی ایجاد آن و از لحاظ افرادی که در آن شرکت دارند به 3 دسته طبقه بندی کرده است که عبارتند از :

1 ـ ارتباط مستقیم و شخصی که بدون واسطه بین شخص پیام دهنده و شخص پیام گیرنده ایجاد می شود . در این نوع ارتباط پیام ها مستقیما بین دو طرف مبادله می گردد .

2 ـ ارتباط غیر مستقیم و غیر شخصی

در جوامع پیشرفته انسانی برای افراد گفتگوی چهره به چهره مقدور نیست و به ناچار به طور غیر مستقیم و با واسطه با هم ارتباط برقرار می کنند ( از طریق روزنامه ها ـ مجلات و . . . )

3 ـ ارتباط جمعی ، ارتباط غیرمستقیمی است که از طریق رسانه ها بین گروه های وسیع انسانی ایجاد می شود و ارتباط توده ای نیز نامیده می شود 1 .

1 ـ دكتر كاظم معتمدنژاد ، وسايل ارتباط جمعي ، انتشارات دانشكده ارتباطات ، جلد اول

دکتر سید محمد دادگران در کتاب مبانی ارتباط جمعی انواع ارتباط را با شیوه ای جدید و علمی از لحاظ محتوی و کارکرد تقسیم بندی کرده است که به شرح زیر می باشد :

1 ـ ارتباط خصوصی و بدون واسطه :

ارتباطی است رو در رو ـ فوری که طی آن پیام بدون واسطه و مستقیم بین پیام گیرنده و پیام دهنده مبادله می شود 2 .

2 ـ دكتر سيد محمد دادگران ، مباني ارتباطات جمعي ، نشر فيروزه ، تهران 1377 چاپ دوم

این نوع ارتباط ویژگی هایی هم دارد :

الف ـ فرصت جا به جایی پیام گیرنده و پیام دهنده

ب ـ فرصت تصحیح یکدیگر

ج ـ ارتباط چهره به چهره و عمیق

د ـ قابل رویت بودن آثار پیام

2 ـ ارتباط جمعی یا عمومی :

ارتباط جمعی یا عمومی تعبیر جدیدی است که جامعه شناسان آمریکایی برای مفهوم Mass Media به کار برده اند . این واژه که از ریشه لاتین Media ( وسایل ) و اصطلاح انگلیسی Mass یا توده تشکیل شده است ، از نظر لغوی به معنای ابزارهایی است که از طریق آن ها می توان با افرادی به طور جداگانه یا با گروه های خاص و همگون و جماعت کثیری از مردم به صورت یکسان دسترسی پیدا کرد . امروزه این وسایل عبارتند از :

روزنامه ها ـ رادیو ـ تلویزیون ـ سینما ـ اعلانات ، بدیهی است که در میان ابزارهای پخش پیام روزنامه و رادیو و تلویزیون دارای نکات مشترکی است چرا که پیام های آن ها به صورت متناوب پخش می شود 3 .

3 ـ حميد صبري ، آشنايي با دانش ارتباطات ، ناشر مولف ، 1381 ، ص 8

بنابراین در تعریف ارتباط جمعی می توان گفت :

(( ارتباط جمعی یا عمومی انتقال اطلاعات با وسایلی چون ( روزنامه ـ کتاب ـ امواج رادیو ـ تلویزیون ، . . . ) برای گروه غیر محدودی از مردم با سرعت زیاد است )) . این نوع ارتباط هم به نوبه خود دارای ویژگی هایی است 1 :

1 ـ حميد صبري ، آشنايي با دانش ارتباطات ، ناشر مولف ، 1381 ، ص 9

الف ـ ناآشنا و پراکنده بودن پیام گیران

ب ـ بازگشت پیام یا بازخورد با تأخیر

ج ـ سرعت عمل زیاد

د ـ تکثیر پیام

ه ـ ارتباط سطحی و ناپایدار

ذ ـ پیام های انبوه

ر ـ قابل رویت نبودن آثار پیام

3 ـ ارتباط نوشتاری :

ارتباط نوشتاری ارتباطی است که در آن اطلاعات از طریق قلم بر کاغذ نقش می بندد ( مانند : نامه ـ روزنامه ـ کتاب و . . . )

4 ـ ارتباط غیر نوشتاری :

ارتباطی است که اطلاعات و افکار از طریق امواج ( مانند : رادیو ـ تلویزیون ـ تلفن ـ و تلگراف و . . . ) میان مردم مبادله می شود .

5 ـ ارتباط ملی :

ارتباطی است که پیام ها ، اطلاعات و مفاهیم از طریق وسایل ارتباط جمعی نظیر ( رادیو ـ تلویزیون ـ مطبوعات ) در چهارچوب جغرافیایی یک کشور منتشر می شود .

6 ـ ارتباط فراملی :

پیام ها و اطلاعاتی که از طریق ماهواره ها مرزهای جغرافیایی را در می نوردد و موجبات نزدیکی میان انسان ها بر روی کره زمین می شود ( مانند : تلویزیون آسیایی و اروپایی و تلویزیون های بدون مرز و . . . )

7 ـ ارتباط کلامی :

در این نوع ارتباط اطلاعات و افکار از طریق زبان و گفتار منتقل می شود ( نظیر تلفن و تلگراف )

8 ـ ارتباط غیر کلامی :

ارتباطی است که مفاهیم و معانی از طریق غیر زبانی و گفتاری میان انسان ها منتقل می شود ( نظیر عکس ـ تصویر ، فیلم و رنگ ها ، لباس و . . . )

9 ـ ارتباط انسانی :

اطلاعات و مفاهیمی که میان دو انسان رد و بدل می شود ( مانند نامه ـ تلفن )

10 ـ ارتباط ابزاری یا ماشینی :

در این نوع ارتباط که درست برعکس ارتباط انسانی است ، گردش اطلاعات میان دو ابزار یا ماشین رد و بدل می شود ( نظیر : انتقال اطلاعات مخزن به بلندگو یا صفحه تلویزیون )

11 ـ ارتباط زمانی :

ارتباطی است که انتقال اطلاعات باید در زمان معین انجام گیرد در غیر این صورت ارزش چندانی ندارد ( مانند گزارش های خبری )

12 ـ ارتباط غیر زمانی :

که درست برعکس ارتباط زمانی است که محدود به زمان خاصی نیست و اطلاعات آن می تواند پیوسته معتبر باشد ( مانند : کتابخانه )

13 ـ ارتباط سازمانی :

در ارتباط سازمانی انتقال اطلاعات و دریافت پیام به امکانات گسترده فنی و برنامه ریزی و سازماندهی و نیز بودجه و پرسنل و . . . نیاز دارد ( مانند : رادیو ـ تلویزیون ـ تلکس ـ فاکس )

14 ـ ارتباط غیر سازمانی :

ارتباطی است که به امکانات فنی و بودجه و سازماندهی و مقررات نیاز ندارد ( مانند : نامه و گفت و شنودهای حضوری ) 1

1 ـ حميد صبري ، انقلاب ارتباطات انفجار اطلاعات ، ناشر هماذر ، 1382 ، ص 125

15 ـ ارتباط نمادین :

ارتباطی است که طی آن پیام ها در قالب علائم و نشانه ها از طریق حواس فرد دریافت می شود ( مانند : حالات چهره پیام دهنده ، لحن و طنین صدا ، حرکات و ژست ) این عوامل بخشی از پیام هستند که پیام گیر آن را نشانه خوانی می کند و این حالات و حرکات می تواند در فرهنگ های مختلف معانی متفاوتی داشته باشد .

16 ـ فرا ارتباط :

در این نوع ارتباط فقط جزئی از پیام را پیام دهنده می دهد و پیام گیر تمام پیام را در می یابد .

17 ـ ارتباط احساس برانگیز :

ارتباطی که به هنگام انتقال پیام به معانی دقیق پیام اندیشیده نمی شود و بیشتر به ضرب آهنگ ها تکیه می شود ( مانند : ذکر مصائب که علما و مداحان که در آخر منابر می خوانند )

18 ـ ارتباط از لحاظ کارکرد : ( میان دو یا چند نفر که به طور متقابل به یکدیگر وابسته اند )

الف ـ تولید : و آن ارتباطی است که برای انجام کاری برقرار می شود و هدف از آن شیوه های تولیدی بی شماری است که از طریق آن افراد به اهداف و مقاصد خود می رسند .

ب ـ ابداع : ارتباطی که در جهت به وجود آوردن و آفرینش ایده های تازه است .

پ ـ حفظ بقا : ارتباطی است که هدفش حفظ بقاست . خواه بقای هویت فرد و خواه حفظ روابط بین افراد 1 .

1 ـ حميد صبري ، آشنايي با دانش ارتباطات ، ناشر مولف ، 1381 ، ص 10

تعاریف واژه ارتباط 1 :

برای کلمه ارتباط تعریف های متعدد و مختلفی از سوی صاحب نظران و پژوهشگران ارتباطات ارائه شده است که به مواردی از آن ها اشاره می شود :

ادوین امری در کتاب مقدمه ای بر ارتباطات جمعی ارتباط را این گونه تعریف می کنند :

(( ارتباط عبارت است از فن انتقال اطلاعات ، افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر است )) . برای نمونه انسان وقتی می خندد ، نشاط و شادی خود را با لبخند نشان می دهد . و یا اگر فردی به فرد دیگر سلام می دهد یا عصر بخیر می گوید با بیان شفاهی دوستی و صمیمیت خود را به او ابراز می دارد و در واقع به گونه ای ارادت خود را می فهماند و هم چنین زمانی که شخصی به شخص دیگر کارت تبریک و یا نامه ارسال می کند هدف و منظور خود را به شکل کتبی ارائه می دهد و با او ایجاد رابطه می نماید .

1 ـ حميد صبري ، آشنايي با دانش ارتباطات ، ناشر مولف ، 1381 ، ص 16

ویلبر شرام در تعریف ارتباط می گوید :

(( ارتباط در واقع هماهنگ شدن فرستنده و گیرنده در رابطه با یک پیام ویژه است )) .

ژان مزون روانشناس اجتماعی معاصر در تعریف ارتباط می گوید :

(( ارتباط به معنای وسیع عبارت از مبادله پیام هاست . به عبارت دیگر فرایندی است که بر اساس آن معنایی میان اشخاص یا گروه ها مبادله می شود )) . او با الهام از مدل لاسول اعتقاد دارد در هر ارتباطی هفت پرسش مطرح است که عبارت است از :

1 ـ چه کسی می گوید ؟

2 ـ چه می گوید ؟

3 ـ به چه کسی می گوید ؟

4 ـ کجا می گوید ؟

5 ـ چگونه می گوید ؟

6 ـ برای چه می گوید ؟

7 ـ با چه تأثیری می گوید ؟

لاند برگ ، شراگ و لارسن (( ارتباط را عبارت از انتقال معانی یا پیام از طریق نمادها می دانند . به نظر این سه دانشمند زمانی که انسان از طریق نمادهایی چند به تأثیر بر یکدیگر می پردازند در ارتباط با یکدیگر قرار می گیرند . جرج جونبر ارتباط را به مفهوم کنش متقابل اجتماعی بر اساس پیام می داند . دنیس لانگلی و میشل شیس ارتباط را این گونه تعریف می نمایند :

(( ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال اطلاعات با وسایل ارتباطی مختلف از یک نقطه ، یک شخص یا یک دستگاه به دیگری )) .

جان ای . ار . لی در کتاب به سوی سیاست های ارتباطی واقع بینانه ارتباط را این گونه تعریف می کند :

(( ارتباط عموما به مفهوم فراگرد حمل و نقل و ارسال میان محل ها و مردم می دانند . در نظر مسئولان برنامه ریزی ، ارتباط معمولا به معنای حمل و نقل کالاها و مردم از راه خشکی ، آب و هوا و ارسال پیام ها از طریق وسایل مخابراتی بوده است . ولی مفهوم ارتباط در جامعه که به ویژه به ظرفیت اطلاعاتی لازم برای جامعه به منظور عملکرد موثر جریان ارتباط در سراسر بافت اجتماعی توجه دارد با این معنای محدود تطبیق نمی کند . بنابراین می توان نتیجه گرفت که ارتباط فرآیندی است که در آن اطلاعات ، عقاید و افکار مردم هم از طریق تماس مستقیم و هم ز طریق مجراهای مختلف صورت می گیرد و به عبارت ساده تر اطلاعات از طریق ارتباط انتقال می یابد . در برقراری ارتباط پیوسته هدفی وجود دارد و فرد برای دریافت آگاهی بیشتر با دیگران ارتباط برقرار می کند . در پرتو ارتباطات است که فرد به مهارت های تازه و طرز فکر و رفتارهای جدید دست می یابد .

ابراهیم رشیدپور صاحب نظر در مسائل ارتباطات معتقد است :

(( ارتباط جریانی است که طی آن دو نفر یا بیشتر از طریق کاربرد پیام هایی که معنای آن بر ایشان یکسان است به تبادل افکار ، نظرات ، احساسات و عقاید خود می پردازند )) .

ارتباط در دائره المعارف عمومی فیشر این گونه تعریف می شود :

(( ارتباط در مفهوم گسترده آن برای بیان هر نوع انتقال اطلاعات به کار می رود )) .

ارسطو فیلسوف یونانی 2300 سال پیش شاید نخستین بار در زمینه ارتباط سخن به میان آورد . او در کتابی به نام مطالعه معانی بیان ریطوریقا که آن را مترادف ارتباط می دانست در تعریف ارتباط این گونه نوشته است: (( ارتباط عبارت است از جست و جو برای دست یافتن به کلیه وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران )) .

ویلبر شرام در کتاب فراگرد و تأثیر ارتباط جمعی معتقد است :

در فراگرد ارتباط به طور کلی ما می خواهیم با گیرنده پیام خود در یک مورد و مسأله معینی همانندی ( اشتراک فکر ) ایجاد کنیم .

گروهی از اندیشمندان امر ارتباط در تعاریفی که از واژه ارتباط ارئه داده اند مسأله ترغیب و اقناع یا همانندی و اشتراک فکر را با ابعاد گسترده تر مطرح کرده اند برای نمونه می توان گفت :

تئودور نیوکامب در کتاب روانشناسی اجتماعی پذیرش تأثیر را مهم ترین مسأله در ارتباط دانسته است / وی معتقد است هر گاه شخص تأثیری را بپذیرد که دیگری در مورد او ارائه کرده است دومی با اولی ارتباط برقرار کرده است .

جورگن در کتاب ارزش های ارتباط و فرهنگ بر موضوع تأثیر در ارتباط تأکید دارد و معتقد است ارتباط عبارت است از فراگردهایی که بر مبنای آن انسان ها همدیگر را تحت نفوذ قرار می دهند .

کارل هاولند در کتاب ارتباطات اجتماعی تعریفی متفاوت از ارتباط دارد او می گوید :

(( ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال یک محرک ( معمولا علامت بیانی ) از یک فرد ( ارتباط گر ) به فردی دیگر ( پیام گیر ) به منظور تغییر رفتار او )) .

دیوید برلو در تعریف خود از ارتباط بر پاسخ و بازتاب تأکید بیشتری کرده است او می گوید :

(( ارتباط برقرار کردن عبارت است از جست و جوی پاسخ از سوی گیرنده )) .

هنری لیندگرن در کتاب هنر ارتباط انسانی معتقد است :

(( ارتباط از دیدگاه روانشناسی فراگردی است حاوی تمامی شرایطی که متضمن انتقال معنی باشد ))

رایت نیز همچون هنری لیندگرن مسأله انتقال معنی را مطرح نموده است و اعتقاد دارد که : (( ارتباط فراگرد انتقال معنی بین دو نفر است )) . میکی اسمیت در ارائه مدل ارتباطی خود تعریفی برای ارتباط آورده که در آن به انتقال حافظه ها در ارتباط نیز اشاره شده است . او می گوید : (( ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال اطلاعات ، احساس ها ، حافظه ها ، و فکرها در میان مردم )) .

مافیوس اسمیت در تعریف ارتباط می گوید :

(( هر نوع عملی که به وسیله فردی انجام شود که طی آن فرد دیگری بتواند آن را درک کند ارتباط نامیده می شود ، خواه این عمل با استفاده از وسیله انجام شود یا بدون وسیله )) .

عده ای دیگر از دانشمندان علوم ارتباطات در تعریف های خود عناصر موجود در جریان ارتباط را مورد توجه قرار داده اند .

جیمز واتسون در کتاب فرهنگ ارتباط و بررسی های وسایل ارتباطی تعریفی از ارتباط را برگزیده و ارائه داده است . این تعریف تقریبا مشابه تعریف لاسول است . در این تعریف آمده :

ارتباط عبارت است از فراگرد تولید محتوایی نمادی از سوی یک فرد بر اساس یک کد با پیش بینی مصرف آن از سوی دیگران بر اساس همان کد .

آرانگارن در کتاب ارتباط انسانی می نویسد :

(( ارتباط عبارت است از انتقال اطلاعات در محدوده سه چیز ( انتشار emission ، انتقال conduction و دریافت پیام message )) .

میلر Miller در کتاب روانشناسی زبان شناسی در تعریف ارتباط می نویسد :

(( ارتباط هنگامی روی می دهد که یک منبع پیام علایمی را از طریق کانال به دریافت کننده ای که مقصد محسوب می شود ارسال کند )) .

گروهی دیگر در تعریف خود از ارتباط پیام را بیشتر شکافته اند و روی آن تأکید کرده اند مانند : برلسون و اشتاینر Berelson & Steiner انتقال اطلاعات ایده ها ، انگیزه ها ، مهارت ها و غیره از طریق استفاده از نمادها ، کلمات ، تصاویر و شکل ها . اعداد ، نمودارها و غیره عمل یا فراگرد انتقالی محسوب می شود که معمولا آن را ارتباط می گویند .

چارلز کولی در کتاب معروف خود به نام سازمان اجتماعی ارتباط را این گونه تعریف می کند : (( ارتباط مکانیسمی است که روابط انسانی بر اساس و به وسیله آن به وجود می آید و تمام مظاهر فکری و وسایل انتقال و حفظ آن ها در زمان و مکان بر پایه آن توسعه پیدا می کند .

ارتباط حالات چهره ـ رفتارها ـ حرکات ـ طنین صدا ـ کلمات ـ نوشته ها ـ چاپ ـ راه اهن ـ تلگراف ـ تلفن و تمام وسایلی که اخیرا در راه غلبه انسان بر مکان و زمان ساخته شده است را در بر می گیرد .

جرج گوردن نیز اعتقاد دارد :

(( هر چیزی که انسان انجام می دهد به نحوی با مفهوم عمومی ارتباط مربوط است )) جرج گوردن این تعریف را در کتاب زبان های ارتباط ذکر نموده است .

در جمع بندی کلی از تعاریف ارائه شده از ناحیه صاحب نظران می توان گفت که :

(( ارتباط عبارت است از عمل انتقال ، اظهار ، بیان و گفت و گو بین یک فرد با افراد دیگر )) .

و نهایتا کارشناسان علوم اجتماعی و ارتباطات این تعریف را برای ارتباط پیشنهاد کرده اند :

(( ارتباط عبارت است از عملی که طی آن یک یا چند نفر به تبادل خبر ، اطلاع ، نقطه نظرها ، گرایش ها و تجارب خود می پردازند )) . ارتباط هنگامی می تواند بین دو نفر اتفاق بیفتد که ( ارتباط گر ) منظور و مفهوم خود را به صورت یک نماد Symbol کلامی یا غیر کلامی ما بازاء خارجی ببخشد و به مخاطب انتقال دهد و دریافت کننده پیام نیز از آن نماد ، همان معنا و مفهوم را دریافت کند و به ذهن خود منتقل نماید . مخاطب و گیرنده پیام باید همان معنا را به ذهن خود متبادر کند و همان معنای فرستنده پیام را به آن نماد نسبت بدهد . کلمات از مهم ترین نمادها و علائمی هستند که در عمل ارتباط به استخدام در می آیند تا منظور و مفهوم را از گوینده به دریافت کننده برسانند .

مفهوم و تعریف ارتباط انسانی :

یکی از نامدارترین دانشمندان ارتباطات انسانی ، پروفسور دین بارنلود این گونه بیان می کند :

ارتباطات آن گونه که من بدان می نگرم ، کلمه ای است که بیانگر فراگرد ایجاد معنا می باشد دو کلمه در این جمله از حساسیت زیادی برخوردارند یکی ایجاد و دیگری معنا است ، پیام ها ممکن است از خارج شکل بگیرند توسط یک سخنور ، از صفحه تلویزیون ، از والدین سخت گیر ـ اما معانی در درون شکل می گیرد این وضعیت هم سنگ آن شرایطی است که برلو Berlo در مورد آن می نویسد :

ارتباطات در بر گیرنده انتقال معنی نیست . معانی ، انتقال پذیر و یا قابل انتقال نیستند . فقط پیام ها قابل انتقال هستند و معنا در خود پیام نیست بلکه معنا در استفاده کنندگان از پیام Message users می باشد .

نویسندگان دیگری ارتباطات را فراگرد و تفاهم و تفهیم و تسهیم معنا در نظر گرفته اند . در این تعریف ارتباط به عنوان فراگرد به کار گرفته شده است زیرا آن را فعالیتی که با کنش ( Action ) ، دگرگونی ( Change ) ، مبادله ( Exchange ) و حرکت ( Movement ) سر و کار دارد . می دانند پیش تر بیان کردیم که ارتباطات تفهیم و تفاهم و تسهیم تجارب و دانسته های خود است با دیگران اینجا لازم به یادآوری است که ارتباطات از خویشتن و شناخت خویشتن آغاز می شود . هر ارتباطی که پای انسان در آن کشیده شده است از چشم اندازی ( Persective ) که انسان از خود دارد شروع می شود . دین بارنلوند یکی از محققان نام آور ارتباطات در سال های گذشته این مفهوم را در نگرشی که فرد از شش شخص دارد بیان می کند . در واقع او ارتباط میان دو انسان را به شش شخص تعمیم می دهد . این شش شخص از خویشتن آغاز می شود و آن این است که شما در مورد خود چه نظری دارید . این بدان معنی است که شما در مورد چه می اندیشید و در خود چه توانایی هایی سراغ دارید ؟

دوم : شما در مقابل شخص خود که دریافت کننده پیام شماست چگونه می اندیشید ؟

سوم : طرف مقابل ما چه دید و چه دید و نظری در مورد ما دارد ؟

چهارم : چگونه شخص مقابل به خود می نگرد ؟

پنجم : چگونه شخص دیگر یا شخص مقابل به شما می نگرد ؟

ششم : شخص دیگر یا شخص مقابل شما می اندیشد که شما به او می اندیشید ؟

بنابراین کل ادراک ( Perception ) ما از یک فراگرد ارتباطی ، به خود ما بستگی دارد . در تشریح و تبیین ما از فراگرد ارتباطی به مقدار زیاد به خود و درون خود متکی هستیم .

شکی نیست که فراگرد ارتباطات انسانی در محدوده روابط بشری شکل می گیرد . این روابط خود به ضرورت از جهات مختلف پدید می آیند به جهت کار ، خانواده ، تفریح و غیره . . .

گروهی از دانشمندان علوم ارتباطات بر این باورند که بسیاری از دردهای اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی جامعه ایران اسلامی مان ناشی از بی توجهی به ارتباطات صحیح با دیگران و عدم آشنایی با ظرایف و زوایای این علم از سوی شهروندان می باشد .

مفهوم ارتباطات

ارتباطات ، فرآیندی است آگاهانه یا نا آگاهانه ، خواسته یا نا خواسته که از طریق آن احساسات و نظرات به شکل پیام هایی کلامی و یا غیر کلامی بیان گردیده ، سپس ارسال ، دریافت و ادراک می شوند . این فرآیند ممکن است ناگهانی ، عاطفی و یا بیانگر ( مبین اهداف خاص برقرار کننده ارتباط ) ، باشد .

1 ـ Dean Barnlund

2 ـ دکتر علی اکبر فرهنگی ـ ارتباطات انسانی ـ ناشر رسا ت تهران چاپ هشتم سال 1384

توانایی برقراری ارتباط مناسب ، قدرت شما را در تبادل نظرات افزایش می دهد و تخیلات مبهم مبدل به واقعیت می شوند . نظرات جدید شکل می گیرند ، بررسی و طبقه بندی شده و سرانجام به نظرات قبلی افزوده می شوند .

مردم در سه سطح : درون فردی ، میان فردی ، و عمومی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند . ارتباطات درون فردی ، همان ارتباط با خود است . این نوع ارتباط فعالیت هایی مثل پرورش افکار ، تصمیم گیری ، گوش دادن ، و خود نگری را شامل می شود . ارتباطات میان فردی ( ارتباط با دیگران ) ، به ارتباط و مراودات بین دو فرد اطلاق می شود . این نوع ارتباط شامل گفت و گو ، مصاحبه و مذاکره عمومی می شود . در ارتباطات عمومی ( جمعی ) ، فرد پیامی را به جمعی از مخاطبین می فرستد . این نوع ارتباط ممکن است مستقیم ( نظیر ارتباطات رو در رو ( چهره در چهره ) که پیامی از گوینده به شنونده منتقل می شود ) یا غیر مستقیم ( نظیر پیامی که توسط رادیو و تلویزیون پخش می شود ) باشد .

بر اساس تعریف علمی ؛ ارتباطات فرآیندی پویا ، پیوسته ، برگشت ناپذیر ، تعاملی و زمینه ای است ، این تعریف هنوز هم بعد از گذشت چهل سال از ارائه آن ، بدیع و قابل استفاده است .

ارتباطات فرآیندی پویا است ؛ زیرا پیوسته از حالتی به حالت دیگر تغییر می کند . اگر دیدگاه ها ، توقعات ، احساسات و عواطف افرادی را که در حال برقراری ارتباط هستند تغییر کند ، ماهیت ارتباط آن ها نیز تغییر می کند .

ارتباطات فرآیندی پویا است زیرا هرگز متوقف نمی شود . همه ما افکار و اطلاعات دریافتی را در هنگام خواب و رویا ، تفکر و بیان آن ها ؛ پرورش می دهیم . مغز ما همواره فعال است و ما همواره در حال برقراری ارتباط هستیم .

ارتباطات فرآیندی برگشت ناپذیر است ؛ زیرا هنگامی که پیامی می فرستیم ، نمی توانیم آن را بی اثر سازیم . هنگامی که زبان را در دهان می جنبانیم ، نگاهی معنادار می اندازیم ، یا عصبانی می شویم ، دیگر نمی توانیم آن آثار را پاک کنیم . عذر خواهی یا انکار ما نیز نمی تواند آن چه را که اتفاق افتاده است بی اثر سازد .

ارتباطات فرآیندی تعاملی است ؛ زیرا پیوسته با خود و دیگران در تماس هستیم . اطرافیان نسبت به سخنان و اعمال ما واکنش نشان می دهند و ما نیز در برابر سخنان و اعمال دیگران ، واکنش نشان می دهیم و به پاسخ گویی می پردازیم . بنابراین چرخه ای از کنش و واکنش ها ؛ مبنا و اساس فعالیت های ارتباطی ما قرار می گیرند .

ارتباطات فرآیند محتوایی ( زمینه ای ) است ، زیرا ارتباطات وابستگی زیادی به کل تجربه انسانی ما دارد . پیچیدگی ارتباطات ، ما را وادار می کند تا دانش و مهارت های لازم برای برقراری ارتباط را کسب کنیم و با محیط هماهنگ گردیم . یک آگهی که جهت تبلیغ یک نرم افزار واژه پرداز چاپ شده بود ، این ویژگی را به خوبی نمایش می داد :

(( شما با مادرتان همان گونه که با دوستان خود حرف می زنید ، صحبت نمی کنید )) . در ضیافت های شام ، مودبانه سخن می گویید . گاهی (( کوچه ـ بازاری )) صحبت می کنید . گاهی کم حرف می زنید . گاهی قهوه خانه ای صحبت می کنید . گاهی مانند کودکان صحبت می کنید . حتی هنگامی که حرف نمی زنید و کلمه ای به زبان نمی آورید ، با حرکت دادن اعضای بدن خود ، منظور و مقصود خود را به دیگران رسانده و تفهیم می کنید .

1 ـ ری ام برکو ـ دارلین آرولسن ـ مدیریت ارتباطات ـ دفتر پژوهش های فرهنگی سال 1378 ـ ص 50 مترجم : داود ایزدی

برای این که به خوبی بتوانید ارتباط برقرار کنید ، باید : رابطه بین فرهنگ و ارتباطات ، فرایند ارتباطات ، ارسال پیام ها ، پردازش داده ها و تجزیه و تحلیل نظرات دیگران را درک کنید . همچنین باید به هنگام تصمیم گیری ، از ضوابط و استاندارد های اخلاقی کاملا آگاهی داشته باشید و از آن ها استفاده کنید .

ارتباطات انسانی

تعریف

ارتباط انسانی یا ((human communication )) ارتباطی است که طی آن انسان با خود self to self communication یا دیگران ارتباط انسانی با انسان دیگر human to human به صورت کلامیverbal communication و غیر کلامی ( non verbal commuonication ) انتقال معنا صورت می گیرد و حاصل فطرت و نیاز بشر است .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 22:2  توسط دکترحمیدصبری   |